تاریخی - صفحه 13

سفرنامه سیدحسن موسوی‌اصفهانی از مشهد، مکه و عتبات مصادف با سفر او به این سرزمین‌های مقدس به خط خودش نگاشته شده است. مهم‌ترین امتیاز این سفرنامه آن است که نویسنده طی آن مرقد یازده امام را زیارت کرده است.
اوایل دهه ۶۰ مدیران کارخانه کوکاکولا تصمیم گرفتند برای تعدادی از کارگران کارخانه که مستأجر بودند، قطعه زمینی بگیرند و برایشان خانه بسازند. بر‌اساس قرعه‌کشی، نوزده‌نفر از کارگران خوش‌شانس انتخاب شدند و نخستین ساکنان شهرکی به همین نام بودند.
علی‌قلی‌خان در دوره سلطنتش قادر به تأمین امنیت نبود و همین موجب شد لات‌ها و گردن‌کشان شهر قدرتی در شهر به‌هم بزنند تا آنجاکه کار از دست علی‌قلی‌خان و نیروهایش در رفت. یکی از مهم‌ترینِ این اوباش، حاجی‌محمد باباقدرتی بود.
سالار در دوره نخست می‌کوشید تا شرایط مشهد را دستخوش تغییر نکند. شواهد میدانی نشان می‌دهند که بازسازی و توسعه حرم‌رضوی رونق خوبی داشت و مردم نیز، باوجود همه مشکلات، وضعیت عادی داشتند.
مصلای مشهد محلی بود برای برگزاری مراسم بزرگ مذهبی همچون عید‌فطر یا بارانداز کاروان‌هایی که دیروقت به دروازه‌های مشهد می‌رسیدند.یک کاربری خاص هم داشت؛ اینکه از فضای مصلی و باغ پشت آن جهت آداب تشریفات و استقبال از مقامات استفاده می‌شد.
با نگاهی دقیق به عکس‌های هوایی مشهدِ‌۱۳۳۵‌خورشیدی، می‌توان به شکل و الگوی معماری اماکن متبرکه حرم‌رضوی در آن دوره پی برد. تصویری که در فتوحرم امروز می‌بینید، بخشی از عکس هوایی تاریخی است.
صاحب اولیه خانه پریشانی، تاجری به‌نام نعیمی اهل نوغان بود. بعد‌ها در سال‌۱۳۶۷، پدرم که شیفته معماری خانه شده بود، آن را با مبلغ یک‌میلیون‌و‌دویست‌هزار تومان خرید. چند دانگ از خانه هم به نام مادرم ثبت شد.
عبدالحمید‌مولوی از مطلعین خراسان و عضو مهم آستان‌قدس، از تهران به مشهد آمد و با مساعدت افکار‌عمومی از خرابی بیشتر گنبد‌سبز جلوگیری کرد و مرکز هم نمایندگی را به او داد و آن بنا را به نام ابنیه تاریخی به ثبت رسانید.
م‌زمان با اجرای طرح بزرگ توسعه فلکه حرم (۱۳۶۱‌تا‌۱۳۷۲)، «طرح شبکه جمع‌آوری و دفع فاضلاب حرم و اطراف حرم» نیز طی مراحلی به اجرا درآمد و در سال‌۱۳۶۷ به بهره‌برداری رسید.
با همه فراز و فرود‌ها در نهایت سال‌۱۳۳۵ صدای سوت قطار در ایستگاه مشهد شنیده شد و رؤیایی که سال‌ها زیر خاک سیاست مانده بود به حقیقت پیوست. این قطار باری ایستگاه به ایستگاه گذشت و در حالی به ایستگاه وارد شد که اهالی آن بی‌صبرانه منتظر بودند.
دبیرستان شاه‌رضا با پرداختن به ورزش‌های مختلف روز، نه‌تنها زمینه آشنایی آنها را با چنین ورزش‌هایی فراهم می‌کند که خود به مکان پرورش اولین نسل ورزشکاران نوین مشهد بدل می‌شود و سرانجام نخستین مجله ورزشی مشهد را نیز همین دبیرستان چاپ می‌کند.
گورستانی قدیمی قتلگاه که باید آن را معادل قبرستان «وادی‌السلام» در نجف بدانیم، باوجود پیشینه شاید حدود‌هزار‌ساله‌اش، در سال‌۱۳۰۹‌خورشیدی ویران شد و به تاریخ پیوست و تنها بخش‌هایی از آن در قالب حاشیه باغ‌رضوان باقی ماند.
نظام‌الملکی می‌دانست متن رادیویی باید موجز و روشن باشد و کجا باید واژه را پررنگ ادا کند تا در همهمه میدان شهدا هم شنیده شود. او وقتی در مسجد گوهرشاد به منبر رفت، مردم در گوش هم زمزمه می‌کردند «این همان صدای رادیو است»!
یکی از مستشاران بلژیکی که برای اداره امور پستی ایالت خراسان راهی مشهد شده بود، در این شهر دست به اقدامی خارج از حدود وظایفش زد که تبعات سنگینی برایش به‌دنبال داشت.
نامیدن کوچه به نام کربلا به‌دلیل تجمع کاروان‌سالار‌های کربلاست و در سال‌های قبل از سده ۱۴ هجری که زائران کاروانی و با استفاده از شتر و اسب و قاطر عازم کربلا می‌شده‌اند، این کوچه محلی بوده است برای آغاز سفر زیارتی.
«قبر میر» یکی از خرده محلات قدیمی مشهد در محدوده محله بزرگ نوغان است؛ این محله در جوار باروی مشهد بود و این یعنی قرار گرفتن همیشگی در معرض هجوم و ناامنی.
«گرمابه سعدی» هم حمام عمومی دارد و هم نمره خصوصی. حسن موذنی ۵۶ ساله که از ۱۴ سالگی گرداننده این گرمابه است راوی این خاطرات است تا در مورد هویت این گرمابه ۱۱۰ ساله در محله آیت‌ا... خامنه‌ای بیشتر برایمان بگوید.
محله احمدآباد مشهد که امروز نبض تردد و زندگی شهری در آن می‌زند، در گذشته‌ای نه‌چندان دور، منطقه‌ای باغی و مزرعه‌ای در حاشیه شهر و یادگار نوه ملک‌التجار خراسان بود.
دهه ۲۰‌قرن ۱۴ خورشیدی که بیش از نیم‌قرن از تولید اتومبیل می‌‏گذشت، پای خودرو‌های سواری کوچک برای استفاده در حمل‌ونقل عمومی به مشهد باز شد؛ این تحول بزرگ با ورود ۱۰‌دستگاه تاکسی به مشهد رقم خورد.
در‌های باغ خونی، بیش از صد سال به روی مردم کوچه و بازار بسته مانده است و انگار جنگ جهانی، قصد رفتن از آن را نداشته است. مردم این‌قدر از تفرج در این باغ محروم مانده‌اند که تنها رویایی از آن در ذهن دارند، خاطره‌ای دور که در قصه‌ها برایشان گفته‌اند.