خانه روضه و خدمتِ خانواده موحدیانفر
«از نوکری درت مرا سیر مکن / جز بر در این خانه مرا پیر مکن / من منتظر توام شب اول قبر / سوگند به جان مادرت دیر مکن.» این نوشته نخستین چیزی است که روی سردر خانه به چشم میآید. درِ قدیمی سهلتی با رنگ و رویی که سالها از عمرش میگذرد، پرچمهایی که در مناسبتهای مذهبی برپا میشوند و پارچهنوشتهای مشکی با عبارت «اِنَّ الحُسینَ مِصباحُ الهُدی و سَفینةُ النَّجاة»، هر رهگذری را به این تصور میاندازد که به ورودی یک حسینیه قدیمی رسیده است.
با بازشدن در، حیاطی کوچک با دیگها و اجاقهایی که گوشه آن جا خوش کردهاند، این تصور را پررنگتر میکند؛ اما اینجا نه یک حسینیه، بلکه خانهای در محله شهید قربانی است که سالها درش به روی روضه، عزاداری و خدمت به اهلبیت (ع) گشوده است؛ خانهای که اهالی محل، آن را بیشاز آنکه یک منزل مسکونی بدانند، حسینیهای در دل یک خانه میشناسند.
از خدمت در روضههای خانه پدری تا هیئتداری
جواد موحدیانفر، مالک پنجاهوششساله این خانه، از وقتی یادش میآید در روضه مهمانداری میکرد؛ حتی وقتی هنوز نمیدانست این مهمانی، برای چه و نامش چیست. اما برایش جذاب بود، آنقدر که از همان زمان کمکدست آشپز هیئت میایستاد؛ «چهارپنجساله بودم که در روضههای خانه پدری که خانه کنار منزل ماست، قندان میچیدم و پذیرایی میکردم، بیآنکه بدانم این مهمانی برای چه یا نامش چیست. آنقدر برایم جذاب بود که با همان سن کم، کمکدست آشپز هیئت آل طه نوغان میایستادم. بزرگتر که شدم، فهمیدم اینها برای روضه امامحسین (ع) است و برای اینکه بیشتر آشنا شوم، هیئتی و پای ثابت منبر شدم.»
از پنجسالگی در محله شهیدقربانی زندگی کرده است. سال۱۳۶۰ به عضویت بسیج درآمد و از سال۱۳۶۴ نیز راهی جبهههای دفاع مقدس شد. پس از پایان جنگ به مشهد بازگشت، تشکیل خانواده داد، اما فعالیتهای فرهنگی و اجتماعیاش را رها نکرد. دغدغهاش این بود که نوجوانان و جوانان محله، پای ثابت مسجد و هیئت باشند. همین دغدغه باعث شد همراه چند نفر از دوستانش، سال۱۳۸۰ هیئت «محبان مهدی زهرا (س)» را در مسجدالنبی (ص) راهاندازی کنند.
موحدیانفر درباره آن روزها میگوید: محله شهیدقربانی با وجود جمعیت زیاد نوجوانان و جوانان، از نظر فعالیتهای فرهنگی و مذهبی شرایط مطلوبی نداشت. برای همین تصمیم گرفتیم با تشکیل هیئت، فضای مسجد را فعالتر و جوانها را دور هم جمع کنیم.
به گفته او، فعالیتها به برگزاری مراسم مذهبی محدود نماند و بهمرور، گروه جهادی «شهید کاوه» نیز با همراهی اعضای هیئت و پایگاه بسیج شکل گرفت؛ «در این سالها برای خانوادههای کمبرخوردار خانه ساختیم، در رفع مشکلات زیرساختی برخی محلات مانند آب، برق، آسفالت و پیادهرو نقش داشتیم، در دوران کرونا به مردم خدمترسانی کردیم و درکنار همه اینها، تلاش کردیم جوانان بیشتری را به مسجد و هیئت جذب کنیم.»
ادامه میدهد: بعداز شکلگیری کارگروه اجتماعی، با همکاری شهرداری، پیگیر رفع مشکلات عمرانی و آسیبهای محله شدیم و مطالبهگری را هم در دستور کار قرار دادیم. خوشبختانه هیئتهای این منطقه همیشه کنار هم بودهاند و بهجای تکروی، با همفکری و همکاری تلاش کردهایم کارهای ماندگارتری برای محله انجام دهیم.
میزبانی جوانان و نوجوانانِ محله در چایخانه حضرت
فعالیتهای جوادآقا و دوستانش به برگزاری مراسم هیئت در محله محدود نماند و بهمرور، مسیر خدمت را تا چایخانه حضرترضا (ع) ادامه دادند. میگوید: دیدم خیلی از بچههای هیئت علاقه دارند خادم حرم باشند و ازطرفی برای ادامه این مسیر فرهنگی، هیچ پشتوانهای بالاتر از توسل به امامرضا (ع) نیست. به همین دلیل هماهنگ کردیم تا کشیک دوم چایخانه باغ رضوان، از عصر تا پایان شب، بهطور کامل به اعضای هیئتهای محله میثم و پنجتن سپرده شود. امروز حدود ۱۶۰نفر در این خدمت مشارکت دارند.
