۲۰ سال خوشنویسی کردن از او فرد متواضعی ساخته که حتی از پذیرفتن عنوان نخستین بانویی که قرآن را کتابت کرده نیز طفره میرود؛ اما واقعیت این است که کریمیان اقبال برای نخستین بار در استان شروع به کتابت قرآن کریم به خط نستعلیق کرده است.
محمد جواد ضیایی خطاط جوان منطقه ۴ است. او میگوید: در سربازی خطهای ابداعیام را روی دفترهای خاطرات سربازها مینوشتم، با دواتی قرمز و یک قلم که تمام دنیای خطاطیام میشد.
شاهنامه تنها اثر کهن ادبیات فارسی نیست که رسول مرادی به نستعلیق خوش نویسی کرده است؛ حافظ، گلستان سعدی، رباعیات خیام و ... هم به خط او منتشر شدهاند.
سیدمهدی هادی حسینی به خوشنویسی و حکاکی دلبسته است. حجرهاش را سنگهای ریز و درشت گرفته است، بیشتر کارش روی سنگ گرانیت است. میگوید خیلی وقتها به جای هدیه، سنگ میتراشد و تقدیم آنهایی میکند که دوستشان دارد.
یگانه قربانی، هنر خوشنویسیاش را به میدان آورده است. او با خط خوش و ذوق هنریاش، شعارهایی روی پلاکاردها مینویسد که در خیابانها و در دست مردم محله ایثارگران دیده میشود.
زهرا نقیزاده، هنرمند خوشنویس محله وکیلآباد سه سال است به انجمن خوشنویسان میرود و اکنون در رشته نستعلیق به مرتبه ممتازی رسیده، گرچه خودش میگوید: «هنوز این اولین پله است.»
این گزارش، روایتی است از ورود «چاپ سربی»؛ فناوری نوظهوری که نهتنها سرعت انتشار اخبار را دوچندان کرد، بلکه به سلاحی در دست مشروطهخواهان و روشنفکران مبدل شد تا مشهد را از پیله سنت به سوی دنیای مدرن پرواز دهند.
صباغیان طوسی برای هنرمندان بعد از خود اسوه بود. او از نسل استاد و شاگردی بود. از نسلی که برای آموختن الفبای نقاشی، در خانه استادان زیادی را زد. آخرین پرده زندگی اش هم در کارگاه نقاشی جمع وجورش میان رنگها و بوم ها رقم خورد.
استادهادی ذوالریاستین نعمتاللهی، ۴۰ سالی میشود که دارد قلم میزند، نتیجهاش شده است تربیت بیشترین تعداد فارغ التحصیل خوشنویسی در رده ممتاز در سطح کشور.
خطاطان مشهدی از دیرباز، نقشی مهم و اساسی در تکمیل و زیباتر کردن هنر فاخر خوشنویسی داشتهاند. سلطانعلی مشهد، یکی از نخستین مفاخر این عرصه است که افتخار مجاورت بارگاه منور رضوی و اطلاق عنوان مشهدی را نیز دارد.
خیلیها محسن عبادی را به عنوان یکی از استادان مسلم هنر خوشنویسی کشور میشناسند. کتابت سردر حرم کاظمین، کتابت پرچم حرم امیرالمومنین (ع) و کتابت خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) از جمله آثار اوست.
مجید دولتی، هنرمند محله کارخانه قند، در مسیری پرفرازونشیب، هنر را با ورزش درآمیخته است. او اکنون با قلم خود، فرهنگ پارسی را زنده نگه میدارد و باور دارد که هویت راستین، در گرو پیوند با هنر نیاکان است.
این هنرمند میگوید: علاقهای که معلم خوشنویسی پایه اول راهنمایی با نوشتن حرف «و» در کلمه «تو» در من زنده کرد تا مدتها بعد هم با من بود و نمیتوانستم از آن چشمپوشی کنم. از خانوادهام خواستم در کلاس خوشنویسی ثبتنامم کنند.
چیزی به عنوان زباله در خانه حانیه کهنمهرآباد وجود ندارد. او با زبالهها کاردستی درست میکند؛ با یونولیت هیولا، با شانه تخممرغ، کندوی زنبور و با لولههای دستمال حولهای، بابابزرگ درست میکند.
غلامحسن اشرفیان سالهاست که مُهر غلامی سیدالشهدا (ع) را با افتخار بر سینه زده است و پدر شهید محمدمهدی اشرفیان است. او که بازنشسته آموزش و پرورش است تاکنون چندین کتاب دعا و قرآن به خط خود به چاپ رسانده است.
کتیبه دورتادور گنبد، به خط ثلثِ زیبای علیرضا عباسی و با قلم طلایی بر زمینهای فیروزهای نگاشته شد؛ کتیبهای که در آن شرح سفر پیاده شاه، منابع مالی طلاکاری گنبد و جزئیات اجرای این کار ذکر شده است.
سراسر خانه عباس آگهی و محبوبه مهدوی، پرشده است از تابلوهای خطاطی و تذهیب. محبوبه خانم میگوید: هر وقت که کسی به خانه ما میآید از ما میخواهد این هنر را به او آموزش دهیم.
سیدعلیرضا امیری دشتبیاض، کاسب محله امامخمینی (ره) هنرمند برجسته خوشنویسی است. او در سوپرمارکت کوچکش هم مشغول کسب و کار است و هم هنرش را به اهالی آموزش میدهد.
استاد انوشیروان فروغی میگوید: حداقل ۲۰ سال شیمی کاربردی کار کردهام و خیلی از کارهای نقاشیخط من با استفاده از مواد شیمیایی است که به استخدام هنر درآوردهام.
غلامحسین اشرفیان پدر شهید و از پیشکسوتان هنر خوشنویسی است. او سنگ مزار فرزند شهیدش و دیگر شهدا را خطاطی کرده است. میگوید: یک رسالت بزرگ دارم؛ اینکه تا زمانی که زنده هستم، قلمم را از قرآن و ادعیه نگیرم.