مسجد غدیر باباعلی در آغاز هر ماه، میزبان بازارچه «برکت» است. در این بازارچه بیش از شصتبانو محصولات و هنرهای دستی خود ازجمله غذاهای آماده، شیرینیجات، آجیل، پوشاک، گیاهان آپارتمانی، دکوری و زیورآلات را برای فروش عرضه میکنند.
راسته بازار مسگران مشهد حوالی خیابان «سرخس» از بازارهای قدیمی مشهد است. اغلب کسبه آن سابقهای نزدیک به نیم قرن دارند. پیشینه مسگری به ۵ هزارسال قبل میرسد و یکی از هنرهای سنتی ایرانی به شمار میآید.
مریم نوقانی بانویی است که با پشتکار خود توانسته تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگیاش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاشهای بیوقفهاش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل و برای زنان اشتغالزایی کند.
طاهره صفارکاخکی طی سیسال خدمت، علاوهبر تدریس و مدیریت مدارس مختلف، هنرش را هم به شاگردانش آموزش داده است. او در زمان جنگ برای رزمندگان کلاه و شال میبافت و حالا هم برای پاکبانان محلهاش کلاه بافته است.
خانواده آقای ذاکری بعداز ورشکستگی پدر و زخمخوردن از دوست و آشنا، اگرچه تا مرز نابودی رفتند، اما به لطف و مهربانی بانوی خانه یعنی طیبه قدسیسنگانی مأیوس نشدند. طیبه خانم با کارهای خانگی، زندگیاش را حفظ کرد.
کسبه خیابان شیخصدوق، صاحب این مغازه را بهخوبی میشناسند؛ برای همین وقتی به کارشان گرهی میافتد، یکراست میآیند به پرده فروشی سجاد. او که میان اهالی به «ممدشیخ» معروف است، میگوید که خستگی از کار، برایش معنا ندارد.
نیمقرن است شیوه کار دوچرخهساز محله شهیدبهشتی تغییر نکرده است. عباس ابنحسینی از کودکی دوچرخهسوار بوده و از نوجوانی وارد حرفه دوچرخهسازی شده است؛ مسیری که باعث شده تغییرات دوچرخه را در این سالها با دستان خودش لمس کند.
اعظم برومند از همان بانوانی است که علاقهاش به کارهای هنری، او را از بیکاری به خلاقیت رسانده است و امروز گل سرهایی میسازد که طرفداران خاص خودش را دارد.
سر نبش خیابان سرخس روی شیشههایش با خط نستعلیق و بهرنگ آبی آسمانی نوشته است «کفاشی قربانی». ۴۰ سال است ساکنان محله کفشهای خود را از حاج حسن میخرند. میگوید: کفش هم دوره دارد.
اگزوزساز محله خیرآباد با نصب تصاویر شهدا در مغازهاش، حال خوبی دارد. او به وجود تصاویر شهدا در مغازه اگزوزسازیاش مباهات میکند و آن را مایه برکت کسبوکار و بهترشدن حال و احوال دلش میداند.
اینجا کارگاه کوچک خیاطیامالبنین وطنپرست معروف به «خانم مهربان» است؛ زنی که بههمراه همسرش، چرخ خیاطی را به ابزار رویش و یاری تبدیل کرده است. بیشاز بیستسال است که زندگی این بانوی هنرمند با نخ و سوزن و پارچه گره خورده است.
کارگاه دلوسازی اصغرآقا اسماعیلی یکی از کوچکترین کارگاههای مهرآباد است. لاستیکهای کهنه و فرسوده کنار جادهها و خیابانها با دستان پرتلاش اصغرآقا و همسرش پوست کنی شده و به دلو تبدیل میشود.
پاساژ جواد با گذشت بیشاز نیمقرن هنوز در خاطره مشهدیها حضور پررنگی دارد. این پاساژ در خیابان خسروی یا همان شهیددیالمه، سالهاست که بهعنوان یکی از مراکز اصلی و بورس لوازم خرازی شناخته میشود.
تکتم فدائی زمانیکه بافت سبدهای حصیری را بدون رفتن به کلاسهای آموزشی شروع کرد، تصور نمیکرد روزی آنقدر حرفهای شود که برای سایر بانوان، کلاس آموزشی برگزار کند و او را بهعنوان مربی در محله بشناسند.
بازارچه خانگی محلهبلال با کمک فعالان محلی به مسجد منتقل شد و فروشش رونق گرفت. اعظم دهقان میگوید: در مدت کوتاهی، نزدیک به چهل نفر از زنان محله که در زمینههای مختلف فعالیت داشتند، اعلام آمادگی و استقبال کردند.
برای صادق شمسیزاده، کاسبی بیش از آنکه جنبه درآمدزایی داشته باشد، رنگ و بوی خدمت و دلسوزی برای اهالی محلهای را دارد که برای آبادی آن، سالها انتظار کشیده است. او از شغلهای متفاوتی که تجربه کرده، خاطرههای گفتنی دارد.
کارگرها۶ ماه ابتدای سال برای آماده کردن گل خشتمالی در ساعتی از بامداد که نسیم سرد بر پوست صورت میوزد، پابرهنه وارد چاله پر از آب میشوند و تا سپیدهدمان خاک رس را لگد میکنند که گل آماده قالبریزی شود.
سیدعباس نیم قرن است که گره روی گره میزند و میبافد. او معتقد است قالیبافی هنر است؛ هرچند خیلیها قدر آن را نمیدانند و از آن حمایت نمیکنند. میگوید: ۵۰سال است صبح تا شبگره به تاوپود قالی میزنم.
ابتدای خیابان امامیه قاسمآباد راسته ابزارفروشهاست؛ جایی که نزدیک چنددهه است مرکز مراجعه مشهدیها برای ساختوسازهایشان است، از پیمانکاران ساختمانی گرفته تا افرادی که خودشان دست به تعمیر و بازسازی میزنند.
در محله مشهدقلی، اوستا آرشیا آهنگر، با ۷۰ سال سن و عشق بسیار به این حرفه، همچنان آهنهای گداخته را میکوبد. او که استراحت را مایه بیماری میداند، از روزهای رونق پیش از انقلاب و مشکلات امروز این شغل طاقتفرسا برای جوانان میگوید.