حسینعلی مردان شاهی، مؤسس گروه «فردای جام» ۳۰ سال به نوازندگی دوتار مشغول بوده است. او و گروهش اجراهای زیادی در ایران و خارج از ایران داشتهاند اما به گفته خودش بیشترین اجراهایش را در مشهد داشته است.
بخش مهمی از گزارشهای محمدحسنخان اعتمادالسلطنه، وزیر انطباعات ناصرالدینشاه و نویسنده کتاب بسیار ارزشمند «مطلعالشمس» درباره توسعه و تزیین حرم رضوی، در کتاب دیگر او موسوم به «المآثر والآثار» درج شده است.
به استناد خبر روزنامه نوبهار ۲۸ جمادی الاول ۱۳۲۹ قمری پهلوانان دیگری که در این روزگار مسبب دزدی اموال مردم هستند، محمدرضا پهلوان و غلامحسین پهلوان نام دارند که در اطراف سبزوار کاروانهای تاجران و زائران را لخت میکنند.
مهدی احمدی اواخر دهه ۴۰ مسیر حرفهای خود را آغاز کرد و در دهههای بعد با تهیه کنندگی فیلم هایی، چون «گرگهای گرسنه»، «یار در خانه»، «دل نمک» و «ارثیه فامیلی» از نخستین چهرههایی شد که تولید حرفهای فیلم در مشهد را به طور جدی دنبال کردند.
رحمان کامیاب، طراح و مجری پروژههای معماری سنتی در مشهد میگوید: بناهای قاجاری که به «موزهای زنده از معماری اسلامی و ایرانی» شباهت دارد، یکی یکی از میان میروند؛ بی آنکه ارادهای جدی برای حفظ آنها وجود داشته باشد.
از روزی که در سال ۶۱۷ هجری قمری لقب «دارالامان» به مشهد داده شد، این نام نه یک عنوان تشریفاتی که بازتابی بوده که قرنها دوام آورده و در دورههای گوناگون، شکلهای متفاوتی از «امان» را به مردم بخشیده است.
مهدی شایاننیا فعالیت انقلابیاش را خیلی زود آغاز میکند. او پساز آشنایی با رهبری بیشتر اوقاتش را در خدمت ایشان و انقلاب میگذراند. ماجرای این آشنایی به صدمتر آنطرفتر از خانه آنها در کوچه برنجیها بازمیگردد.
شهید آیتالله سیدعلی خامنهای میفرمایند: از شش سال تحصیل در حوزه مشهد خاطرات بسیاری دارم که یک مورد آن را ذکر میکنم و آن عبارت بود از شیفتگی شدید من به مطالعه کتابهای داستان و رمانهای مشهور جهانی و ایرانی.
نخستین آمار رسمی ایرانیها خرداد سال ۱۳۱۸ شروع شد اما ۱۰ آبانماه به مشهد رسید؛ آمارگیری که هیچگاه به پایان نرسید، چون شهریور سال ۱۳۲۰ متفقین به ایران حمله کردند و کشور اشغال نظامی شد.
پل عابرپیاده میدان «شهید فهمیده» نخستین پل قوسی معلق مشهد نام گرفت. این معبر عابر پیاده ۸۵ متر طول، ۳ متر عرض و ۱۰۰ تن وزن داشت که در قطعات ۱۲ متری ساخته شد.
این گزارش، روایتی است از ورود «چاپ سربی»؛ فناوری نوظهوری که نهتنها سرعت انتشار اخبار را دوچندان کرد، بلکه به سلاحی در دست مشروطهخواهان و روشنفکران مبدل شد تا مشهد را از پیله سنت به سوی دنیای مدرن پرواز دهند.
عبدالحسین مشکات، هنرمند پیشکسوت کاشی کاری سنتی با بیش از شصت سال سابقه فعالیت معتقد است: هنر کاشی کاری نه فقط مهارت فنی، بلکه عشق، صبر و ممارست میخواهد. او ادامه دهنده این میراث تاریخی و هنری است.
فولادیمهاجر با تیم آموزشگاهش در مسابقات کشوری اصفهان عنوان نایبقهرمانی را به دست آورد و این شروعی برای مسیر حرفهای ورزش او در رشته والیبال بود.
مهدی سجادپور ازجمله هنرمندانی است که مسیر حرفهای خود را از تئاتر مشهد آغاز کرده و پس از سالها فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی صحنه، وارد حوزه نویسندگی سینما و تلویزیون شده است.
مجدالعلی بوستان، روزنامهای ادبی، علمی و تاریخی با نام «بوستان» را «سه شنبه ۱۵مهر ۱۳۰۳» در مشهد راه میاندازد. بعد از آبان ۱۳۰۵، مدتی کوتاه انتشار «بوستان» را در تهران ادامه میدهد.
مهدی فاضل، عکاس، مترجم و منتقد مشهدی میگوید: هر کسی میتواند درباره هر عکسی که دوست دارد، بنویسد. اما اینکه چه اسمی روی آن عکس بگذارد، مهم است. کلمه درست درباره خیلی از نوشته ها، فقط یک دل نوشته است.
مشهد جزو نخستین شهرهایی است که صاحب کارخانه مبلسازی شد؛ آن هم به همت کارآفرینی به نام «حاجحسین هرمززاده» که تقریبا همه او را به نام «آقای مبل دقت» میشناسند و حالا به تکهای از هویت شهر تبدیل شده است.
روشا اکبری، نخستینبار زمانی که تنها هشت سال داشت، تصویرش بهعنوان قهرمان و نابغه تازه شطرنج ایران در رسانهها منتشر شد. مسیری که از رؤیای قهرمانی در ایران آغاز شده بود، هشت سال بعد به قهرمانی جهان ختم شد.
محمد خدادادی تولیدکننده دریچههای آلومینیومی کولر است؛ میگوید: جزو اولیننفراتی است که این دریچهها را سال۷۱ در مشهد تولید کرده است. او اختراعات بسیاری در طول عمرش داشته و ایده ساخت وسایل هم از نیازهای روزمره به ذهنش میرسد.
با خروج شاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ از ایران، اوضاع کشور بیش از پیش به هم میریزد. مبارزات مردم انقلابی مشهد نیز با فرارسیدن بهمنماه ۱۳۵۷ وارد مرحله تازهای میشود. تظاهرات متعددی شکل میگیرد که رفته رفته کنترل شهر را از دست قوای نظامی خارج میکند.