کوچه های مشهد

بیش از پنج دهه از روز‌هایی می‌گذرد که محله سجادیه آرام آرام شکل گرفت و کوچه امیرالمؤمنین ۱۹ یکی از راه‌های اصلی ورود به آن بود. معبری که تا همین چندماه پیش، با نام امت ۵ شناخته می‌شد.
خیابان شقایق یک در محله کوی امیرالمؤمنین(ع)، از معابر پرتردد این محدوده است؛ خیابانی که در یک سوی آن کارگاه‌های تعمیر خودرو قرار گرفته‌اند و در سوی دیگر، بوستان خطی مهدیس امتداد یافته است.
اقدسیه ۴۱، معبری فرعی در محله نقویه است که از سوی دیگر به امیریه ۳۸ می‌رسد. همین دسترسی از دو بولوار اصلی محدوده الهیه باعث شده است که امکانات مختلف فرهنگی و آموزشی در این مسیر تجمیع شود.
محبوبه گلکار می‌گوید: خانه‌مان را که به بنی‌هاشم۴ آوردیم، خیلی زود با همسایه‌ها آشنا شدیم. یکی از همسایه‌ها مرحوم نصرتی بود که با خانواده‌اش رفت‌و‌آمد داشتیم. او در دهه‌۷۰، شب‌های تاسوعا کوچه را فرش می‌کرد و در پایان مراسم، با حلیم از عزاداران پذیرایی می‌کرد.
سال۱۳۵۹، زمین‌های این محدوده دراختیار فردی به نام حاجی قندهاری بود. کم‌کم ساکنان زمین‌ها را خریدند و خانه‌ها یکی‌یکی ساخته‌شدند. آن روزها، این کوچه را با نام خیابان ۲۲بهمن می‌شناختند و حدود بیست‌سال پیش به شهیدرستمی۵۴ تغییر پیدا کرد.
سید‌مصطفی حسینی می‌گوید: محله نیزه درخت توت زیاد دارد. وقتی بچه بودیم، سر توت‌خودن از این درخت‌ها بین ما بچه‌محل‌ها رقابت شکل می‌گرفت. معمولا هر چند نفر یک دارودسته داشتند و برای اینکه توت‌های یک درخت نصیب خودمان شود، با بقیه رقابت می‌کردیم.
اولین بنا‌های مسکونی معلم‌۸۳ ساختمان‌های دوطبقه با نمای آجر‌سفالی هستند. این ساختمان‌ها که تعداد‌شان به ۲۲ بنا می‌رسد، اوایل دهه ۸۰ ویژه فرهنگیان ساخته شده‌اند و اکنون بیشتر ساکنان آنها از همین گروه هستند.
محمدآباد که حالا نام یکی از خیابان‌های پر‌تردد منطقه ۶ شهرداری مشهد است در گذشته یکی از آبادترین روستا‌های مسیر نهر پایین خیابان بود که برج و باروی مستحکمی داشت.
زهرا براتی می‌گوید: وقتی ما به این محله آمدیم، خداراشکر بیشتر خانه‌ها حمام داشت، اما حمام عمومی که به «ننه‌قربان» معروف بود، هنوز سرپا بود و یکی‌دوبار اینجا آمدم. الان بخشی از آن را ورثه بازسازی کرده‌اند و قسمتی از آن هنوز دست‌نخورده ولی کهنه و قدیمی و متروکه شده است.
به نظر می‌رسد که پس از دوره صفویه، نام سراب به تدریج به عنوان محله‌ای وسیع در غرب مشهد تثبیت شد؛ اما این محدوده پیش از آنکه عنوان «سراب» بگیرد، چه نام داشت؟ مهدی سیدی در این‌باره محله سراب را پس از نوغان، قدیمی‌ترین محله مشهد دانسته است.
مهدی جعفری می‌گوید: آن‌سال‌ها انتهای محمدآباد مستقیم به خیابان عماریاسر و جاده قدیم طرق می‌رسید و پارکینگ درشکه‌ها و گاری‌ها طرف صدمتری بود؛ که مردم را تا پنجراه پائین خیابان می‌بردند.
سکینه اسماعیلی‌نسب می‌گوید: هر وقت یاد خانه پدری‌ام در کوچه حمیدیه ۱۲ می‌افتم، خاطرات شیرین دورهمی همسایه‌ها زنده می‌شود. آن زمان ماه رمضان یا موقعی که فصل پاک‌کردن زعفران بود، هر کدام از همسایه‌ها غذای خودش را می‌آورد و دورهم جمع می‌شدیم.
قدمت بخش زیادی از خانه‌های کوچه طبرسی‌شمالی۲۴، به حدود چهل‌سال پیش می‌رسد. دهه ۶۰ در ابتدای کوچه، چاه عمیقی وجود داشت که آب موردنیاز خانه‌ها و زمین‌های کشاورزی را تأمین می‌کرد. از دهه۶۰ به بعد، ساخت‌وساز‌ها بیشتر شد.
کوچه شهید حسن ضیائی‌پناه، از معابر قدیمی محله کوی سلمان است؛ کوچه‌ای که نامش از سال‌های نخست انقلاب با اسم یکی از شهدای همان روز‌ها گره خورده و هنوز هم بافت محلی و مذهبی خود را حفظ کرده است.
ورودی کوچه شهیدنوذری یک، پر از مجتمع‌های مسکونی پرتراکم است درحالی‌که انتهای آن به زمین‌های بایر می‌رسد. باتوجه‌به ساخت پرشمار مجتمع‌ها در صادقیه ۳۲، این مسیر پرجمعیت‌ترین معبر محله نیز به شمار می‌رود.
رمضانعلی هراتی می‌گوید: هاشمیه آن‌قدر بیابانی بود که غروب‌ها از ترس حیوانات وحشی، از خانه بیرون نمی‌آمدیم. برای رسیدن به مرکز شهر، باید نزدیک کارخانه کوکا می‌رفتیم تا از آنجا سوار وسیله نقلیه شویم.
کوچه شهید‌محسن فدایی ۲.۱ یکی از فرعی‌های خیابان آیت‌الله شیرازی‌۱۷ به شمار می‌رود. نام این کوچه برگرفته از یکی از ۹‌شهیدی است که تصویرشان روی کاشی‌های سر‌در مسجد مقبره واقع در ابتدای خیابان، نقش بسته است.
توس‌۳۵ در محله شهرک حجت، معبری است که بخشی از گذشته‌اش هنوز در زمین‌های بایر اطراف آن دیده می‌شود. این کوچه که به نام شهید حمزه رضایی‌پور نیز شناخته می‌شود، تا حدود ۱۰‌سال پیش بیشتر زمینی بایر بود و ساخت‌وساز چندانی در آن دیده نمی‌شد.
خیابان معلم ۲۸ که پنج دهه قبل، چندین گلخانه و باغ را در خود جای داده بود، اکنون با درختان زیبا، سرسبزی‌اش را حفظ کرده است.
لیلا زارعی یکی از قدیمی‌ترین ساکنان خیابان صدف است؛ شاید جزو معدود آدم‌هایی که حالا یادش می‌آید یک زمانی به فضای اطراف محل سکونتش می‌گفتند «منظریه»!