به گفته او، حضور در چایخانه حرم تنها به خدمترسانی به زائران ختم نشده و برکات اجتماعی فراوانی نیز بههمراه داشته است؛ «این خدمت هم باعث انس بیشتر خادمان با اهلبیت (ع) شده و هم زمینه مشارکت مردم و خیران را در کارهای خیر فراهم کرده است؛ از آزادی چند زندانی و تهیه جهیزیه زوجهای جوان گرفته تا تأمین ودیعه مسکن برای خانوادههای نیازمند.»
در این سالها برای خانوادههای کمبرخوردار خانه ساختیم و در رفع مشکلات زیرساختی برخی محلات نقش داشتیم
موحدیانفر با اشاره به روزهای آغاز جنگ تحمیلی سوم و شکلگیری تجمعهای خودجوش مردمی نیز میگوید: جلسات هیئت را از مسجد به خیابان آوردیم. همان شب اول در طبرسی۴ برنامه برگزار شد و کمکم مردم محله هم به این حرکت پیوستند.
او ادامه میدهد: در روزهای برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید نیز همراه دیگر هیئتهای منطقه، چندمدرسه، حسینیه و سالن ورزشی را برای اسکان و پذیرایی از عزاداران آماده کردیم و افتخار میزبانی از آنان را داشتیم.
قرار دوستانهای که خانه را حسینیه کرد
خیلی اتفاقی خانه موحدیانفر شبیه حسینیه شد، به برکت یک قرار هفتگی دوستانه؛ «پنجنفر با هم دوست بودیم که سال۸۰ تصمیم گرفتیم پنجشنبهها کنار هم ناهار بخوریم تا هم درباره مشکلات محله صحبت کنیم و هم جمعمان پابرجا بماند. یک بار که حاجرضا گرمابی، از مداحان مشهد مهمانمان بود، پیشنهاد کرد دورهمیمان همراه روضه برگزار شود و خودش هم تقبل کرد که برای شروع، مداح جلسه باشد؛ به این ترتیب روضه هفتگیمان در منزل ما پا گرفت؛ خیلی مختصر و ساده با زیارت عاشورا و ذکر مصیبت.»
کمی بعد، همین جمع کوچک و روضه خانگی ساده تبدیل شد به پایگاه اطعام هفتگی افراد بیبضاعت؛ «کمکم از همه محله و حتی محلات دیگر به جمعمان پیوستند و حالا تعدادشان به صدنفر یا بیشتر میرسد. اطعام روضه هم با هزینه شخصی خودم و بانیان و خیران تأمین شد تا سال۸۵ که تصمیم گرفتیم باتوجهبه محرومیت منطقه و ضعیفبودن وضعیت معیشتی خانوادهها، روضه و اطعام به شب جمعه منتقل و تعداد اطعام هم بیشتر شود؛ به این ترتیب با کمک مالی همسرم، وسایل و ظروف موردنیاز برای پختوپز در تعداد زیاد و دیگ و اجاق گاز را تهیه کردیم و از آن زمان تاکنون هرسال حدود ۱۲ هزار پرس غذا بهرایگان با کمک خیران برای نیازمندان منطقه میپزیم. شناسایی ۳۵۰خانواده دریافتکننده اطعام نیز با کمک بسیج از بین ۸۰۰خانوار متقاضی در محدوده پنجتن، میثم و شهیدقربانی، صورت گرفته است.»

کار روضه نباید زمین بماند
موحدیانفر درکنار شغلش، سالهاست درزمینه برپایی روضه هفتگی در منزلش و امور مسجد فعالیت دارد و عضو هیئتامنای پایگاه بسیج، شورای معتمدان و شورای محله شهیدقربانی است. از همراهی مدیران محل کارش که برای این فعالیتهای فرهنگی با او همکاری میکنند، قدردانی میکند و درباره ادامه این مسیر میگوید: تا وقتی زنده باشم، این راه را ادامه میدهم. بارها پرسیدهاند با این همه هزینه، چگونه از پس برگزاری روضه برمیآیم. اما همیشه باور داشتهام روزی این مجلس را خود اهلبیت (ع) میرسانند.
او مهمترین پشتوانه خود را همراهی خانواده میداند و میگوید: همسر و فرزندانم عاشق این سبک زندگی هستند. هر وقت خسته میشوم، همسرم میگوید کار روضه نباید زمین بماند.
در پایان خاطرهای از چند سال پیش نقل میکند: روزی که دچار ایست قلبی و به بیمارستان منتقل شدم، خانواده تا پایان مراسم روضه کنار مهمانان ماندند و بعد از تمامشدن مجلس به عیادتم آمدند؛ به لطف اهلبیت (ع) دوباره سلامتیام را به دست آوردم.
