حسینآباد کرمانیها روستایی ۹۰ هکتاری متعلق به میرزای ناظر و وقف خیریه آموزشی ـ درمانی او در سوران شاندیز بوده است. اهالی محله حسین آباد در گذشته بیشتر کرمانی بودند.
تلاش یک، خیابانی قدیمی در ورودی محله جانبازان یا همان کارخانه قند آبکوه است. به گفته قدیمیها این محدوده در گذشته به «کوچه مسجد حسینی» کارخانه قند آبکوه معروف بود.
علیاصغر عباسی میگوید: باغوحش کوهسنگی یکی از مکانهای تفریحی بود که هر هفته با بچهها به آنجا میرفتیم. یکبار برادر کوچکترم حواسش نبود و دستش را روی فنس میمونها گذاشت.
این روزها که به کوهپارک میرویم، یک زمین ورزشی روباز با چمن سبز مصنوعی که تازه راهاندازی شده است، حسابی خودنمایی میکند. احداث زمین چمن کامل شده است و فنس آن را هم کشیدهاند، اما هنوز ورزشکاران اجازه استفاده از آن را ندارند.
احمدرضا احمدیان میگوید: هروقت از روبهروی کوچه هویزه۴ رد میشوم و چشمم به پارکینگ اداره مخابرات میافتد، سالهای کودکی جلو چشمم زنده میشود؛ ما بچههای محله در آن فوتبال بازی میکردیم.
کوچه توحید ۱۷ که در گذشته به سرآسیا معروف بود، محل سکونت شخصیتهای برجسته بود و مردم آرزوی سکونت در آن را داشتند. روزگاری این کوچه محل سکونت میرزامهدی خدیوگیلانی بوده است.
دوران کودکی جواد شادفر مصادف با ایام جنگ بود و از قضا خانواده او در این دوران تلفن داشتند. شماره تلفن خانه آنها در جبهه بین رزمندگان اعزامی از محله دستبهدست میشد و به نوبت برای احوالپرسی خانوادههایشان تماس میگرفتند.
خاطرات کودکی حجت بصیری با کشتارگاه مشهد پیوند خورده؛ محل فعلی فرهنگسرای غدیر، کشتارگاه مشهد و روبهرویش گاش گوسفندان بود. او میگوید: زیاد پیش میآمد که شتر از کشتارگاه فرار کند.
اوایل دهه۵۰ و در محلهای که روزگاری جز زمینهای کشاورزی چیزی نداشت، مسجدی سر برآورد که نه فقط مأمنی برای نمازگزاران بود که حدود یکدهه بعد تکیهگاهی برای جوانان رزمنده شد.
خیابان ابوطالب۵۷ درجریان توسعه و مسکونیشدن زمینهای کشاورزی، سیسال قبل و بعداز الحاق این محدوده به شهر کشیده شده است. این محدوده حدوده پنجاهسال پیش، جزوی از روستا یا مزرعه نخودک بوده است.
زهرا بلالی تعریف میکند: آن زمان که تعداد بچههای هر خانه زیاد بود و رفتن به پارک هم خیلی مرسوم نبود، در همین کوچه باریک، بازیهای یهقلدوقل، وسطتنها و خطبازی انجام میدادند.
بوستان آذر در ویلای۴ جزو بوستانهای کوچک، اما مفید برای اهالی است. برخلاف پارکهایی که ناامنیهای زیادی دارد، جو غالب این بوستان آرام است و همین باعث شده که اهالی به آن رفتوآمد داشته باشند.
ابراهیم روحانینیا از ساکنان قدیمی محله لشکر میگوید: اوایل دهه ۶۰ در میدان نهم آذر، خانههای گنبدی مخروبه و قلعهمانندی بود. کسی در آنها سکونت نداشت و محل تفریح و بازی نوجوانان شده بود.
کوچه سرشور ۲۴ در طول تاریخ با اسامی مختلفی شناخته شده است، اما بین مردم هنوز به چهنو معروف است. برخی روایات، دلیل این نام را منبع آب آن دوران، یعنی حوض آبی میدانند که در میانههای کوچه قرار داشت.
حامد طاهریفر میگوید: بافت محله کوشش تا دهه ۸۰ سنتی بود. خانهها یک و نهایتا دوطبقه بودند. از آن دهه به بعد، پدرم خانه پدریاش را تبدیل به آپارتمان کرد و دیگر از آن خانه قدیمی خبری نیست.
قرار داشتن مسجدی کوچک که روی نخستین حوضانبار در این کوچه ساخته شده بود، سبب شد در سالهای بعد، ابتدا کوچه به عنوان کوچه «مسجد روحوضی» شناخته شود، اما با تکمیل و گسترش مسجد، نام جدید به کوچه «مسجد دوازدهامامیها» تغییر کرد.
آقامصطفیخمینی۴ کوچهای که بیشتر ساکنانش از قدیمیهای محلهاند و یکدیگر را خوب میشناسند. فضای صمیمی و همدلانه آن باعث شده است گذر زمان نتواند پیوند بین همسایهها را کمرنگ کند.
«قلعه چهاربرجی روحآباد» در انتهای خیابان شهیدشفیعی فعلی را برای مقابله با ترکمنتازی اینجا ساخته بودند. درِ چوبی بزرگی داشت که پشتش، سنگ بزرگی قرار میدادند. حدود سال۱۳۵۲ خود روحآبادیها قلعه را خراب کردند.
علیرضا بسکابادی ۴۸سال پیش، وقتی کودک بود، همراه خانوادهاش از روستا به شهر آمد و در خیابان شهیدبسکابادی ساکن شد؛ همانجا ازدواج کرد، بچههایش را بزرگ کرد و هنوز هم در همین خیابان زندگی میکند.
خیابان مهندس ۱۴ یکی از معابر قدیمی محله ارشاد است که با نام پیام ۱۴ آن را میشناختند. اما از سال۱۴۰۰ که سازمان نظام مهندسی درخواست داد خیابان پیام به نام خیابان مهندس تغییر کند، نام مهندس را به خود گرفت.