محسن احمدی ماجرای شبی را روایت میکند که طبق همه سالهای کاریاش پشت فرمان اتوبوس نشسته بود و مثل همیشه ششدانگ حواسش به مسیر و ایستگاهها بود تا اینکه سکوت شبانگاهی اتوبوس با بگومگوی مسافران شکست.
زهرا فاطمی میگوید: اوایل که اینجا آمده بودیم، بهخاطر دوری از حرم خیلی ناراحت بودم اما بعدها شنیدم ایستگاه خط۱۲ در مسیر حرم تا وکیلآباد، تنها اتوبوس شبانهروزی شهر، نزدیک خانه ماست.بارها سحرها از این ایستگاه، راهی حرم شدهام.
این گزارش روایت چند نسل خاطره است از وقتی از درشکه در معابر منطقه ۴ حرکت میکرد تا حالا که قطار شهری در این محدوده شهری جان گرفته است.
«معصومه پیشخدمت» سال۶۹ با عنوان تنها مربی خانم مشهد در آموزشگاههای مختلف رانندگی، آموزش میدهد تا اینکه در سال۷۰ گواهینامه پایه یک را هم اخذ میکند.او اولین راننده زن اتوبوس در شهر مشهد است.
اردیبهشت امسال اتفاقی برای علی رحمتنیا افتاد که هر وقت به آن فکر میکند از بهخاطرآوردنش هم ناراحت و هم خوشحال میشود.
از آخر خیابان خورشید تا نزدیکترین ایستگاه اتوبوس (هاشمیه ۹۱) حدود هزارو ۲۰۰متر فاصله است و اهالی باید در سرما و گرما این مسیر شیبدار را طی کنند. با بازگشایی مدارس، مشکلات رفتوآمد دوچندان میشود و حالا قرار است هریک ساعت، یک مینیبوس به آنجا سرویسدهی کند.
غلامرضا تازیکی که روزهای هفتادوچهارسالگیاش را سپری میکند، یکی از اهالی ادیب محله شیرودی است. او میگوید: از همان ابتدا عاشق اشعار کلاسیک بودم. همچنین بیشتر به سرودن اشعار اجتماعی علاقهمندم.