کد خبر: ۱۳۸۹۴
۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
لژیونری؛ رؤیای سجاد تنهایی، پسر هندبالیست مشهد

لژیونری؛ رؤیای سجاد تنهایی، پسر هندبالیست مشهد

سجاد در خانواده‌ای که کشتی حرف اول را می‌زند، با انتخاب هندبال، مسیری متفاوت را در پیش گرفته است. این مسیر هم با استعدادیابی درست معلم ورزشش برای او باز شده است. او تلاش می‌کند به هدفش که لژیونری است، دست یابد.

قد و قواره‌اش، بلندتر از شانزده‌سالگی یک پسر است و رؤیاهایش فراتر از همین قد و قواره. سجاد تنهایی با یک متر و ۹۳‌سانتی‌متر قد، اکنون بازیکن باشگاه «نام‌آوران» مشهد در رده نوجوانان است. قد در خانواده او، ارثی و امتیازی طبیعی است، درست مانند ورزش و کشتی.

با‌این‌حال، سجاد در خانواده‌ای که کشتی حرف اول را می‌زند، با انتخاب هندبال، مسیری متفاوت را در پیش گرفته است. این مسیر هم با استعدادیابی درست و دقیق معلم ورزشش برای او باز شده است.

این نوجوان ورزشکار ساکن محله امام‌هادی(ع) دو‌سال است که برای اثبات توانایی‌های خود در رشته مورد‌علاقه‌اش می‌کوشد و با پشتکار و انگیزه فراوان در‌حال دنبال‌کردن رؤیا‌های هندبالی خود است. دوست دارد با تمام توان خود در این رشته ورزشی پیشرفت کند و به هدفش که لژیونری است، دست یابد.

 

آغاز یک رؤیا

سجاد درباره شروع علاقه‌اش به هندبال می‌گوید: از کلاس هشتم شروع کردم. معلم ورزش مدرسه، آقای رشیدی، گفت قدت بلند است و به نظرم اگر بیایی برای مسابقات منطقه انتخاب می‌شوی و مقام هم می‌آوری. پیشنهاد رشته هندبال را دادند؛ چون در مدرسه‌مان همین رشته فعال بود. همان زمان، قرار بود مسابقات هندبال برگزار شود و دو‌سه‌هفته فرصت داشتم.

این شروع باعث شد سجاد در مسابقات بین مدرسه‌ای شرکت کند و در آنجا مربی تبادکان به نام مسعود کافی، بار دیگر استعداد ورزشی او را شناسایی کند. این ورزشکار نوجوان آن روز‌ها را به یاد می‌آورد و می‌گوید: من تقریبا چهار ماه تمرین کردم و آمادگی ورزشی داشتم که آقای کافی انتخابم کرد. در اسفند ۱۴۰۲ من برای مسابقات استانی بازی کردم. از آنجا گفتند می‌خواهیم تیم لیگ را جمع کنیم و آقای کافی، مربی لیگ ما شد.

 

هندبال تا لژیونری

این ورزشکار، دو برادر قد‌بلند و بزرگ‌تر از خودش دارد که آنها هم ورزشکار هستند. پدرش هم در رشته‌های ورزشی مختلفی مانند جودو، مردان آهنین، مچ‌اندازی و کشتی، رتبه‌های ورزشی اولی و دومی دارد، هرچند که همیشه خودش را کشتی‌گیر می‌داند. سجاد درباره خودش و خانواده‌اش می‌گوید: پدرم، چون ورزشکار است، همیشه مشوق جدی ما بود. برادر بزرگم که بیست‌وهشت‌ساله است، قبلا کشتی‌گیر بود و برادر قبل از خودم هم بیست‌وسه‌ساله و بوکسور است.

‌بااینکه در خانواده‌اش، نام ورزش‌های مختلف به گوشش خورده، طرفدار پروپا‌قرص هندبال است و این علاقه را این‌طور توضیح می‌دهد: با اینکه قدم، معیار خوبی برای بازی فوتبال هم هست، هندبال را بیشتر از فوتبال دوست دارم. به‌نظرم آقای رشیدی که تا پارسال معلم ورزشم بود، استعدادیابی درستی انجام داد. می‌خواهم رویه هندبال را تا لژیونری ادامه بدهم.

