پدر و پسری رزمیکار، حریف تمرینی هم هستند
مشوق، همواره یکی از عوامل اصلی موفقیت و یکی از سوالهای اصلی ما در مصاحبه با ورزشکاران است. «رضا ذوالفقاریان»؛ پاسخ محمد ذوالفقاریان، ورزشکار جوان استان، به این سوال ما بود. پدر که روزگاری ورزشکاری موفق در عرصه کیوکوشین کاراته بوده، با راهنماییهای خود پسر را در رشته تکواندو ثبتنام میکند و حالا حریف تمرینی وی شده است.
محمد میگوید: همه با پدرهایشان به پارک میروند، اما من و پدرم به پارکینگ خانه میرویم و با هم تمرین میکنیم. محمد ذوالفقاریان تحت حمایتهای همهجانبه پدر در مدتی کوتاه موفق به کسب چند مقام ورزشی باشگاهی، شهری و استانی شده است.
کسی نبود راهوچاه را نشانم دهد
رضا ذوالفقاریان ۲۵ سال قبل ورزش حرفهای را بهصورت کاملا تصادفی با کیوکشین (سبکی از کاراته) شروع کرد. او زمانی متوجه شد که در این ورزش نمیتواند موفقیت چندانی کسب کند که دیگر دیر شده بود؛ «از بچگی به ورزشهای توپی بهویژه فوتبال علاقه چندانی نداشتم و با وجود آنکه چند تیم ورزشی در محله و مدرسهمان وجود داشت، عضو هیچ تیمی نشدم.
من بهدنبال یک ورزش با ویژگیهای خاص و نو بودم. در آن زمان ورزشهای رزمی، عمومیت چندانی نداشت و بهتازگی مد شده بود. یکروز که به همراه یکی از دوستان به مدرسه میرفتیم، تابلوی سردر یکی از باشگاهها توجهم را جلب کرد. وارد باشگاه شدم. چند دقیقهای به تمرینهای شاگردان نگاه و بلافاصله ثبتنام کردم.
کمی تکواندو و چندهفتهای هم کنگفو کار کردم تا اینکه تصمیم گرفتم کیوکوشین را بهصورت حرفهای ادامه دهم. راستش آن زمان کسی را نداشتم که راهوچاه را نشانم دهد؛ به همین دلیل به صورت تصادفی کیوکوشین را ادامه دادم و تا مسابقات استانی هم پیش رفتم، اما با توجه به آنکه کیوکوشین در مسابقات جهانی و المپیک جایگاهی ندارد، توجه چندانی به آن نمیشود؛ به همین علت ما هیچ حمایتی در استان نمیشدیم و بعد از مدتی بیانگیزه شده و آن را رها کردیم. شاید اگر کسی در آن زمان به من میگفت وارد رشته دیگری شوم، الان موفقتر بودم.»
کسب مقام سوم در مسابقات باشگاهی مشهد
رضا ذوالفقاریان بعد از چند ماه تمرین سنگین و حرفهای، در اولین مسابقه باشگاهی خود حاضر میشود، اما ناهماهنگی و نظارت ناکافی موجب میشود وی از دور مسابقات، حذف شود؛ «بعد از هشت ماه تمرین، در اولین مسابقات باشگاهی که در سالن کارگران مشهد برگزار شد، شرکت کردم.
در مسابقات توجه چندانی به رعایت قوانین و مقررات ورزشی نمیشد و همین بینظمی و نبود نظارت باعث حقخوریهای بسیاری از بازیکنان از جمله خود من شد. وقتی من با کمربند آبی بر روی تاتامی (تشک ورزشی) قرار گرفتم، دیدم حریفم کمربند مشکی دارد. بازی به نفع رقیب تمام شد.
به این ترتیب با وجود آمادگی کاملی که داشتم، در اولین مسابقه رسمی نتوانستم مقامی کسب کنم، اما چند ماه بعد مقام سوم را در مسابقات باشگاهی مشهد که در سالن مهران برگزار میشد، بهدست آوردم. در این مسابقات باز هم در مقابل فردی با رتبه بالاتر قرار گرفتم، اما اینبار با تلاش زیاد او را شکست دادم و رتبه سوم مسابقات رشته کیوکشین مشهد را از آن خود کردم.»
خشنترین مسابقه
ذوالفقاریان بعد از کسب مقام سوم باشگاههای مشهد، بهدلیل استفاده از فنی ویژه، مورد توجه مسئولان قرار میگیرد و برای مسابقات انتخابی ژاپن نامزد میشود؛ «مسابقات انتخابی در شهر اصفهان برگزار میشد و یکی از مسابقههای خشنی بود که من تا آن زمان دیده بودم.
