محله رضائیه - صفحه 5

محله

رضائیه

محله رضائیه با ۵۰ هکتار وسعت، جزء ده محله کوچک مشهد است. این محله که در فاصله کوتاهی تا بارگاه منور رضوی قرار دارد، از قدیم به خاطر نزدیک بودن به حرم مطهررضوی یکی از محل‌های مورد علاقه سکونت زائران و مجاوران بوده و به همین‌دلیل بعد از انقلاب رضاییه نامیده شده است. بخشی از این محله در گذشته حسین‌آباد قائنی‌ها نام داشته است.

محله رضائیه
زینب کاظمی نوجوان 17ساله محله رضائیه است. او حافظ 10جزء قران است و در المپیاد ریاضی هم مقام دارد. جریان حفظ قرآن به 11سالگی‌اش برمی‌گردد، زمانی که در کلاس‌های مرکز جامعه‌المصطفی شرکت کرد چون پدرش طلبه این مرکز بود، اما در ادامه خودش شیفته این مسیر معنوی شد.
دو یا سه ساله بودم که مادر من را همراه خودش به سالن ورزشی فرهنگ‌سرای غدیر می‌برد تا ورزش کند. 5سال داشتم که با مادر ژیمناستیک را شروع کردم. ژیمناستیک بدن را انعطاف‌پذیر می‌کند و راحت‌تر می‌توان ورزش‌های رزمی را آموخت. بعد از آن کاراته را شروع کردم و تا نه سالگی ادامه دادم. بعد از گرفتن کمربند بنفش مدتی کاراته را رها کردم و به دنبال والیبال رفتم. در این مدت که والیبال کار می‌کردم خیلی قد کشیدم و پدر پیشنهاد داد که والیبال را دنبال نکنم. دیدم حرف پدر منطقی است و اگر این قد کشیدن ادامه پیدا می‌کرد می‌توانست مسیر آینده زندگی‌ام را تغییر دهد برای همین دوباره به سراغ کاراته رفتم.
اکبر کردستانی، صاحب کارگاه دلوسازی در محله رضاییه است. او از همان کودکی مشغول به کار می‌شود و در پایین‌خیابان در مغازه تولیدی دمپایی لاستیکی کار می‌کند. این دمپایی‌ها از همین لاستیک‌های مستعمل ساخته می‌شده. او با خودش فکر می‌کند که چرا چیزهای دیگری از همین لاستیک‌ها تولید نکند؟ این می‌شود که آقا رمضانعلی پس از سال‌ها شاگردی در دوره جوانی کار و بار خودش را راه می‌اندازد.
مهدی مفلوک، پاکبان دهه هفتادی محله رضاییه قهرمان است. هم قهرمان کارگری، سلامت و نظافت شهر و هم قهرمانی که در آتش‌سوزی مغازه‌ای به صاحب آن کمک کرده و مانع خفه‌شدن او شده است.
پدر و مادرها در آن دوران می‌گفتند «گوشت و پوستش مال شما و استخوانش مال ما» و بدین طریق خانواده‌ها به طور کامل فرزند خود را به معلمان می‌سپردند. درست است که این مجوز تام‌الاختیار در گاهی موارد برای گوشت و پوست گران تمام می‌شد، ولی نشان دهنده اعتماد به معلم‌ها بود.