 

لژیونری؛ رؤیای این روزهای سجاد تنهایی

 

دعوت به تیم ملی

سجاد با پشتکار و تمرینات سخت، به تیم لیگ برتر نوجوانان راه یافت و در سال‌۱۴۰۳، تیمش در این مسابقات، رتبه پنجم را کسب کرد. این دستاورد باعث شد او در سال ۱۴۰۴ به تیم ملی کمتر از هفده‌سال دعوت شود. در شرح ماجرا توضیح می‌دهد: به تیم ملی دعوت شدم، ولی متأسفانه سنم خیلی کم بود و به همین دلیل اسمم خط خورد، ولی انگیزه من بیشتر شد.

این بازیکنِ شانزده‌ساله در زمین هندبال، در پست بغل چپ بازی می‌کند. این پست، یکی از پست‌های بیرونی در هندبال است و نیازمند قدرت بدنی زیاد و مهارت‌های فردی قوی است.

سجاد معتقد است که قد، تنها یک فاکتور کمکی است و مهارت و توانایی، نقش اصلی را در موفقیت یک هندبالیست ایفا می‌کند و می‌گوید: قد یک الزام کوچک است. اتفاقا بعضی از بازیکنانان معروفِ هندبال، قد‌بلند نیستند؛ مثلا مربی خودم که کاپیتان سابق تیم ملی بوده است، قد خیلی نامتعارفی ندارد و نسبت‌به بقیه هندبالیست‌ها یک سروگردن کوتاه‌تر است، ولی به‌خاطر جنگندگی که داشته به تیم ملی رسیده است و حتی توانسته چند‌سال سقف قرارداد ایران را هم داشته باشد. این را می‌گویم، چون ممکن است تعدادی از هم‌سن‌و‌سال‌ها و هم‌کلاسی‌هایم به این رشته فکر کنند، ولی وقتی امثال من را ببینند احساس کنند مانع بزرگی دارند.

 

عواقب دست‌کم گرفتن حریف

سجاد همچنین درباره خاطره‌ای از مسابقات زاهدان می‌گوید: پارسال مسابقات دور اول لیگ برتر بود. همه بازی‌ها را داشتیم می‌بردیم. قرار بود بعد از بازی چهارم برویم در شهر گشت‌وگذار کنیم و مسجد مکی را که یکی از مناطق دیدنی زاهدان است ببینیم، ولی به‌دلیل اینکه آن بازی راحت بود، دست کم گرفتیمش. حتی لحظات آخر داشتیم باخت می‌دادیم. یعنی در دو دقیقه آخر چهارتا هم عقب بودیم که بازی به سختی مساوی شد.

او خاطره‌اش را ادامه می‌دهد؛ «بعد‌از بازی وقتی برگشتیم خوابگاه، علاوه‌بر اینکه به گشت‌وگذار نرفتیم، ما را تهدید کردند که ممکن است شام هم ندهند. یعنی تنبیه شدیم. روز بعد گفتند اگر با اختلاف پانزده‌تا تیم زاهدان را نبرید، ناهار روز بعد را هم کنسل می‌کنیم. این تنبیه و تهدید‌ها روی اعضای تیم ما خیلی تأثیر گذاشت. آنجا به این نتیجه رسیدیم که دست‌کم گرفتن حریف، کار دستمان می‌دهد.»‌

 

غبطه به رقیبِ جدی

خاطره دیگری هم به یاد می‌آورد و می‌گوید: موقعی که هندبال را شروع کردم، فکر نمی‌کردم بخواهم ورزش را جدی دنبال کنم. دوستم محسن هادیزاده که آن زمان در پُست من در باشگاه نام‌آوران بازی می‌کرد، به تیم ملی کمتر از هفده‌سال دعوت شد؛ بعد به آسیایی و جهانی هم رفت و در‌نهایت دومین دفاع برتر جهان شد.

هندبال برایم شبیه زندگی است. همه تمرکزم را روی هندبال گذاشته‌ام تا در سن کم به موفقیت برسم

او خیلی بیشتر از من سابقه فعالیت دارد و این موفقیت‌ها واقعا حقش است. برای همین وقتی نیمکت او به من تعلق می‌گرفت و وارد زمین می‌شد، خیلی به او غبطه می‌خوردم. راستش سختم بود؛ چون از نظر شخصیتی از آنهایی هستم که می‌خواهم از رقیب جلو بیفتم.

