کوچه پارکینگ حکیم نظامی به موازات کوچه شهیدبهشتی ۵۹ و درست مقابل بوستان کوهسنگی قرار دارد؛ که تنها ۲ خانه در آن قرار گرفتهاست.
وارد فرهنگسرای کودک و آینده که میشوید، آقای دکتر شیر و خانم پرستار خرگوشه با آن لباسهای عروسکی شادشان از بچهها میخواهند که ساعتی را با آنها در فضای بیمارستان عروسکها وقت بگذرانند.
با بازدید از موزه خراسان بزرگ میتوانید با ١۴قرن تاریخ ایران آشنا شوید؛ زیرا بسیاری از محققان بر این نظرند که تاریخ ایران با شناخت تاریخ خراسان ممکن میشود.
کوهسنگی2 یکی از کوچههایی است که بهدلیل واقعشدن در پشت ایستگاه مترو بهندرت کسی متوجه آن میشود. کوچهای پرکاربرد که یکی از درهای مجتمع زیست خاور به آن باز میشود و سرنبش آن سینما آفریقا قرار دارد. این کوچه که سنوسالش نزدیک به 50سال است در جریان انقلاب اسلامی یکی از مسیرهای تردد انقلابیون بود اما اکنون هیچ نشانی از گذشته ندارد.
آرامستان کمتر شناخته شده ای در دامنه شرقی بوستان کوهسنگی سر زدیم که زمانی محل عبادت چندتن از عارفان و علمای مشهدی بوده است و به درخواست خودشان آنجا دفن شده اند. این آرامستان کوچک که با نام مقبره عرفا شناخته می شود، در مجاورت آرامگاه میرزاابراهیم رضوی واقع شده است. در این گزارش از همراهی مهدی قربانی، پژوهشگر مشهدی که مشغول تألیف کتابی درباره عارفان خراسان با عنوان «تذکره العارفین» است و در این کتاب به معرفی عارفان بوستان کوهسنگی پرداخته، بهره بردیم.
بیگمان یکی از خاطرهانگیزترین عکسهای آلبوم مشهدیها، شیرهای یالدار کوهسنگی است؛ محافظان طلایی این بوستان محبوب مشهدیها که 85سال است روی پلههای سنگی ایستادهاند. آنها همراهان دیگری هم داشتهاند که زمانی دورتادور استخر جانمایی شده بودند، مثل مجسمه نبرد پهلوان و نهنگ(گرشاسپ و تمساح) که درست پایین پای شیرها در حوضچه کوچکتری قرار گرفته بوده و در معدود عکسهای مردم باقی ماندهاند. شانس یارمان شده است که هنوز هم میتوانیم با شیرهای شهرنشین کوهسنگی دمخور باشیم.
سندی وجود دارد که نشان میدهد باغ ملی پیشکشی مظفرالدینشاه به حاجکاظم ملکالتجار، پدر حاجحسین ملک است که به این خاندان واگذار شده است. به گفته سیدمهدی سیدی، پژوهشگر و مشهدشناس، چگونگی واگذاری باغ ملی به بلدیه، این گونه است که شهرداری در سال۱۳۰۹خورشیدی (که ثبت املاک دایر شد) تقاضای ثبت باغملی به نام خود را کرد و در سال۱۳۱۱ سند مزبور صادر شد. در ظاهر سالها بعد، شهرداری معارضانی یافته است؛ درنتیجه از حاجحسین ملک تقاضا کرده اسناد مربوطبه مالکیت آن را دراختیار شهرداری قرار دهد. حاجحسین ملک نیز چنین کرده و فرمان مظفرالدین شاه را توسط پیشکار خود به شهرداری فرستاده، متقابلا تقاضا کرده است در محلی از باغ، نوشتهای مبنی بر بخشش وی نصب شود.