بیمارستان - صفحه 2

قدمت خیابان ثامن‌الائمه‌۱۸ به بیش‌از صد‌سال پیش برمی‌گردد. کارکنان ارتش اولین ساکنان این محله قدیمی هستند. پیش‌از انقلاب اسلامی، این معبر به «شاپورکهنه» شهرت داشت.
سید‌مرتضی اخلاقی می‌گوید: اینجا خانواده‌هایی هستند که به‌خاطر بیماری فرزندشان نمی‌توانند به هیئت بروند. این خیمه برایشان مثل یک حسینیه کوچک است؛ جایی که اشک می‌ریزند، دلشان را سبک می‌کنند.
گل‌های مغازه محمدرضاثابت‌بیرجندی که در جوار بیمارستان‌ام‌البنین است، مصنوعی‌اند. او می‌گوید: گل‌های طبیعی برای برخی بیماران حساسیت ایجاد می‌کند و مشکل‌زاست؛ بنابراین گل مصنوعی را برای هدیه به بیماران مناسب‌تر دیدم.
در چهارراه آسایشگاه خیابان المهدی یک ردیف دیوار سیمانی تا وسط کوچه کشیده شده و سه درِ فلزی بزرگ از میانش باز شده که راه ورود به خانه‌های جذامیان است. آدم‌هایی که جذام، دست‌ و پاهایشان را خورده است.
دو اتفاق که از سر گذراند، مسیر جدیدی پیش‌روی زندگی‌اش باز کرد؛ یکی برای پسر دومش که ناگهان فلج می‌شود و دیگری وقتی دخترش را باردار بود، دکترا بدلیل نداشتن ضربان قلب جنین دستور سقط می‌دهند!
فائزه تپه‌جیکی می‌گوید: بهترین خاطره من، احیای بیماری بود که بیست‌دقیقه علائم حیاتی نداشت. آن شب با همکاری پزشک و بقیه همکاران توانستیم بیمار را احیا کنیم. وقتی قلبش تپید، انگار دنیا را به ما دادند.
چون در گذشته مرکز خاصی برای نگهداری از بیماران روانی نبوده است، مرحوم دکتر موسی حجازی، ملک فعلی بیمارستان را برای این بیماران درنظر می‌گیرد و در سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۸ نیز ساختمانش را بنا می‌کند.
روایت روزگار سخت و پر استرس برای نجات جان بیماران با خاطرات تلخ و شیرینی همراه است. تلخ مانند فوت بیمار و شیرین مانند کمک به مادری برای تولد فرزندش در ماشین. این گزارش روایت‌گر پرستاران بیمارستان امام‌زمان (عج) در خیابان سرخس است.
فتانه کلاهان تعریف می‌کند: زمان تشییع پیکر پدرم حدود پنجاه یتیم زیر تابوت پدرم جمع شده بودند و گریه می‌کردند. بعد‌ها فهمیدیم این بچه‌ها زیر نظر مؤسسه‌ای بودند که پدر از آن‌ها حمایت می‌کرد.
دکتر آریانه صدرنبوی از همان روز‌های نخست حضورش در دانشگاه علوم پزشکی مشهد، منشأ آثار و برکات فراوان شد؛ از تأسیس رشته ژنتیک پزشکی تا راه‌اندازی اولین مرکز نوروژنتیک دانشگاهی در ایران.
روزنامه اطلاعات در ۱۷ بهمن سال ۱۳۴۷ گزارشی مبسوط در جریده‌اش به چاپ می‌رساند و دلیل ساخت این بیمارستان را برخورداری عموم کارگران خراسان از مزایای قانون کار و بیمه‌های اجتماعی ذکر می‌کند.
احمد قربانپور شاگرد ممتاز محله مهدی‌آباد بود که از هشت تا دوازده سالگی به‌دلیل بیماری در بیمارستان بستری بوده و نتوانسته به مدرسه برود اما بعد همه مقاطع را جهشی خوانده است.
پرستارانی که سال تحویل‌ در بخش زنان و در کنار نوزادان و مادران می‌گذرانند هر سال سفره هفت‏ سین جالبی درست می‌کنند که سین‌هایش را ست سرم، سرسوزن، سوزن‌گیر، سفالکسین، سرنگ، ست سزارین تشکیل می‌دهد.
شاهزاده رابعه‌خانم احترام‌السلطنه همسر منتصرالملک در راستای اجرای وصیت همسرش، در بخشی از املاک جعفرآباد آن زمان، بانی ساخت بیمارستان منتصریه مشهد شد.
بیمارستان تخصصی زنان حضرت ام‌البنین(س)، تنها مرکز درمانی تخصصی زنان در شرق کشور است که کادر پزشکی و درمانی و حتی تا حد امکان کارکنان اداری‌ آن همگی از بانوان هستند.
هر روز ساعت ۷ عصر تا ۲ نیمه‌شب مراد نظری را با لباس مخصوصش می‌بینی که در حال زنجیر کردن موتور‌ها به میله‌های جلوی بیمارستان است یا در حال تحویل دادن آنها به صاحبانش.
جواد مرادنژاد، ۲ ملک خود را در حوزه سلامت وقف آستان‌قدس‌رضوی کرد و نتیجه آن کمک به ساخت بزرگ‌ترین مرکز ناباروری شرق کشور بود. می‌گوید: استقبال بی‌نظیر زوجین نابارور برای بهره‌مندی از خدمات خبری خوشحال‌کننده است.
چند آدم خیّر در محله تلگرد امکانات پزشکی را به اتاقی کوچک می‌آورند و به خدمت‌دهی به بیماران نیازمند می‌پردازند. خیرانی که نام همگی را دقیق نمی‌دانیم، اما بی‌شک «آیت‌الله دهشت» یکی از آنها بوده است.
پس از تأسیس مدرسه دارالفنون در سال‌۱۲۳۰ خورشیدی، طب به‌عنوان یکی از درس‌های اصلی این مدرسه، در سه شاخه تدریس می‌شود. نخستین دانش‌آموختگان طب ایران در همین سال از دارالفنون فارغ‌التحصیل می‌شوند.
حسین مردانی یکی از پاکبانان خیابان احمدآباد می‌گوید: همه ما بار‌ها سوزن در دستانمان رفته است. همین‌که می‌خواهیم کیسه‌ای را بلند کنیم، می‌بینیم سنگین است؛ دستمان را زیرش می‌گیریم که پاره نشود، سوزن در دستمان فرو می‌رود.