علی انصاریانپور از دوران کودکی که دست در دست پدر به مجالس عزاداری میرفت، به مداحی علاقهمند شد. او دو بار در مسابقات آموزش وپرورش ناحیه ۲، رتبه نخست مداحی را به دست آورد.
همه ماجرای ساخت مسجد، از یک جلسه قرآن شروع شد. حاجآقا حاجیان بیشترین سرمایه را برای ساخت مسجد گذاشت. او نهتنها هزینه خرید مصالح و دستمزد کارگر را میداد، بلکه خودش پابهپای کارگر کار میکرد.
قصه این ایستگاه صلواتی به دوازدهسال پیش باز میگردد؛ اعضای هیئت قاسمبنالحسن (ع) همچنان با ابتکارهای ناتمامشان دامنه برنامههای هیئت را به فراتر از حریم مسجد، کشاندهاند.
مرتضی راضی سه سال است کاراته کار میکند و توانسته در پنجمسابقه استانی شرکت کند و سه مدال به دست آورد. او با اراده و پشتکار تمرین میکند تا به اهداف و آرزوهایش برسد.
محمد صدیقی میگوید: بیشتر کارها را بهدست بچههای محله میسپاریم. نوهام، امید که امانتی الهی بود، همه کارهای فنی و صوتی حسینیه را انجام میداد و حالا که دیگر بین ما نیست، بچههای محله بیشتر از قبل پای کار آمدهاند.
این نوجوان المپیادی میگوید: بیشتر روزها از ساعت ۷ تا ۱۰ شب مطالعه میکردم. برنامه کنکور که تغییر کرد، کار من هم فشردهتر شد. روز جمعه، کنکور دادم و یکشنبه صبح برای شرکت در المپیاد پرواز داشتم.
محدثه دری دوسالی هست که تئاتر را شروع کرده است. شرکت در کلاسهای تئاتر انگیزهاش را برای ادامهدادن این راه بیشتر کرد. او بههمراه گروهشان، اجراهای فراوانی در مساجد محلات مختلف داشته است.






