دفاع مقدس - صفحه 29

علی‌اصغر حسنی‌بغداد‌آبادی معروف به ناصر حسنی، در ۱۸‌سالگی به شهادت رسید. عصمت حسنی، با یادآوری خاطرات و سیره زندگی برادر شهیدش، از مسئولان می‌خواهند نام او را به کوچه قدیمشان بازگردانند.
احمد عابدیان تعریف می‌کند: شرایط به قدری حساس بود که دوستانمان که بر زمین می‌افتادند، فرصت نشستن بالای سرشان و گرفتن دستشان و وداع و وصیت نبود. هدف مهم بود؛ بازپس‌گیری مهران.
«کوکب قربانعلی» مادر شهید «یوسف کامیاب» تنها دارایی‌اش یک تخت و یک چمدان لباس است که گوشه سالن پذیرایی منزل دخترش گذاشته و مدت‌های مدید است که از دار دنیا میم مالکیت را فقط به لباس‌ها و فرزندانش می‌دهد و بس!
پیکر جانباز شهید احمد غلامی‌فرد در مسجدی که کلیددارش بود تشییع شد.اوسه‌بار به کما رفته بود و دعا می‌کرد زودتر به رفقای شهیدش بپیوندد.
معصومه رأفتی‌صبورثانی مادر شهیدان «علی‌اکبر» و «علی‌اصغر» لشگری است، دو برادر شهیدی که از کودکی تا آخرین لحظه شهادت کنار هم بودند و در عملیات غرورآفرین کربلای ۵ با هم وداع کردند.
نوجوان شهید مهدی حقانی‌نجاران، درحالی که هنوز درسش تمام نشده بود تصمیم می‌گیرد به سربازی برود و به پدرش می‌گوید: دفاع از اسلام در چنین شرایطی، تکلیف است و رفتن به سربازی اجباری. من الان باید به تکلیفم عمل کنم.
سیدصادق قلمشاهی را باید یک بچه پولدار احمدآبادی خواند؛ بچه‌پولداری خوش‌تیپ و شوخ‌طبع. نوجوانی که وقتی برای ثبت‌نام جبهه رفت، گفته بودند بچه احمدآباد به درد جبهه نمی‌خورد.
شهید محمدقاسم موحدی محصل‌ طوسی جانشین فرمانده‌تخریب لشکر ۵ نصر، به دو دلیل می‌توانست از خدمت سربازی معاف شود، اما او عاشق خدمت بود و هیچ دلیلی نمی‌توانست جلودارش باشد.
ناخدادوم فریدون لنگرا می‌گوید: نیروی دریایی در پیروزی دفاع مقدس، نقش مهمی ایفا کرد که یکی از عملیات‌های مهم آن، مربوط به سال ۶۰ و منهدم‌سازی نیروی دریایی عراق بود.
در یـادواره‌ای که به نــام شهدای محله رضاشهر لقب گرفت، همسایه‌های این محله دوباره به یاد دلاورمردی‌های جوانان شهید همسایه خود افتادند و به یاد آن روزها و یادآوری خاطراتشان اشک ریختند.  
حشمت‌الله وجدانی جانباز محله کلاهدوز که عضو تیپ ویژه شهدا به رهبری سردار محمود کاوه بود، این روزها با شدت‌گرفتن بیماری‌اش، روزهای سختی را می‌گذراند.
سیدحسین موسوی وقتی تنها ۱۸ سال داشته شغل و زندگی اش را رها کرده و به عنوان یک بسیجی از سال ۶۱ به جبهه رفته است. او از جانبازان جنگ تحمیلی است.
 سیدحسن خادم مشهد‌طرقی جانباز ۶۵ درصد و قطع عضو، در ۱۶ سالگی و وقتی دانش‌آموز کلاس اول هنرستان شهید تقوی بوده به جبهه می‌رود.
اسماعیل ثنایی سال ۶۵ پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، عازم جبهه شد و هنوز ۶ ماه از خدمتش نگذشته بود که در عملیات کربلای ۵ در منطقه سومار به شهادت رسید.
حمید صدوقی در سال‌های ابتدایی دهه ۸۰، مستندی با عنوان «قدمگاه» درباره معراج شهدا ساخت که باعث شد محله امام‌هادی (ع) بعد از ۲۶ سال معراج شهدا را بازیابد.
ابراهیم حسن زاده می‌گوید: برادرم، علی اکبر هم که دو سال از  من بزرگ‌تر بود، داوطلب جنگ بود، اما پدر گفت «فقط یکی از شما می‌رود؛ خودتان انتخاب کنید.» قرعه انداختند و اسم من درآمد.
رمضانعلی وقت خداحافظی با دلگرمی بی‌وصفی گفت: «تا حالا مادرم زنده بود و نمی‌گذاشت که بروم، اما حالا تو قهرمان منی. از پس همه‌چیز بر‌می‌آیی. مملکت واجب‌تر از این خانه است.»
معصومه شیردل‌بایگی، همسر جانباز قطع نخاع سیدمحمد قریشی خلیل‌آبادی است که هنوز بعد از ۳۰ سال به انتخابش می‌بالد.
معصومه باهوش همسر شهید «برات عباسپورنسری» است. شهید عباسپور ۶۵ درصد جانبازی داشته و ۱۱۶ ماه در زندان بعثی‌ها اسارت را تحمل می‌کند و سرانجام سال ۸۲ به رفقای شهیدش می‌پیوندد.
حسن و حسین عسگری‌مقدم در کنار هم در قطعه شهدای بهشت رضا (ع) در خاک آرام گرفته اند. پدرشان از غصه فرزندانش سکته کرد و به رحمت خدا رفت، اما مادر سال‌ها با یاد آن‌ها زندگی می‌کرد.