حدود ۴۶۶ سال پیش، وقتی یکنفر وارد شهر شد و فریاد زد دشت مشهد پر از طلاست و همه روستاییان برای جمعآوری آن هجوم آوردهاند، اهالی شهر حال عجیبی پیدا کردند. قصه تبدیل شدن مشهد به دشت طلا یک روایت مستند است.
تحصیلات جهانشاهی مهندسی برق است و از همین طریق امرار معاش میکند اما شعر و شاعری از نوجوانی با جانش درآمیخته و لحظهای هم به نبودن شعر در زندگیاش فکر نکرده. میگوید: شعر نوعی مهندسی کلمات است و نقطه عطفی برای تمام علوم دنیا.
حاج علی اکبر بجستانی مقدم، تاجری است که بدلیل شمار وقفهایش از او بهعنوان بزرگترین واقف پس از انقلاب یاد میشود. او ۷۲ مدرسه در اطراف تهران وقف کرده که هرکدام به نامی از شهدای کربلا مزین شد.
۲۳ مهر۱۳۰۶ راهآهن ملی ایران احداث میشود و کار خودش را رسما آغاز میکند و پس از آن قرار بر این میشود خط آهن گرمسار-مشهد نخستین خطی باشد که احداث میشود؛ ازاینرو ۲۴اسفند۱۳۱۶ با تشریفات رسمی کار زیرسازی و ریلگذاری این خط آغاز میشود.
در این سرشماری معلوم شد مردم شهر حتی از داشتن آب که اولین مایع حیاتی است محروماند و مردان و زنان مستمند بر اثر عدم بهداشت و دردستنداشتن دارو و دکتر به وضع فلاکتباری به سر میبرند و نانی برای خوردن ندارند.
مجتبی کاشانی هسته عملی جامعه یاوری فرهنگی را شکل میدهد، او از اوایل دهه ۶۰ به جنوب خراسان و مناطق محروم میرود، فقر آموزشی را از نزدیک میبیند و تصمیم میگیرد به جای کار نمادین، سراغ ساخت مدرسه و ایجاد زیرساخت برود.
در میان رجال قاجار که بهعنوان حاکم یا متولیباشی به مشهد آمدند، میرزاجعفرخانحسینی، ملقب به مشیرالدوله و «مهندسباشی»، یکی از کوتاهترین دورههای مسئولیتی را دارد؛ با اینحال، خدماتش بسیار درخشان است.