این هنرمند میگوید: چندسال قبل در اولین مسابقات شاهنامهخوانی دانشآموزی مدارس ناحیه۴ آموزشوپرورش شرکت و رتبه اول مسابقات را کسب کردم.
دختران کلاس ششم مدرسه شهیدجعفری گلشهر نهتنها بیش از صدبیت شاهنامه فردوسی را حفظ کردهاند، که این ایده سرآغاز مطالعه، پژوهش و رؤیاپردازی این دختران برای آیندهای درخشان شده است.
محمدرضا حمیدی، از معدود بازماندگان هنر نقاشی قهوهخانهای میگوید: شاهنامه در برخی دورهها فقط با کمک نقاشی در ذهن مردم زنده ماند، این نقاشی در دورهای برای مردم، حکم رسانه فرهنگی و ادبی را داشته است.
پهلوانبرات محمدی و همسرش طاهره فرزانه از قدیمیهای مردارکشان هستند. آنها برایمان از زمستانهایی میگویند که تنها سرگرمی اهالی شاهنامهخوانی و خواندن قصه حسن کرد شبستری بود.
خانه کودک و شاهنامه در اتاقی در انتهای باغ آرامگاه قرار گرفته است. خیلی سخت هفتدیوار و زاویه برایش تعریف کردهاند تا یکی هفتخوان رستم را روی آن نقش بزند.
دکتر ابوالقاسم بختیاری اولین ایرانی است که در آمریکا درس پزشکی خواند. او در بروجن به دنیا آمد، در اصفهان، تهران، خوزستان و آمریکا زندگی کرد، اما سرانجام به خاطر عشق به فردوسی پیکرش را به توس آوردند.
خانهای در کنار خانه ابدی فردوسی، به افتخار کودکان و برای پیوندشان با پشتوانه غنی ادبی ایران، «کودکوشاهنامه» نام گرفته است. کودکان محله فردوسی به این خانه پناه میآورند و با داستانهای شاهنامه آشنا میشوند.
رضا برادرانفر مداح قدیمی محله نوده میگوید: در خانه ما یک صندوق بزرگ وجود داشت که پر از کتابهای مذهبی و ادبی بود. بزرگترین کتاب این صندوق، شاهنامهای بود که با خط نستعلیق و جوهر سیاه نوشته شده بود.
یک افسانه قدیمی هست که میگوید: سلطان دختری داشت سپیدتن با زلفی سیاه و صدایی خوش، به نام «سوران». سوران در روستای «عاشقان»، عاشق مردی گاوچران (دراصطلاح محلی گورهچرون) میشود.
حدیث ارژنگی دختری آرام و منظم است که قبل از هفتسالگی شیفته شطرنج شده و این ورزش را بیشتر از هرچیز دیگری دوست دارد. او اهل مطالعه است و شاهنامه میخواند.
فرشته فارغ، کارگردان و نویسنده مشهدی میگوید: تئاتر، ابزاری است که به کمک آن میتوان آموزش و تدریس هم داشت؛ به همین دلیل نمایش زال و سیمرغ با سبک رئال از شاهنامه را برای اجرا در مدارس دخترانه انتخاب کردیم.
ازآنجاکه بهجز شاهنامه، سند دیگری برای اطلاع از روزگار فردوسی وجود ندارد، شاهنامهخوانها برای ارضای تشنگی شنوندگان، ناچار خبرهای مبهمی را که از گوشهوکنار شنیده بودند، با آبوتاب روایت میکردند.
آتنای یازدهساله، نوجوان محله سیدی میخواهد نقالی برجسته در کشور شود.
حامد مهراد متولد ۱۳۶۵ است، دکتری ادبیات حماسی دارد و درباره «عید باستانی نوروز» در داستانهای شاهنامه مطالعات زیادی انجام داده است. او درحال حاضر استاد ادبیات دانشگاه فردوسی است.
محمد صادقزاده نقال آرامگاه فردوسی است. او از ۲۱ سال قبل، مجاورت و انس با فردوسی را به کار در اداره و کارمندی ترجیح داده و به قول خودش عدالت خواهی و بخشندگی فردوسی پایندش کرده است.
یکی از اهداف نازنینزهرا سطانیپور این است که اسلام را به شیوه روایتگری برای انگلیسیزبانها معرفی کند.
فائقه احتشام معلم خلاقی است که حتی جرقههای ذهنش را هم به خدمت کلاسهایش درمیآورد. خلاقیتهایی که بیشتر میخواهد بدون هزینه باشد.
فیروزه خراسانی هم کارشناسی ارشد ادبیاتفارسی دارد و هم موسیقیدان و عاشق شاهنامه است. او شاهنامهخوانی را با ریتم، موسیقی، بازی، نمایش، نقاشی و عروسکسازی به بچهها میآموزد.
حمیدرضا نویدیمهر سعی دارد مردم و به مخصوص نوجوانان و جوانان را با گنجینه ادبی ایران آشتی دهد.
اسمر شجاعان، ساکن محله اقبال، میان زنان کارتنخواب میرود و نه فقط با شعرها که با مهربانیهایش آنان را به زندگی امیدوار میکتد.