سید محمد نوربخش نوه صدیقه خانم، دختر سوم آقا بزرگ است. میگوید: پدربزرگ خوشچهره بود و با اینکه سنش زیاد نبود اما محاسنش سفید شده بود. صورت مهربان و اخلاق خیلی خوبی داشت. بسیار معتقد و مؤمن بود. دو پسر و هشت دختر داشت و برای همین نوه و نبیره زیاد دارد. بعد از فوت مادربزرگم فاطمه امیدوار که به «شاه باجی خانم» معروف است دخترها به نوبت پیش پدر میرفتند تا از او مراقبت کنند. ما چشم میکشیدیم کی نوبت مادر ما میشود تا پیش پدربزرگ باشیم و به ما خوش بگذرد. رفتار پدربزرگ برای آقای نوربخش درس زندگی بوده و از ایمان و صداقت تا مردم داری را از او الگو گرفته است.
در سکوت خبری که همه در تعطیلات نوروز به سر میبرند، خبر شهادت هادی در هیچ روزنامهای درج نمیشود و در کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی میان تبریکات نوروز گم میشود. در اتفاقی 2 درجهدار ناجای کلانتری سناباد شهید میشوند، هادی عزتی و هادی صفایی. به خانه عزتی میرویم. اگر قبل از این یک نفر اسمش هادی بود، حالا کافی است این نام را از زبان هر کسی بشنوند تا نگاهشان به آن سو بچرخد و یک جستوجوی ناکام را آغاز کنند. انگار قرار است هادی برگردد. آنها همه پر از هادی شدهاند و لحظهای از نبودش غافل نیستند.
جلسه قرآن خیابان شهید قانع محله تربیت از زمان جنگ شروع شده است. آنزمان که مردها جبهه بودند، همسرانشان منزل خانم توانا که بزرگ محل بوده جمع میشدند و نگرانیهایشان را با هم قسمت میکردند. حتی گاهی که میترسیدند شبها تنها در خانههایشان بخوابند، به منزل خانم توانای بزرگ میآمدند و اینگونه روزهای جنگ را سپری میکردند. به گفته بانوان حاضر در جلسه، این محفل برکات زیادی برای همهشان داشته است و اکنون وقتی اعضا مشکلی دارند خیلی وقتها قبل از اینکه مسئله را به خانوادههایشان بگویند، به دوستانشان در این محفل میگویند و بدین طریق آن را حل میکنند.
باوجود نزدیک شدن به عید نوروز و ماه رمضان، سفره مردم خوشرنگی هرساله را ندارد، اگر اینروزها سری به بازار بزنید، خواهید دید که اسب سرکش گرانی و افزایش قیمتها همچنان میتازد و مردم هم هر چقدر میدوند به گرد پایش نمیرسند.
درچنین شرایطی راهاندازی مرکز عرضه مستقیم کالاهای اساسی در خیابان سجادیه7 که اقلام مورد نیاز شهروندان را با نرخ 15 تا 30درصد کمتر از عرف بازار ارائه میکند، اهالی را کمی دلگرم کرده است.
نیمه اسفند که میشود رختی نو بر تن شهر میکنند تا زیباییهایش به همه نوید آمدن بهار را بدهد. طراحی و ساخت المانهای نوروزی و نمادهایی از رسیدن فصل زیبای بهار، همین جامه زیباست. منطقه7 ورودی شهر مشهد است و زیباییهایش تنها اختصاص به شهروندانش ندارد و برای تمام زائران و مجاوران چشم نواز است. امسال هم مانند سالهای گذشته شهرداری منطقه7 با ارائه خدمات در حوزههای مختلف به استقبال بهار ۱۴۰1 رفته است.
انگار همه منتظرند تا المانی نصب شود و از زیباییاش حظ ببرند و عکسی به آلبومهایشان اضافه کنند. هر چند کمتر از 10روز تا عید نوروز در پیش داریم اما نمادهای زیبای نوروز یکی پس از دیگری نصب میشوند و بر زیبایی محلات میافزایند.
اگر گشت و گذاری در مناطق 7 و 8 بزنید که هر یک بهنوعی ورودی زائر هستند متوجه تغییر و تحولات نوروزی خواهید شد. در این گزارش علاوه بر معرفی گزیدهای از این زیباییها به سراغ هنرمندان این آثار رفتیم تا معرفی کارهایشان را از زبان خودشان بشنویم.
بنا بر سنتی که از گذشتههای دور وجود داشته آجیل شب عید به عنوان یکی از ملزومات سفره عید همیشه وجود داشته است. آجیلهای امروزی که شامل پسته، بادام هندی، تخمه ژاپنی و چند قلم تنقلات دیگر است کم کم جای پای خود را به سفره عید نوروز باز کردهاند. سابقه حضور آجیلهای امروزی در مغازههای آجیلفروشی به 40سال قبل برمیگردد در سالهای قبل از آن آجیل شب عید بیشتر شامل تخمه آفتابگردان، کدو، خربزه، هندوانه، توت خشک و درنهایت کشته سیب یا زردآلو بود. خبری از پسته، تخمه ژاپنی و بادام هندی نبود. معروفترین آجیل شب عید آن سالهای مردم مشهد نخود وکشمش بود که آن دو نیز تولید زمینهای کشاورزی مشهد بود.