 

شبیه زندگی 

سجاد با وجود مشغله‌های درسی در کلاس دهم مدرسه کاظم رنگرز، به تمرینات ورزشی‌اش اهمیت می‌دهد. او می‌گوید: این روز‌ها مدرسه می‌روم و بعد‌از کمی استراحت، هر‌روز در باشگاه فعالیت مستمر دارم. رشته تحصیلی‌ام تجربی است و می‌خواهم در دانشگاه تربیت بدنی بخوانم.

این ورزشکار پر‌تلاش که تا یک‌سال آینده در رده نونهالان است، با چشم‌اندازی روشن به آینده نگاه می‌کند و می‌گوید: قصد دارم اول تلاش کنم که به تیم ملی بروم، بعد مسابقات بین‌المللی و تیم‌های خوب راه یابم. هندبال برایم شبیه زندگی است. چون همه فکر و ذکر این روزهایم است. همه تمرکزم را روی هندبال گذاشته‌ام تا در سن کم به موفقیت برسم. البته این را هم بگویم اگر با هندبال آشنا نمی‌شدم، دوست داشتم کشتی را ادامه بدهم.

سجاد از مجتبی حیدرپور، کاپیتان سابق تیم ملی و کاپیتان فعلی تیم سپاهان، به‌عنوان الگو یاد می‌کند.

با افتخار می‌گوید: الگوی ورزشی‌ام، آقای مجتبی حیدرپور است. حاج‌قاسم شعبانپور و آقای صادق ساجد هم مربی‌هایم بودند. آنها مربیان پیشکسوتی هستند که استعدادم را شناسایی کردند.

او همچنین از حمایت بی‌دریغ خانواده‌اش قدردانی می‌کند و ادامه می‌دهد: پدرم همیشه ما را تشویق کرده و حامی‌مان بوده است.

 

لژیونری؛ رؤیای این روزهای سجاد تنهایی

حسن تنهایی در کنار پسرش سجاد

 

دوست دارم روی قله باشد

حسن تنهایی، پدر سجاد، با اینکه خودش به کشتی علاقه بسیار دارد، از پسرانش در رشته‌های ورزشی دیگر حمایت کرده است. او بازنشسته سازمان اتوبوس‌رانی است و به جز کشتی، عناوین ورزشی متفاوتی دارد. از‌جمله عناوین او مقام دوم مسابقات قوی‌ترین مردان در المپیاد ورزشی شهرداری مشهد، سال‌۹۳ و مقام اولی مسابقات جودو شهری در سال‌۹۴ است.

‌پدر سجاد می‌گوید: پسرم حدودا کلاس سوم بود که کشتی کار می‌کرد. او را با خودم به باشگاه می‌بردم. حدود یک‌سالی کار کرد که کرونا شیوع پیدا کرد و باشگاه‌ها تعطیل شد.

تنهایی توضیح می‌دهد: وقتی سجاد آمد خانه و مطرح کرد که معلم ورزشش پیشنهاد هندبال به او داده است، هیچ مقاومتی نکردم. گفتم اگر می‌توانی برو و ادامه بده. تعصبی روی کشتی به خرج نمی‌دهم؛ فقط دوست دارم او را روی قله ببینم.

 

سوابق ورزشی سجاد تنهایی

تیر ۱۴۰۳

تیر ۱۴۰۳ مسابقات استانی نونهالان و چند روز بعد از آن راهیابی به مسابقات استانی نوجوانان

مرداد ۱۴۰۳

حضور در مسابقات کشوری آموزشگاه‌ها با تیم خراسان رضوی

مهر ۱۴۰۳

قهرمانی مسابقات مناطق کشور در رده نونهالان

بهمن ۱۴۰۳

حضور در لیگ برتر نوجوانان با تیم نفت و گاز سرخس (رتبه پنجم)

تیر ۱۴۰۴

حضور در مسابقات استانی نونهالان (رتبه اول)

مرداد ۱۴۰۴

حضور در مسابقات استانی نوجوانان (رتبه دوم)

 

 

* این گزارش چهارشنبه ۲۴ دی‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۰ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44