روضه

طوبی خانم سال‌هاست با نصب پرچم، محفل صمیمی بین همسایه‌ها را زنده نگه داشته است. برای او اصل، برگزاری روضه و زنده نگهداشتن یاد سیدالشهدا (ع) است. مجلسی بی‌ریا که قرار نیست در آن ظرف و ظروف گران‌قیمت به چشم بیاید. 
در کوچه شهید‌قربانی ۳۴، آدم‌ها در شادی و سختی کنار هم‌اند؛ از همکاری پشت چرخ خیاطی تا پخت نذری و برگزاری مراسم مذهبی. یکی برای دیگری مادری می‌کند، دیگری با دست‌پختش گرمای محفل را بیشتر می‌کند و همه به بهانه‌ای دور هم جمع می‌شوند تا از حال یکدیگر باخبر باشند.
در خیابان رباط‌طرق ۷، سه خانه کنار هم قرار دارند. ساکنان این خانه‌ها انگار زندگی‌شان کم‌کم به هم وصل شده است. تنها یک‌سال‌و‌نیم از همسایگی‌شان می‌گذرد، اما در همین مدت کوتاه، زود با هم رفاقت کرده‌اند و هر کاری از دستشان برآمده، برای هم و کنار هم انجام داده‌اند.
حالا بعد‌از ۴۳ سال، هنوز از خانه‌ شهیدان دهنوی که عکس سه شهیدشان بر سردر آن نقش بسته است، هر سه‌شنبه‌شب، صدای روضه اهل‌بیت (ع) بلند می‌شود و همسایه‌ها را به حضور دعوت می‌کند.
یک روضه خانگی در محرم سال۱۳۷۹، شروع آشنایی آمنه جونابادی و زهره رنجبر می‌شود؛ آشنایی‌ای که کم‌کم رنگ رفاقت می‌گیرد. چند‌سال بعد، سکینه فنایی هم به جمعشان اضافه می‌شود. حالا این سه همسایه، سال‌هاست در شادی و سختی کنار یکدیگرند.
۴۲سال است که خانه محمدزاده‌ها در دهه سوم محرم و روز شهادت امام‌رضا (ع) به کانون روضه و توسل در محله تبدیل شده است؛ میراثی که حالا از یک نذر خانوادگی فراتر رفته و ۳ نسل را برای حفظ این سنت حسنه کنار هم جمع کرده است.
سیدابوالفضل موسوی‌کاهانی واعظ محبوب محله دانش‌آموز صدای گرم و گفتاری دارد که هرکس پای روضه‌ها و سخنرانی‌هایش می‌نشیند، شیوه و گفتار او را می‌پسندد. به همین واسطه هرجا منبری قبول می‌کند، از شب سوم به بعد در مجلسش جا برای نشستن نیست.
محمدعلی قنبری، پیرغلام هیئت حسینی گلشهر، سال‌‌هاست زیر پرچم امام حسین(ع) زندگی کرده است. قصه زندگی او، پیش از آنکه به علم‌داری در هیئت حسینی گلشهر برسد، از کوچه‌های کابل آغاز می‌شود.
حاج‌محمد جعفری‌خانچه حالا بعد از یک عمر روضه‌خوانی و نوکری، خودش و نوجوانانی که دورش را گرفته‌اند، پای درس قرآن نشسته‌اند. قصه زندگی‌ این پیرغلام از درگز شروع شده است.
اهالی محله ثامن هرروز با عشق به امام‌حسین (ع) در بوستان محله، جمع می‌شوند. این مراسم عزاداری هر‌روز عصر به‌طور کامل خودجوش و مردمی در محله ثامن برگزار می‌شود ومردم حتی گاهی نذورات خود را اینجا ادا می‌کنند.
سکینه راد می‌گوید: «سه‌شنبه‌های فاطمی» هر هفته متناسب با مناسبت‌های مذهبی برگزار می‌شود و برنامه‌هایی مانند سخنرانی، روضه و مولودی‌خوانی را دربرمی‌گیرد. در مناسبت‌های ویژه نیز بخش‌های متنوع‌تری مانند اجرای سرود، دکلمه و نمایش به آن اضافه می‌شود.
درِ خانه خانواده موحدیان‌فر سال‌ها به روی روضه، عزاداری و خدمت به اهل‌بیت (ع) گشوده است؛ خانه‌ای که اهالی محل، آن را بیش‌از آنکه یک منزل مسکونی بدانند، حسینیه‌ای در دل یک خانه می‌شناسند.
تشکل طلبگی «ربیون» گروهی بیست‌نفره از طلاب هستند که بعد‌از شهادت قائد امت اسلامی، پای کار آمدند و تلاش کردند این تجمعات، فقط به حضور فیزیکی محدود نباشد و به فرصتی برای گفت‌و‌گو، روشنگری در فضای پرالتهاب سیاسی کشور تبدیل شود.
با حمایت پایگاه بسیج خواهران مسجد سناباد، خانه‌های زیادی برای عزاداری محرم و صفر داوطلب شدند. امسال هفده‌خانواده از محله برای میزبانی از روضه‌های خانگی اعلام آمادگی کرده‌اند تا چراغ این مجالس در خانه‌های بیشتری روشن شود.
در بافت قدیم مشهد، تکیه‌ها بر اساس وابستگی‌های مختلف شکل می‌گرفتند اما با تغییر سبک زندگی، بسیاری از کارکرد‌های تکیه‌ها به حسینیه‌ها منتقل شد، اما این بنا‌ها همچنان بخشی از حافظه تاریخی و مذهبی مشهد را در خود حفظ کرده‌اند.
بعد از این‌که زینب‌خانم نجمی به مناسبت ماه محرم، با اجازه همسایه‌ها پنج‌روز روضه در خیابان برگزار کرد، همسایه‌ها این‌قدر از این موضوع استقبال کردند که آنها هم بانی شدند و قرار است کل سی‌روز محرم در این خیابان روضه‌خوانی برپا باشد.
یوسف صداقت که شش دهه میان‌دار عزاداری هیئت‌های محله مقدم بوده است می‌گوید: میان‌دار پیش از آنکه صدای مجلس باشد، باید با رفتار، ادب و احترامش الگوی عزاداران باشد.
جمعی از فعالان فرهنگی مسجد امام‌سجاد(ع) تلاش کرده‌اند برای سومین سال پیاپی، طرحی حمایتی اجرا می‌کنند تا برگزاری روضه‌های خانگی و برنامه‌های مردمی محرم برای اهالی آسان‌تر شود.
نظم‌الدین اسماعیلی در خصوص اینکه چرا هیئت مذهبی‌شان ثبت نشده و حتی اسمی هم ندارد، می‌گوید: هیئت هنگامی که می‌خواهد ثبت شود، باید رئیس معرفی کند و من هم از اینکه به عنوان رئیس هیئت شناخته شوم، ناراحت می‌شوم.
سال‌هاست که در پنج روز اول محرم، خانه بی‌بی‌امجد موسوی‌ازغندی، میزبان زنانی است که برای عزاداری امام‌حسین(ع) دور هم جمع می‌شوند. خودش می‌گوید: از وقتی به خاطر دارم، محرم که از راه می‌رسید، مادرم لباس سیاه تنم می‌کرد و با هم به روضه همسایه‌ها می‌رفتیم.