بیمارستان - صفحه 3

صغرا مؤمن، پرستار نمونه بیمارستان ۲۲ بهمن است. به گفته خودش او از کودکی عاشق حرفه پرستاری بوده و ۱۷ سال است که با سختی‌های این حرفه می‌سازد.
حوادث پی‌درپی مشهد سبب شده است این شهر در طول تاریخ، تبدیل به یک خاستگاه منحصر‌به‌فرد فکری در کشور شود. در جریان مبارزات انقلاب، منطقه ما نیز یکی از نقاط پر حادثه در ایام انقلاب است.
روزنامه‌های مشهد در شروع دی‌ماه‌۱۳۵۷ هنوز در اعتصاب هستند که اتفاقات مهمی در مشهد می‌افتد؛ اتفاقاتی که بیشتر آنها به درگیری ۲۳‌آذر انقلابی‌ها و طرف‌داران حکومت در بیمارستان شاه‌رضا مرتبط است.
مشهد در چند ماه آخر منتهی به پیروزی انقلاب آبستن حوادثی شد که در تسریع پیروزی نهضت، نقش مؤثری داشت. یکی از این حوادث مهم واقعه ۲۳ آذر سال ۱۳۵۷ و حمله رژیم پهلوی، به بیمارستان امام‌رضا (ع) بود.
عباسعلی عباس‌زاده از نیرو‌های عملیاتی و کار‌راه‌انداز بود. چه بسیار اتاق‌های عملی که در جبهه‌ها با دوندگی‌های او برپا شد. او با اولین گروه هلال احمر عازم مناطق جنگی شد و تا پایان جنگ در کنار کادر درمان حضور داشت.
دکتر خطیب ساکن آمریکاست و سالی یک‌بار به ایران می‌آید تا بین دانش‌آموزان نخبه تحت‌پوشش مرکز نیکوکاری‌اش باشد و از نزدیک با آنها دیدار کند. دکتر سیدرضا خطیب سال ۱۳۰۹ در منطقه ۸ مشهد به‌دنیا آمده است.
خانواده شاملو‌ها از زمان نادرشاه به خطاطی و نویسندگی معروف بودند اما میرزا‌غلامعلی‌خان شاملو، پدربزرگ پروفسور فریدون شاملو این سنت خانوادگی را تغییر داد و در‌کنار میراث خطاطی، به‌دنبال آموختن علم طب رفت و خانواده شاملو‌ها را به‌سمت طبابت برد.
پروفسور فریدون شاملو کسی‌ است که علاوه‌بر راه‌اندازی درمانگاه‌های خصوصی خودش، اولین رئیس بیمارستان قائم (عج) بوده، مدتی ریاست بیمارستان شاه‌رضا را بر‌عهده داشته و با کمک خیران، بیمارستان امید را راه‌اندازی کرده است.
مریض‌خانه‌های مشهد به دلیل شکل‌گیری در کنار بارگاه ثامن‌الحجج (ع)، شفاخانه نامیده می‌شدند و در گذر تاریخ، جای خود را به بیمارستان‌هایی دادند که نخستین و مهم‌ترین آنها، بیمارستان امام‌رضا (ع) است.
تعدادی از کارمندان و پزشکان بیمارستان طالقانی که درد و رنج بیماران را از نزدیک دیده بودند انجمنی برای حمایت از مسلولین تشکیل دادند و به مرور زمان تعداد زیادی از مسلولین استان خراسان را تحت پوشش قرار دادند.
رضا باقرزاده می‌گوید:  بخش اورژانس یکی از بخش‌های تلخ بیمارستان ابن‌سیناست؛ ما بیماران را در بدترین حال ممکن پذیرش می‌کنیم. سه چهار سال است شمارش دفعاتی که از دست بیماران کتک خورده ام، از دستم خارج شده است!
ابراهیم صاحب، اولین حضورش در جبهه را در منطقه عملیاتی کردستان تجربه می‌کند و درچند دوره حضورش در جبهه‌های جنگی جنوب و غرب کشور رانندگی آمبولانس را برعهده دارد.
پروفسور علی شاملو می‌گوید: پدرم همیشه به من توصیه می‌کردند طبابت را صبح زود شروع کن. چون بیماران شب تا صبح را با درد گذرانده‌اند و طاقت ندارند بیشتر از این صبرکنند.
چند نفر از پرستار‌های ما مدرک روان‌شناسی هم دارند. بیماران ما بیماران خاصی هستند و برای اینکه بتوانیم در دادن خدمات پرستاری به آنها موفق باشیم، حتما باید روان‌شناسی را تا حدودی بدانیم.
زینب‌کریم‌پور مادر سجاد می‌گوید: فکر کردم حالا که سجاد نیست و کل خانواده و دوستانش و یک محله داغ‌دار پرکشیدنش هستند، چقدر خوب است که با اعضای بدنش، جانی دوباره به آدم‌های دیگر ببخشیم.
پرِی ایزدی پرستار ساکن محله امام خمینی(ره) سال‌۱۳۶۲ برای خدمت به مجروحان جنگ به دزفول اعزام شد. او می‌گوید: یکبار که برای کاری به سردخانه بیمارستان رفتم در مسیرم تعداد زیادی از شهدا بودند و من با تک‌تک آن‌ها و وداع کردم.
ایستگاه شماره نه آتش‌نشانی مشهد از بهمن سال ۱۳۸۲ و برای پاسداشت فداکاری‌های چهار آتش‌نشان مشهدی که از همین ایستگاه به نیشابور، اعزام شدند و در حادثه قطار آنجا به شهادت رسیدند، «شهدا» نام گرفت.
او فقط یک دکتر نیست! همراه بیمار است. گاهی بیمارش را آرام می‌کند و گاهی برای خرج درمانش کارت می‌کشد. بعد هم که بیماران درمان می‌شوند گاه با یک شماره ناشناس مواجه می‌شوند. خانم دکتر پشت خط است.
برابر اسناد برجای‌مانده تاریخی، دارالشفای حضرتی مکان‌های مختلفی را در مشهد تجربه کرده و هربار در زمانه‌ای بنا به دلایلی جابه‌جا شده است تا اینکه در سال 59 ساختمان فعلی آن در بست پایین‌خیابان افتتاح شد.
تاریخچه بیمارستان منتصریه به شاهزاده منتصرالملک که از ثروتمندان مشهد بود، برمی‌گردد. او فرزندی نداشت. بنابراین وصیت کرد که اموالش صرف ساخت بیمارستان شود. پس‌از درگذشت او، همسرش در خیابان «جنت» ساخت بنا را شروع کرد.