مشهد قدیم

مرحوم آموزگار یک عمر در خدمت به فرهنگ و تربیت زحمت کشید و از ۳۵ سال قبل، مراحلی در تعلیم و تربیت و مدیریت دبستان رضوی و مدیریت روزنامه آفتاب شرق طی و وظیفه‌ای را که در زندگانی بر عهده داشت، ادا نمود..
از همان زمان که اتومبیل به ساختار شهری مشهد اضافه شد، مردم نگران بودند که خط‌وخش به سر و شکل رخش رهوارشان بیفتد و آن را از قیافه بیندازد. در این میان، کودکانی زبل بودند که با اطلاع از همین نگرانی، پول درمی‌آوردند.
بطری‌های شیر و کوزه‌های کوچک ماست از دامداری نوین تلگرد می‌آمدند. مهندس هاشم احمدزاده هروی می‌کوشید شیوه‌ای نو در دامداری و تولید محصولات لبنی ارائه کند.
خیابان خاکی یا آخوند خراسانی از جمله خیابان‌های قدیمی مشهد به شمار می‌رود. این خیابان در سال ۱۳۲۶ به دستور محمدرضاشاه شکل گرفت. در وجه تسمیه این خیابان به «خاکی» دو نقل قول وجود دارد؛ یکی خاکی‌بودن این خیابان و دیگری وجود خانقاه درویش‌های خاکساری.
مسجد مروی‌ها، مسجدی وقفی که ۱۶۵ سال قبل، آن را سیدرضا بیک‌مروی در زمینی ۲۵۵ متری ساخت تا اهالی مجبور نباشند برای خواندن نماز و هیئت‌داری و عزاداری تا محلات پایین این محدوده بروند، حالا این مسجد در مسیر بهسازی است.
نکته جالب توجه درباره این مسجد استقرار هیئت رضوی آبکوه با قدمتی ۹۰ ساله و ۷۸ عضو اولیه در آن است. هیئتی که هر کدام از اعضای آن عنوانی داشتند و وظیفه خاصی را در مسجد به انجام می‌رساندند.
محمد لُری قدیمی‌ترین فردی است که نامش در اتحادیه نبات و آبنبات‌سازان مشهد ثبت شده است. بیش از ۸۰ سال است که نبات و شکر پنیر دست مردم می‌دهد، شیرین‌ترین مزه دنیا.
منابع عهد ناصری مملو از گزارش‌های شبیخون به زائران مشهد و غارت دارایی‌های آنان است. هراس از ترکمان‌تازی، پیوند اقتصادی و اجتماعی خراسان با فلات مرکزی ایران را تا مرز گسست پیش برد.
حوضخانه «هزاردستان» مکان کوچک و دنجی است که در آن قرن‌ها تاریخ زندگی ایرانیان با تکه‌های کوچک تری به‌نمایش درآمده. یک سمتش لنگه جوراب پشمی فلان طایفه و سمت دیگرش ساز و دهل مطربان.
در دوره قاجار، پیش از آنکه پلیس به معنای امروزی آن شکل بگیرد، تأمین امنیت کوچه و بازار و رسیدگی به بسیاری از جرایم، بر عهده مجموعه‌ای از مأموران و مناصب شهری بود که در رأس این تشکیلات، «داروغه» قرار داشت.
قدیمی‌ترین کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشهد، چند صد‌متری با میدان هفده شهریو‌ر فاصله دارد و در فضای سبزی قرار گرفته که نامش پارک‌میرزاکوچک خان است و افتتاح آن به سال‌۱۳۴۷ برمی‌گرد.
سال ۱۳۲۸ داروخانه خراسان که یکی از قدیمی‌ترین داروخانه‌های مشهد به حساب می‌آید، تاسیس شد. حاج حسین ابوسعیدی از سال ۱۳۷۳ به جای پدر لباس سفید می‌پوشد و دارو دست مردم می‌دهد.
ایجاد «دروازه طلایی» حاصل دورانی است که تب غربگرایی در ساخت‌وساز شهری بالا گرفته است. برای ساخت این معبر شهری که در ابتدا آن را «دروازه طلایی» نامیده بودند، ۳۰۰ خانه از جمله عمارت برجسته «چهارطبقه» و یک عمارت ۲۰۰ ساله با کاشی‌‏های مصور تخریب می‌شود.
سال ۱۳۳۰، خیابان شیخ صدوق بیابانی بود با باغ‌های تو در تو و چند گاوداری و کارخانه که بیشتر این محدوده را به جایی برای تفریح در خارج از شهر شبیه کرده بودند. همان روزها عموصفر یک گرمابه ساخت تا نیاز اهالی مرتفع شود.
محمد مهدی شخصی می‌گوید: در داخل کوچه حسین‌باشی کوچه‌ای بود به نام کوچه حاجی‌سیگاری یا کوچه درشکه‌دار‌ها به دلیل آنکه درشکه‌چی‌ها که در آن زمان حکم همین تاکسی‌های امروزی را داشتند در آن کوچه بودند.
سجلی حاج آقا قمی آن طور که خودش می‌گوید، در سال ۱۳۱۴ مُهر خورده پس خوب روز‌هایی که روس‌های متفق در خیابان‌های شهر جولان می‌داده‌اند را به خاطر دارد.
سال ۶۱ بود و از بانیان ساخت آب انبار دیگر هیچ کسی نمانده بود. علی‌اصغر ملکی‌نژاد معروف به حاجی بندار از پدرش که سرپرست آب انبار حسین آقای ملک بود، آن‌جا را به ارث برد و تبدیل به زورخانه کرد.
قنبر قدوسی هرچند اصالتی ایرانشهری دارد اما از انقلابی‌های محله دانشجو است. در ایرانشهر مدرسه‌ای به نام او ساخته شده که پیش از انقلاب به مرکزی جهت تکثیر و پخش اعلامیه تبدیل شده بود.
زمانی که همسر مرحوم فاطمه خانم، به خواستگاری‌اش آمد، شانزده‌سال داشت. او در یک آرایشگاه زنانه در چهارطبقه، مشغول یادگیری آرایشگری بود و آقا رضا هم شاگرد یک زرگری بود.
در غیاب عدلیه و نظمیه نوین در دوره قاجار، تعداد محبس‌های مشهد را کسی نمی‌دانست. هر صاحب‌منصبی می‌توانست گوشه‌ای از خانه یا محل کارش را به زندان تبدیل کند و کمتر کسی از فرد زندانی‌شده حمایت می‌کرد.