هنرمند - صفحه 5

هنرمندان برجسته‌ای از کشور‌های ایران، لبنان و یمن در خیابان ملاصدرا مشهد گرد هم آمدند تا با اجرای نقاشی دیواری «قوموالله» بر روی ۲۳مترمربع از دیوار مدرسه مصلی نژاد، پیام ایستادگی و وفاداری را به تصویر بکشند. 
وقتی سال گذشته رز امخوانی‌صمدی به‌عنوان کوچک‌ترین شرکت‌کننده در جشنواره قرآنی نورالمبین حضور یافت، بی‌درنگ تصمیم گرفت داستان حضرت نوح را به تصویر بکشد. او مقام دوم جشنواره را در رده سنی ۵ تا ۹ سال برای رز به ارمغان آورد.
اینجا «مهرانه» است؛ حاصل دغدغه‌مندی تعدادی از بانوان که تصمیم گرفته‌اند اوقات فراغتشان را به کاری گره بزنند که هم به طبیعت احترام بگذارند و هم مرهمی برای درد کودکان مبتلا به سرطان باشند.
عالیه صابونیان هنرمند معرق کار مشهدی است که از ۲۰ سال گذشته دراین هنر فعالیت دارد. ماندگارترین اثر او نقش «یا مقلب‌القلوب» است که آن را در سال‌۷۶ به مقام معظم‌رهبری هدیه داده‌است.  
حسین ذبیحی و دخترش مریم چندین سال است که همه روزشان پای دار قالی سپری می‌شود او می‌گوید: هر قالی‌ای را اگر بخواهی دو نفری ببافی ۶ ماه تا یک سال و نیم طول می‌کشد و بسیار زحمت دارد.
ملیحه یزدانی نزدیک به ده‌سال است که حکاکی روی سنگ‌های زینتی را به‌صورت حرفه‌ای دنبال می‌کند؛ هنری که هم با روحیاتش سازگار است، هم امکان کار در‌کنار خانواده را برایش فراهم کرده و هم راهی شده تا شغل خانوادگی‌شان همچنان زنده بماند.
امیرحسن چرخی‌زاده با اینکه فقط دوازده‌سال دارد، پنج‌سال است که مداحی می‌کند. او هر‌سال رتبه نخست مسابقات قرائت قرآن دانش‌آموزی ناحیه را به دست آورده است. سال۱۴۰۲ نیز مقام اول مسابقات استانی «کوثر محبت» را در رشته مداحی از آن خود کرد.
«پرده خوانی» به عنوان یکی از قوی‌ترین رسانه‌های انتقال مفاهیم دینی و حماسی، حال و روز خوشی ندارد. قاسم سیدی می‌گوید: این هنر به صورت جدی اجرا نمی‌شود و هنرمندان توانمندی که بخواهند این راه را یاد بگیرند و ترویج دهند، حضور ندارند.
صمد جعفری، هنرمند سنگ‌تراش محله تلگرد، حال مشتریانش را می‌فهمد و می‌گذارد بار اندوه تلنبار‌شده بر دل‌هایشان را سبک کنند. برای او که از یک دهه پیش، روی سنگ‌های مزار می‌نویسد، مرگ و زندگی، معنی دیگری دارد.
«ناهید دلشاد راد» طراح و پژوهشگر بر‌تر لباس ایرانی-اسلامی است. او می‌گوید: پدرِ مادربزرگ من جزو نخستین فرنگی‌دوز‌ها بودکه کت و شلوار امروزی را از آن طرف آب‌ها برای مردم ما به سوغات آورد و به شازده‌خانم‌های دربار هم خیاطی آموخت.
شبیه‌‏خوانی واقعه کربلا و روز عاشورا ۷ ساعت طول می‌‏کشد، این شبیه‌‏خوانی بیشتر در روستا‌ها کامل خوانده می‌‏شود، اما در چهارراه آزادشهر مشهد نیز داستان‏ مصیبت امام حسین (ع) با حضور پنج‌هزار نفر کامل شبیه‌‏خوانی شد.
استاد حسین سراقی نوغانی حدود ۳۰ سال است که به کار حکاکی روی سنگ مشغول است و ارزش معنوی زیادی برای هنرش قائل است به طوری که می‌گوید: بدون وضو به سنگ دست نمی‌زنم.
حمید قربان پور، هنرمند شناخته شده مشهدی را این شب‌ها می‌توان در تجمعات مردمی و در متن رویداد‌های اجتماعی دید. او به تازگی عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی خراسان رضوی را از آن خود کرده است.
سیده صدیقه صاحبکار مسئول دارالقرآن فاطمه الزهرا (س) کسی است که در کنار نقش مادری و همسری، یک مدیر موفق نیز هست و تحصیلات حوزوی دارد. او برای بانوان در زیرزمین خانه‌اش کلاس‌های قرآن برگزار می‌کند.
بیش‌از دوماه است که نرگس اکبرپور -سراینده شعر- و فرزندش سید‌محمدطا‌ها اعتمادی، مداح دهه‌نودی به عشق رهبر شهید و ایران عزیز، شب‌ها در خیابان حضور می‌یابند و حالا با آغاز ماه محرم کار مضاعفی را آغاز کرده‌اند.
فاطمه احمدی فرخی یکی از نقاشان شهرمان است که در محله طرق زندگی می کند و تابلوهای زیبایش معمولا زینت بخش خانه هنر است. او از کودکی به نقاشی علاقه‌مند شده و با این هنر به آرامش می‌رسد.
استاد ناصر همتی، آینه‌کار اماکن متبرکه، که از نسل استادکاران این هنر اصیل ایرانی است در خانواده‌ای رشد کرده که هنر آینه‌کاری تار‌و‌پود زندگی‌شان بوده. او از همان کودکی، شیفته نقش‌های هندسی و تقارن‌های زیبایی شد که در کار پدر می‌دید.
محمدجعفر پاکروان حدود دو دهه است که، به گفته خودش، ایستادن مقابل بوم و خلق کردن برایش جدی‌ترین کار و کنش است و از این طریق روایت خودش را ارائه می‌کند. نگاه به مجموعه آثار او به ما می‌گوید که نقاشی تجربه گراست.
امیرعلی مظاهری از چهار‌سالگی در هیئت‌های خانگی حضور داشته و میکروفون در دست برای اباعبدالله الحسین(ع) خوانده است. آخرین ضبطی که او در آن شرکت داشته، مربوط به سرودی درباره رهبر شهید بوده که قرار است در زمان تشییع ایشان اجرا شود.
سیدمحمد مهدوی الحسینی از ۳۵ سالگی شعر گفته و بیشتر سروده‌هایش در قالب غزل است و حالا مجموعه اشعارش به حدود ۷ هزار بیت رسیده است. با این حال، هر بار که او را شاعر می‌خوانند، پاسخ یکسانی می‌دهد: «من شاعر نیستم؛ دلی ابیاتی می‌سرایم.»