علیاحمد محسنی میگوید: جمعهها دعای ندبه خانوادگی داریم. بعداز هر جلسه دعا، دهدوازده نوجوان و جوان میرفتیم سمت زمین چمن قدس در خیابان المهدی بولوار طبرسی. دروازهبانی من از همان دوره شروع شد.
سه سال پیش به باشگاه شهیدناصری رفتم. آنجا بچههای همسنوسال خودم را دیدم که مشغول تمرین بودند. از سبک مبارزه آنها خوشم آمد و همانجا ثبتنام کردم.
نوجوان ان مناطق۳ و ۴ برای اینکه جوایز مسابقه «افتخار محله من «را از آن خود کنند، کافی بود قدری به محلهشان و آدمهایش توجه کنند، کسی را که آبروی محله میدانند به ما معرفی کنند و بگویند چرا او را افتخار محله میدانند.
محمد صدرا که مدال نقره استانی در رشته ووشو دارد، حلقه کتابخوانی «برپا» را در مسجد امام سجاد(ع) راهاندازی کرده است.
پدربزرگم، پهلوان رجبعلی، خیلی دوست داشت من کشتی بگیرم؛ اما من سراغ ورزش رزمی جودو رفتم. روزی که اولین مدال طلا را در این رشته به دست آوردم، پدربزرگم بهدلیل بیماری در بیمارستان بستری بود. بیمارستان رفتم تا با این خبر خوشحالش کنم، اما متوجه شدم فوت کرده است.
فاطمه ستایش، زهرا زندهدل و زینب اخوت، از محلات فردوسی و چهاربرج، خبرنگاری را بهصورت غیرحرفهای از حدود سهچهار سال قبل ضمن ارتباط با مردم و انجام گفتگوهای عادی شروع کردند.
خواندن یکی از حکمتهای کتاب نهجالبلاغه در دهسالگی، زهرا خیابانطلب، نوجوان پانزدهساله را علاقهمند به این کتاب کرد.