منطقه ۱۲ - صفحه 54

منطقه ۱۲

هم‌نشینی محدوده تاریخی و مدرن در یک منطقه

منطقه ۱۲ از دو محدوده متصل و منفصل شهری تشکیل شده است. ساختمان‌سازی در ناحیه متصل این منطقه در ۲۰سال گذشته با سرعت زیادی پیش رفته و این موضوع باعث شده است این محدوده با خیابان‌کشی‌های استاندارد شهری، خانه‌های نوساز و... به‌عنوان یک منطقه نوین شهری شناخته شود. بافت تاریخی منطقه ۱۲ در ناحیه منفصل توس قرار دارد که قدمت برخی بنا‌های آن در اطراف شهر تاریخی طابران توس به هزار سال می‌رسد. ظرفیت‌های گردشگری و تاریخی سهم ویژه‌ای در رونق اقتصادی این منطقه دارند که از آن جمله می‌توان به آرامگاه فردوسی، بقعه هارونیه، ارگ توس، بوستان مینیاتوری، نمایشگاه بین‌المللی و... اشاره کرد. محله وکیل‌آباد از محلات قدیمی محدوده متصل شهری است که بسیاری از کارگران قدیمی حاج حسین‌آقا ملک هنوز در آن سکونت دارند. زمین‌های رها شده در بخش متصل شهری و نبود طرح تفصیلی و ساخت و ساز غیرمجاز در محدوده منفصل توس و محله وکیل آباد از مشکلات این منطقه است. شهرداری منطقه ۱۲ سال ۱۳۸۳ شکل گرفت و تا سال ۱۳۹۲ به صورت نیمه‌خصوصی با مشارکت شرکت آبادانی و مسکن الهیه اداره می‌شد. بعد از آن به طور کامل به شهرداری مشهد واگذار شد. در مساحت ۶۵۰۲ هکتاری این منطقه ۱۰۵ هزار نفر زندگی می‌کنند.

پلاک‌۲۳ خیابان محمدیه ۶ خانه‌ای منحصر به فرد است که ۸۰ نوع گیاه متفاوت در باغچه‌های آن کاشت شده و به شیوه‌های نوین آبیاری می‌شود.
از نظر علی غلامی، صداقت داشتن و استفاده از مواد اولیه خوب و با‌کیفیت، دلیل ماندگاری کارگاه‌های مجسمه‌سازی قدیمی است زیرا مشتری تفاوت کار و جنس خوب را می‌شناسد.
زهرا هدایت‌پور عضو تیم ملی ووشو و دارنده بیش‌از ۵۰ مدال استانی، کشوری و جهانی در رشته‌های تکواندو، کنگ‌فو، کیک‌بوکسینگ و ووشو، این روز‌ها قهرمان خانه و فرزندانش شده است.
حسین افتخاری که به‌دلیل سن کم، اجازه شرکت در جنگ را نیافته بود، به عشق شهدا به گروه‌های تفحص پیوست و با برقراری ارتباطی روحی با شهدا توانست پیکر ۳‌هزار شهید را شناسایی کند.
غلام‌رضا اردلان، مخترع، پژوهشگر و کارآفرین محله نقویه است. او در چهار دهه فعالیت پژوهشی و علمی خود، بیش‌از صد اختراع ثبت کرده که ۸۰‌اختراع آن در‌زمینه دفاعی، نظامی و پدافند غیرعامل بوده است.
نورمحمد عرفانی‌گلکار، یکی از ۱۲ عضو اکیپ ویژه‌ای است که در بازسازی آرامگاه فردوسی در سال ۱۳۴۳ نقش داشته است.
از‌آنجا‌که به‌جز شاهنامه، سند دیگری برای اطلاع از روزگار فردوسی وجود ندارد، شاهنامه‌خوان‌ها برای ارضای تشنگی شنوندگان، ناچار خبر‌های مبهمی را که از گوشه‌و‌کنار شنیده بودند، با آب‌و‌تاب روایت می‌کردند.