مردم شعار میدادند ارتش برادر ماست
پساز چاپ فراخوان دریافت عکسهای انقلاب در شهرآرا محله، آقای علیاکبر جلالی، شهروند محله کلاهدوز با شهرآرامحله تماس گرفت و اعلام کرد که عکسی از ۱۹ بهمن سال ۱۳۵۷ دارد. در این روز نیروی هوایی، همبستگی خود را با جمهوری اسلامی و مردم اعلام و ضربهای شکننده بر پیکر رژیم شاهنشاهی وارد میکند. در این روز، نظامیان متعهد نیروی هوایی، با حضور در اقامتگاه رهبر بزرگ انقلاب اسلامی در مدرسه رفاه و بیعت با ایشان، سندی از افتخار، حماسه و ایمان در برگهای زرین انقلاب اسلامی به ثبت میرسانند.
امام خمینی در جمع پرسنل نیروهای هوایی در تهران میفرمایند: «ما به نظامیان میگوییم به ملت ملحق شوند، میگوییم اسلام بهتر از کفر است. ملت برای شما بهتر از اجنبی است... ما میخواهیم مملکت دارای یک نظام قدرتمند باشد. نمیخواهیم نظام را به هم بزنیم... لکن نظامی ناشیاز ملت و در خدمت ملت؛ نه نظامی که دیگران آن را سرپرستی بکنند و دیگران به این نظام فرمان بدهند.» این اعلام همبستگی در شهرهای دیگر ایران و ازجمله مشهد نیز انجام میشود.
درسهایی از مکتب اسلام» را که سردبیر آن آیت ا... مکارم شیرازی بود، میخریدم و دراختیار همکارانم میگذاشتم.
از آن زمان نوزدهم بهمن، روز نیروی هوایی نامگذاری شد. حالا کارمند بازنشسته، علیاکبر جلالی که در سال ۱۳۴۷ بهعنوان کارمندی ساده، وارد نیروی هوایی میشود، عکس آن روز بااهمیت را بر دیوار خانه خود قاب گرفته است و توضیحی هم به قلم خود برای شهرآرامحله نوشته که در ادامه خواهید خواند.
جلالی متولد سال ۱۳۲۲ کاشمر است. او سال ۱۳۴۷ بهعنوان کارمندی غیرنظامی به استخدام نیروی هوایی درمیآید و سال ۱۳۵۰ با انتقال به شهری کوچک در شمال خراسان، در سِمت راننده خدمت میکند. در این میان، خرید مجلهای دینی و دراختیارقراردادن آن به همکاران، برایش دردسرساز میشود. دراینباره تعریف میکند: «چندنسخه از مجلهای بهنام «درسهایی از مکتب اسلام» را که محتوای مذهبی و دینی داشت و سردبیر آن آیت ا... مکارم شیرازی بود، از بجنورد میخریدم و دراختیار همکارانم میگذاشتم. در این مجله آشکارا به رژیم شاه حمله نمیشد، اما محتوای آن موافق طبع آنها هم نبود. ضداطلاعات که متوجه این موضوع شد، مرا به مشهد منتقل کرد و اینبار روی باند فرودگاه و در گروهی به نام کاروان (گروه نجات) بهعنوان راننده ماشینهای بزرگ تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۶۱ خدمت کردم.»

او درباره گروه کاروان توضیح میدهد: «این گروه روی باند فرودگاه با ماشینهای جرثقیل، آتشنشانی، آمبولانس، سوختگیری، آمادهبه خدمت بودند و حفاظت، حراست، امنیت، سلامت، امنیت و تعمیرات هواپیماهای جنگی را به عهده داشتند. بدینترتیب اگر هواپیمایی دچار مشکل میشد یا سقوط میکرد، باند آن را باز میکردند.»
جلالی در توضیح کار این گروه، خاطرهای تعریف میکند: «تا سال ۱۳۶۱ که بازنشسته شدم بهعنوان راننده همین ماشینها روی باند فرودگاه کار میکردم. یکبار هواپیمایی جنگی از بیرجند، چرخهایش روی باند باز نشد. نیروهای آتشنشان کاروان، روی باند فوم که بهاصطلاح ما به آن کفِ خون میگویند، ریختند. هواپیما با سینه روی آن نشست و من سوار بر جرثقیل بزرگی که قطعات آن از آمریکا وارد شده و بلندی هر چرخَش ۲ مترونیم بود، هواپیما را از روی زمین بلند کردم تا تکنسینها چرخهای آن را باز و بکسلش کنند.»
این کارمند نیروی هوایی که پساز بازنشستگی برای زندگی به محله کلاهدوز میآید، این محله را دوست دارد: «محله ما یک خوبی دارد که مردم آن به یکدیگر احترام میگذارند.» همسرش همراه همیشگی او بوده و توانستهاند هشت فرزند موفق به جامعه تحویل دهند. در زندگی این کارمند بازنشسته، بهمنماه اهمیت خاصی دارد؛ ماهی شاد که نوید روزهای خوب را به آنها میدهد. جلالی در پایان صحبتهایش باخنده میگوید: میخواهیم سال دیگر بهمنماه پنجاهمین سالگرد ازدواجمان را جشن بگیریم.
مردم برای ما کف میزدند
تمام پرسنل نیروی هوایی مستقر در ایستگاه رادار مشهد (پدافند هوایی خاتمالانبیای فعلی) از انتهای خیابان نخریسی مقابل درِ پادگان، با نظم و انضباطی خاص و بهترتیب رده نظامی از فرماندهها، افسران، درجهداران، هُمافران (متخصصان الکترونیک، مکانیک و ...) و کارمندان ساده (با لباس شخصی) و پشت سر آنها خانوادههایی که در خانههای سازمانی زندگی میکردند، حرکت میکردیم. ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر میشدیم. بعد از طیکردن خیابان نخریسی، وارد خیابان امام خمینی (پهلوی سابق) و بعد خیابان خسروینو شدیم و بعد هم از فلکه آب گذشتیم.
در طی مسیر با تشویقها و کفزدنهای مردم مواجه شدیم بهویژه در خیابان خسروی. آنها هورا میکشیدند و شعارهایی مثل «ارتش برادر ماست» سرمیدادند. درنهایت به حرم مطهر امام رضا (ع) رسیدیم و ضمن اعلام همبستگی خود با ملت عزیز با شعارهای معمول آن زمان، ارادت خود را به ملت بزرگوار و رهبر معظم انقلاب و میهن عزیز اعلام کردیم تا به صحن موزه آن زمان رسیدیم.
این عکس را هم مقابل صحن مطهر، عکاسی با دوربینهای عکس فوری گرفت. من هم عکس را به یاد آن روز عزیز، ۳۵ سال است که نگهداشتهام تا امروز که در شهرآرامحله فراخوان شما را دیدم و فکر کردم شاید یادآوری آن مفید باشد.
* این گزارش شنبه ۱۲ بهمن ۹۲ در شماره ۹۱ در شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است.
