هنرمند - صفحه 5

کتاب‌های زهرا سلحشور شاعر، نویسنده و سفیر کتاب محله خین‌عرب برگرفته از زندگی‌های واقعی است. برای شناخت عمق قلم او، باید به سال‌ها پیش بازگشت؛ به خانه‌ای که در آن، زنی درس‌ناخوانده، بزرگ‌ترین معلم ادبیات دخترش شد.
حنانه باوفا شب‌های محله سیدی را با رنگ و قلم‌مو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرح‌های نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگ‌وبوی دیگری داده است.
خیلی‌ها حمیدرضا گیلانی‌فر را در مقام یک استاد مطرح عکاسی در شهر مشهد می‌شناسند، اما زیر جلد این انسان موفق، پسربچه‌ای است که همه شیطنت‌هایش را در حاشیه یکی از فرعی‌های سناباد ریخته است.
احمد منصوب، هنرمند مشهدی با خلق پرتره‌های بزرگ از شهدای دفاع مقدس، تلاش کرده است تصویر قهرمانانی را که بخشی از هویت معاصر ایران هستند، در حافظه بصری شهر ماندگار کند.
ریحانه نظری می‌گوید: به میدان آمدم تا از آن لحظات به‌یادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسل‌های بعدی ثبت کنم، اما تنها بودم و به فکر افتادم که افراد فعال را در‌کنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
نقاشی «پل سرخس» را فاطمه سادات صفاری کشیده است. صفاری نقاشی این پل را خلاصه شده شهر مشهد می‌داند و می‌گوید: «پل سرخس» سه سطح دارد. بخش داخلی که بیشتر در دید است با موضوع حرم امام‌رضا (ع) طراحی شده است.
نقاشی دیواری بولوار وحدت یکی از آثار محمدعلی رضایی تربتی است. این نقاش مردم منطقه را خیلی خونگرم می‌داند: نقاشی با مردم ارتباط خوبی برقرار کرده؛ مثلا حین کار ماشینی از کنار آن رد شد، اما دور زد و آمد خسته نباشیدی به من گفت.
آذین زرین‌پور می‌گوید اگر طراحی دکوراسیون محله را به او می‌دادند، درختان را در جای جای محله قرار می‌داد. تابلو‌های مغازه‌ها را یک رنگ و یک اندازه بالا می‌کشید، خانه‌ها را رنگ بهار، تابستان، پاییز و زمستان می‌کرد.
هانیه دهقان‌نیری، سرآشپز و مدرس مشهدی نه‌تنها در عرصه آشپزی و قنادی نامی شناخته‌ شده است، بلکه می‌کوشد مفهوم «گاسترونومی» یعنی پیوند میان غذا، فرهنگ و سبک زندگی را در مشهد و سراسر ایران گسترش دهد.
عیسی صادقی‌زاده می‌گوید: اولین‌بار بعد از فوت نابهنگام مرحوم پدرم که خیلی دوست داشت آرامگاه فردوسی را ببیند، به این مکان رفتیم. لحظه‌شماری می‌کردم و اشعاری از شاهنامه را که هنوز حفظ بودم، می‌خواندم.
ستایش رازنهان، دختری که آرام‌آرام مسیر خودش را در موسیقی پیدا کرده است؛ مسیری که از جمع‌های خانوادگی و تماشای دستان هنرمند پدربزرگ و پدر آغاز شد و حالا به کسب مقام‌های استانی و کشوری در تار و دوتارنوازی رسیده است.
اینجا ایستگاه اجتماعات شبانه مسجد الزهرا(س) است؛ جایی‌که هر شب بوی چای صلواتی و شربت نذری با صدای دعای توسل گره می‌خورد. بچه‌های مسجد الزهرا(س) حالا هفتادمین شبی است که حضور در تجمعات را زنده نگه داشته‌اند.
کلیپ‌های فاطمه کبیر از اجتماعات شبانه، رتبه اول را در سطح پایگاه‌های حوزه ۷ حضرت زینب (س) کسب کرده است. او می‌گوید: به نظرم هر تصویری نشان‌دهنده حس‌وحال یک انسان منحصر‌به‌فرد است.
محمد جواد ضیایی خطاط جوان منطقه ۴ است. او می‌گوید: در سربازی خط‌های ابداعی‌ام را روی دفتر‌های خاطرات سرباز‌ها می‌نوشتم، با دواتی قرمز و یک قلم که تمام دنیای خطاطی‌ام می‌شد.
خراسان رضوی، به ویژه مشهد، همواره یکی از کانون‌های مهم شکل گیری و تداوم هنر‌های سنتی و بومی ایران بوده است و در میان این هنرها، فرت بافی به عنوان یکی از شاخه‌های کمتر شناخته شده است که نقشی مهم در تأمین پوشاک و منسوجات خانگی خانواده‌ها در گذشته ایفا می‌کرده است.
رکسانا حسن‌زاده توانسته با نوشتن کتاب تصویری «نجات ماهی» مقام اول داستان‌نویسی را در سال ۱۴۰۳ به دست آورد. این مسابقه را نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور برگزار کرده و او تا سطح استانی پیش رفته است.
رضا عابدین‌زاده شهری، حافظ کل قرآن است که در محله طلاب مشهد زندگی می‌کند. او از ۶ سال سالگی با کمک‌های پدرش و حضور مستمر در جلسات، با مفاهیم قرآنی آشنا شده است.
ابراهیم کار حرفه‌ای هنری‌اش را با بازی در فیلم «مهاجر» که ساخته آقای حاتمی‌کیا بود، ادامه داد و سپس به عنوان کارگردان، منشی صحنه، دستیار، برنامه‌ریز و ... در چند فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت.
حسین شیبانی درباره مونولوگ «در هوای حرم» می‌گوید: قصه درباره همان عمونوروز آشنای فرهنگ عامه ایرانی است؛ شخصیتی که در لحظه تحویل سال، مژده بهار را می‌دهد، اما امسال در آغاز سفرش با جنگ و حوادث تلخی که در کشور رخ داد، روبه‌رو می‌شود.
خاندان عسگریان از خاندان‌هایی است که موسیقی محلی حکم میراث خانوادگی‌شان را دارد. محسن عسگریان می‌گوید او دهمین نسل و پسرش یازدهمین نسل این خاندان هستند که دوتار از دستشان نیفتاده است.