روضه خانگی بیبی زهرا محل رفاقت همسایههای محله ابوذر است
در خیابان رباططرق ۷، سه خانه کنار هم قرار دارند. ساکنان این خانهها انگار زندگیشان کمکم به هم وصل شده است. تنها یکسالونیم از همسایگیشان میگذرد، اما در همین مدت کوتاه، زود با هم رفاقت کردهاند و هر کاری از دستشان برآمده، برای هم و کنار هم انجام دادهاند. از کمک به هم در کارهای روزمره گرفته تا وقتهایی که کاری برای یکی از این سه همسایه پیش آمده است و دو همسایه دیگر هم پای کار آمدهاند. برای این سه، همسایگی فقط سلام و احوالپرسی نیست؛ رفاقتی است که در طول این یکسالونیم، آرامآرام شکل گرفته است.
غیبت در محافل همسایگی ممنوع
سُرور سبزواری ۴۹ سال دارد و از چهارسال قبل در رباططرق در محله ابوذر سکونت دارد. او یکی از بانوان فعال در زمینه قرآنی است و همچنین خیاط ماهری است که به واسطه همین هنر با سایر همسایهها آشنا شده است. این بانوی هنرمند میگوید: همسایهها که برای کارهای خیاطیشان میآمدند، متوجه شدم که دوره قرآن و جلسههای روضه خانگی دارند. با رفتن به این جلسات با همسایههای دیگر آشنا شدم و با دو همسایه کناریام ارتباط بیشتری برقرار کردم.
سرورخانم در صحبتهایش میگوید: یکی از ویژگیهای همسایههایم دوری از غیبت و کنجکاوی در زندگی دیگران است. همین خصلتشان سبب شده است با آنها صمیمیتر شوم. از غیبتکردن خوشم نمیآید. دوست ندارم در زندگی دیگران سرک بکشم. همسایهای هم که این خصلتها را داشته باشد، با او قطع ارتباط میکنیم.
اشتراک تجربههای آشپزی
سرورخانم، زهرا حسنزاده، همسایه کناریاش را به ما معرفی میکند و میگوید: زهراخانم از یکسالونیم قبل به این کوچه آمده است. پایه کارهای فرهنگی است و کار به دستش میچسبد و هر زمان که اهالی کوچه کاری دارند، از کمک به دیگران دریغ نمیکند.
زهراخانم که قبلا در محله سیدی زندگی میکرد، وقتی به این کوچه نقل مکان کرد، احساس تنهایی و غربت داشت. او میگوید: خانوادهام در تربتحیدریه ساکن هستند. چندسالی که در سیدی ساکن بودم، با همسایهها بیشتر آشنا بودم. زمانیکه به این کوچه آمدم، در خریدهای روزانه با سرورخانم آشنا شدم. او مرا به روضههای همسایهها برد. حالا با همه اهالی کوچه احوالپرسی دارم.
دلیل آشناییام با همسایهها از طریق روضههایی است که هر شنبه در خانهام برگزار میکنم و از حال و احوال یکدیگر باخبر میشویم
بعداز گذشت این مدت آنها مانند خواهر با هم رفتوآمد دارند و صمیمی هستند. با هم به خرید روزانه میروند، فرزندانشان را به بوستان ثامنالائمه (ع) میبرند. با کمک هم ترشی و شوری برای زمستان درست میکنند. اگر دستور غذای تازهای پیدا کنند، با یکدیگر امتحانش میکنند و تجربههای آشپزیشان را با هم به اشتراک میگذارند.
زهراخانم ادامه میدهد: وقتی محصولاتی از روستایمان برای فروش بیاورم، همین همسایهها هستند که برای تبلیغ اجناسم پیشقدم میشوند. خودشان برای خرید میآیند و تنهایم نمیگذارند.
از خواهر نزدیکتر
خانم حسنزاده، سیدهزهرا رضوی را بهعنوان سومین همسایه به ما معرفی میکند و میگوید: بیبیزهرا و من همزمان به این کوچه آمدیم. بههمیندلیل زود با هم دوست شدیم. همیشه در خانه او روضه و دعای توسل برقرار است. هرکدام از اهالی نتواند در منزلش روضه یا سفره نذریاش را برپا کند، بیبیزهرا برای برگزاریاش پیشقدم میشود. او همیشه با روی باز از اهالی پذیرایی میکند.
بیبیزهرا رضوی قبل از اینکه به رباططرق۷ بیاید، در تربتجام زندگی میکرد. او میگوید: دلیل آشناییام با همسایهها از طریق روضههایی است که هر شنبه در خانهام برگزار میکنم. سفره ختم صلوات، دعای توسل و... هر ماه در خانهام برگزار میشود. این روضهها سبب شده است از حال و احوال یکدیگر باخبر باشیم.
بیبی زهرا بهاتفاق دو همسایه دیگرش هرروز در برنامه ورزش صبحگاهی که در بوستان ثامنالائمه (ع) برگزار میشود، شرکت میکنند. او میگوید: در مسیر رفت و برگشت از غذایی که پختیم یا خریدی که انجام دادهایم، صحبــت میکنیم. این صحبتها برایم دلگرمکننده است. همسایهها برایم جای مادر و خواهرم را که از من دور هستند، بهخوبی پر کردهاند.
* این گزارش سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۷ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ چاپ شده است.