سر سفره اهلبیت (ع) نشستهایم
جوادآقابزرگترین برکت سالها روضهداری را لطف و عنایت اهلبیت (ع) میداند و میگوید: هیچوقت احساس نکردهایم چیزی در زندگیمان کم است. بارها در سختترین شرایط، گرهها به لطف اهلبیت (ع) باز شده و کارها پیش رفته است. محرم امسال با وجود تنگنای مالی، یک دهه مراسم برگزار کردیم و هنوز خودمان هم از این لطف شگفتزدهایم.
او ادامه میدهد: شاید از بیرون، این سبک زندگی سخت به نظر برسد، اما برای ما سرشار از شیرینی و آرامش است. اگر سختی هم باشد، به عشق اهلبیت (ع) و امامزمان (عج) تحملش میکنیم.
به گفته این خدمتگزار اهل بیت (ع)، برکات این مسیر تنها به زندگی خودش محدود نشده است و فرزندانش نیز موفقیتهایشان را نتیجه همین فضای معنوی میدانند. حتی داماد خانواده هرهفته با حضور در مراسم، به اهالی محله مشاوره حقوقی رایگان ارائه میدهد.
میزبانی از زائران در خانه پدری
فعالیت فرهنگی و اجتماعی آقای موحدیانفر در خانه و زندگی خودش یا مسجد منحصر نمیشود؛ بلکه به خانه پدری هم کشیده شده است؛ گویا میخواسته آن روضهها و حال و هوای ایام کودکیاش دوباره احیا شود؛ «منزل پدری، دیوار به دیوار منزل ماست. سال ۱۴۰۱ که مادر به رحمت خدا رفت، ما هفت فرزند بهعنوان ورثه تصمیم گرفتیم حالا که توان مالی نداریم تا از خودمان برای والدین خیرات کنیم، حداقل مال و ارثیه خودشان را برایشان خرج کنیم؛ این شد که علاوهبر روضه و دورهمی خانوادگیمان که ماهیانه در خانه پدری برگزار میشود، شنبههای اول هر ماه نیز روضه برپا میکنیم. هر وقت هم در روضههای هفتگی خودمان یا مراسم و مهمانیهای اهالی محله جا کم باشد، از آنجا استفاده میکنیم.
بارها در سختترین شرایط، گرهها به لطف اهلبیت(ع) باز شده رفته است
خانه پدری البته زائرسرا هم هست؛ برخی زائران که کشیک حرم دارند یا افراد نظامی که برای مأموریت به مشهد میآیند و قصد استفاده از امکانات سازمانی را ندارند، یا زائرانی که در چایخانه حرم از محل اسکان پرسوجو میکنند، در خانه پدری بهصورت رایگان اسکان مییابند و پذیرایی روز اول هم با خودمان است.
گاهی هم که شرایطش باشد، دعوت میکنیم بیایند منزل خودمان غذا صرف کنند. همچنین در حد وسعمان یخچال را برایشان پر میکنیم تا با خیال راحت و بیدغدغه این چند روز را در مشهد بگذرانند.»

همه خانواده زیر خیمه حسین(ع)
شاید با شنیدن روایت سالها روضهداری و میزبانی از عزاداران، تصور کنید خانه موحدیانفر، خانهای بزرگ و مجهز است؛ اما همه این برنامهها در منزلی کمتر از صدمترمربع برگزار میشود. فضای پذیرایی هم بیش از آنکه شبیه خانههای امروزی باشد، حال و هوای یک حسینیه کوچک را دارد؛ کتیبه «زیر خیمه حسینیم»، پرچمها، شمعدانها، مهر و کتابهای دعا، مهمانان را از همان بدو ورود با فضای معنوی خانه آشنا میکند.
الهه حسینزاده، بانوی خانه که بیش از ۲۶سال در این مسیر همراه همسرش بوده است، میگوید: از همان سالهای اول زندگی مشترک، برگزاری روضه را با دل و جان پذیرفتم و خودم هم در ایام فاطمیه و مناسبتهای مذهبی، مراسم ویژه بانوان را برگزار میکنم. باورمان این است که مهم، رضایت امامزمان (عج) و خدمت به اهلبیت (ع) است؛ دنیا به هر حال میگذرد.
او، همراهی زن و شوهر را راز ماندگاری روضههای خانگی میداند و ادامه میدهد: اگر همسران در این مسیر پشتیبان هم باشند، کار دوام پیدا میکند. خدا را شکر فرزندانمان هم در همین فضا رشد کردهاند و حتی گاهی خودشان، ما را به شرکت در مراسم مذهبی تشویق میکنند.
به گفته جوادآقا، این سبک زندگی بر تصمیمهای مهم خانواده نیز اثر گذاشته است؛ «دختر بزرگمان همین چند وقت پیش ازدواج کرد. مهریهاش فقط سفر کربلا بود و مراسم عروسی را هم بدون تشریفات و با یک ولیمه ساده برگزار کرد. ما باور داریم هرجا کار را به خدا و اهلبیت (ع) سپردهایم، بهترین نتیجه را گرفتهایم.»
* این گزارش یکشنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۱ شهرآرامحله منطقه ۳ و ۴ چاپ شده است.