زمانی که وارد محل برگزاری مسابقات شدم، دیدم در کنار هر تاتامی یک برانکار، پرستار و لوازم پزشکی قرار دارد و بعد از پایان هر مسابقه، یک نفر را با برانکار بیرون میآورند! با دیدن این صحنهها فقط دعا میکردم با پای خودم از تاتامی خارج شوم.
بعد از چند مسابقه پیاپی به مرحله فینال رسیدم و خداراشکر هنوز سالم بودم. مسابقه فینال شروع شد و حریف من از هر فنی برای برنده شدن استفاده میکرد و سرانجام با زدن یک ضربه محکم به پا، من را به زمین زد. در آن مسابقه مصدوم شدم، اما با پای خودم زمین را ترک کردم.
بعد از این مسابقه برای مدت ۳ تا ۴ ماه با عصا راه میرفتم، اما هیچکدام از مسئولان کیوکوشین استان نهتنها از لحاظ مادی حمایتی از من نکردند که حتی به عیادتم هم نیامدند. بیاعتنایی مسئولان ورزشی به ورزش کیوکشین، سبب شد ورزش قهرمانی را کنار بگذارم.»
مادرم بهترین مشوق من بود
خشن به نظر رسیدن ورزشهای رزمی ممکن است موجب شود برخی مادران از حضور جگرگوشهشان در این رشتهها جلوگیری کنند. اما مادر رضا ذوالفقاریان نهتنها مانع وی نمیشد که بهترین مشوق او هم بود؛ «مادرم بهترین مشوق و حامی من در ورزش بود، حتی وقتی در اثر تمرین و مسابقه دچار خستگی و آسیبدیدگی میشدم و پدرم مانع رفتن من به باشگاه میشد، مادرم، چون میدانست که من به این ورزش علاقه دارم، تشویق و راهنماییام میکرد.»
مادرم بهترین مشوق و حامی من در ورزش بود، حتی وقتی در اثر تمرین و مسابقه مصدوم میشدم
مربی و حریف تمرینی پسرم هستم
ذوالفقاریان پدر بعد از کنار گذاشتن ورزش قهرمانی، این روزها را با ورزش کردن کنار پسر میگذراند. او تصمیم گرفته حامی و مشوق پسرش باشد؛ «از وقتی ورزش قهرمانی را کنار گذاشتم، شروع به تمرین با پسرم کردم.
بعد از آنکه پسرم از باشگاه به خانه برمیگردد، با او درباره فنونی که آموخته است، صحبت میکنم و بعد از آن در پارکینگ خانه به تمرین عملی فنون میپردازیم. گاهی این تمرینها تا ۶ ساعت ادامه پیدا میکند. در حین تمرین، من اشکالات و نواقص کار را برای پسرم توضیح میدهم. من تجربههای زیادی در ورزش آموختهام و حالا آمادهام که تمام آنها را به پسرم بیاموزم. امیدوارم او بتواند راه درست را انتخاب کند و در ورزش موفق شود.»
انتخاب مسیر ورزشی درست
ژیمناستیک، پارکور، کیوکوشین و کشتی از جمله رشتههایی است که محمد شانزدهساله تجربه کرده و درنهایت با هدایت و راهنمایی پدر، تکواندو را برگزیده و توانسته است در مدتزمانی کوتاه موفقیتهای زیادی در این رشته بهدست آورد؛ «چند سال قبل ورزش کردن را با ژیمناستیک شروع کردم، اما چندان موفق نبودم و بعد از دوسال به باشگاه کشتی رفتم.
در کشتی و کیوکوشین هم نتوانستم آنطور که باید، موفق باشم. مدتی هم با دوستانم در پارک، پارکور کار میکردیم، تا اینکه یک روز پدرم بهسراغ من آمد و بعد از چند ساعت گفتگو سرانجام ورزش موردعلاقه و متناسب با ویژگیهای جسمی خودم را پیدا کردم. تکواندو ورزشی بود که تصمیم گرفتم به صورت حرفهای دنبال کنم.
در مدت کوتاهی که وارد این رشته شدم، توانستم مقام دوم باشگاههای مشهد و مقام سوم استان را بهدست آورم. من این موفقیتها را پس از آموزشهای مربیان دلسوزم، مدیون هدایت و راهنمایی پدرم هستم. او از هر لحاظ من را حمایت کرده و برایم یک رفیق خوب بوده است. امیدوارم در آینده بتوانم با کسب مدالهای بیشتر، زحمات او را جبران کنم.»
* این گزارش پنج شنبه، ۲۹ مرداد ۹۴ در شماره ۱۱۲ شهرآرامحله منطقه ۱۲ چاپ شده است.

