«تیبیتی» شاید واژه گمنامی برای من و شما باشد، اما خیلی از پدربزرگها و مادربزرگهای ما هنوز هم که میخواهند آدرسی را در حوالی چهارراه میدانبار تا چهارراهابوطالب بدهند، از تیبیتی کمک میگیرند.
از اوایل سال۱۳۹۵ پایانه به سمت افول رفت و اعتماد بخش زیادی از مسافرانش را از دست داد. این روند تا آنجا پیش رفت که اتوبوسهای مشهد به کلات، یکی پساز دیگری از مسیر خارج شدند.
دپارتمان تعمیر موتور مثل اتاق عمل است. موتور مانند قلب عمل میکند و اگر قلب سالم نباشد، ماشین از کار میافتد. کار دستگاه «سیام» هم مانند آزمایش خون است و نشان میدهد فرد چه بیماریای دارد.
محمد فهیم، رئیس شورای اجتماعی محله امیرآباد، با تعریف خاطرهها و تجربیاتش، دوره بازنشستگی را برایم پربرنامه و پرکار توصیف میکند. هشت سال میشود از سازمان اتوبوسرانی مشهد بازنشسته شده و این مدت را به فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. به بهانه سوم مرداد، روز خانواده و تکریم بازنشستگان، در مسجد محله با او گفتوگو میکنیم.
سید حسن عادل کاردان، جزو پارکابیهایی بود که برای نخستین بار پشت اتوبوسهای شرکت واحد مشهد نشستند. در «اتوبوسهای یک قِرانی» یک نفر رانندگی میکرد و یک نفر هم به عنوان پارکابی، بین مسافرها میچرخید و کرایه را جمعآوری میکرد.
سیدحسین غفوریان را از طریق یک پست در فضای مجازی شناختیم؛ پستی که میگفت او برای شهروندان احترام و ارزش زیادی قائل است. او راننده باحوصله و خوشذوقی است که برای تزیین اتوبوس، سلیقه به خرج داده است؛ با این هدف که سفرهای درونشهری به کام همه مسافران شیرین باشد. غفوریان 42ساله و ساکن محله طلاب است و سالها در اتوبوسرانی مشهد و خط شهری29 خدمت میکند. علاقه رانندگیکردن به زمان نوجوانیاش برمیگردد. برای همین بعد از اینکه دیپلم گرفت و سربازی رفت، روی کامیون مشغول شد و از سال1384 به استخدام سازمان اتوبوسرانی درآمد.
اتوبوسها در سکوت پایانه صف کشیدهاند و اندک مسافران آنها هم با ماسکهایی بر صورت، روی سکوهای چوبی نشستهاند. مریم عزیزی که دختر کوچکش را در آغوش گرفته است، میگوید: سالهاست با اتوبوس رفتوآمد میکنم، اما در 2سال گذشته بهطور چشمگیری تعداد مسافران کم شده است. شاید یک دلیلش این باشد که با وجود همه تبلیغاتی که میشود، بعضی مسافران ماسک نمیزنند و با رعایتنکردن دستورالعملهای بهداشتی، سلامت دیگران را هم به خطر میاندازند.