کارآفرینی موسسه خاتمالانبیا برای ۲۶ خانم
افراد زیادی در اطراف ما زندگی میکنند که از برخی نعمتها محروم هستند؛ مثل کودکی که پدرش را از دست داده و ناگزیر با مادری زندگی میکند که هیچ درآمد و سرپناهی ندارد یا زن جوانی که همسر یا فرزند بیمار دارد و مجبور است خود، کمر همت ببندد و شکم چندسر عائله را با زحمت و رنج فراوان سیر کند.
این چنین افرادی که از حداقلهای زندگی، محروم هستند و با مشکلات پیدا و پنهان زیادی دستبهگریبان، نیازمند کمک و حمایت اطرافیانشان هستند. بهجز افراد خیّری که با تقسیم داشتههای خود، نعمتهای زندگی را دراختیار محرومان قرار میدهند، گاه برای رفع مشکلات بزرگتر، به یک گروه خیر و نیکوکار نیاز است.
در اطراف ما کم نیستند مؤسسههای خیریهای که دستگیر افراد درمانده میشود و اعضای آن، بخشی از زندگی خود را وقف آسایش و آرامش محرومان میکنند. این کمکها شاید نتواند کمبودهای عاطفی افراد را بهطور کامل برطرف کند، اما مانع بروز بسیاری از پیامدهای بد اجتماعی و خانوادگی میشود.
یکی از همین موسسات در محله خاتمالانبیا (ص) قرار دارد؛ خیریهای که درکنار تهیه سبدهای کالای ماهانه و مواد خوراکی موردنیاز خانوادههای نیازمند، در آخرین اقدام خود، یک کارگاه خیاطی را راهاندازی کرده تا بانوان محله با دوخت لباس کار بیمارستانی، بتوانند باری از مشکلات مالی خود بردارند و رزقوروزی هرچند اندک، ولی حلالی بهدست آورند.
موسسه خیریه خاتمالانبیا (ص) توس، توانسته است برای ۲۶ نفر از خانمهای این محله، کارآفرینی کند که از این میان، نیمیاز آنان زنان بیسرپرست و بدسرپرست هستند. چتر حمایتی این موسسه حالا روی سر ۲۶ خانواده گسترده شده است و مسئولان خیریه قصد دارند بهمرور، این کارگاه را به پنج کارگاه دیگر گسترش دهند. موسسه خیریه خاتمالانبیا (ص) توس که در سال ۸۷ تشکیل شد، افتخار این را دارد که زیرنظر مسجد خاتمالانبیا (ص)، مسجد قدیمیاین محله، فعالیت میکند.
بسیجیان پایگاه شهیدکاوه پای کار آمدند
همهچیز از یک اتفاق شروع میشود؛ اتفاقی که بسیجیان پایگاه شهیدکاوه را وامیدارد که دغدغه بیشتری دربرابر نیازمندان محلهشان پیدا کنند. اکبر سرابی، مدیرمسئول خیریه، از این اتفاق که هشت سال پیش روی داده است، چنین میگوید: «هشت سال پیش در زمان تشکیل موسسه، فرمانده پایگاه بسیج شهیدکاوه بودم و یکی از کارهایی که با کمک دوستان بسیجی انجام میدادیم، این بود که خانوادههای نیازمند محله را شناسایی و گاهوبیگاه و به بهانههای مختلف به آنها کمک میکردیم.
بضاعت ما گرچه آن زمان محدود بود، با همان وضعیت برای ۳۰ خانوار، ارزاق موردنیازشان را تهیه میکردیم و آبرومندانه به دستشان میرساندیم تا اینکه یک روز که همراه سایر برادران بسیجی برای گشتهای محلی به منطقه رفته بودیم، با زن جوانی برخورد کردیم که رفتار عادی نداشت.
به او نزدیک شدیم و پس از صحبت کردن، مشخص شد که زنی خیابانی است. این موضوع، بچههای گروه را تحتتاثیر قرار داد که چطور یک زن برای سیر کردن شکم خود و بچههایش به خیابان پناه آورده است و ذهنمان را به خود مشغول کرد و بدون معطلی، آن خانم را زیرپوشش خیریه قرار دادیم.»
توزیع ارزاق را هدفمند و منظم کردیم
دغدغه سرابی و دیگر بسیجیان پایگاه شهیدکاوه، پس از برخورد با آن زن خیابانی، ادامه داشته تااینکه روبهرو شدن با خانواده بیبضاعت دیگری، بر شیوه کار خیریه تاثیر میگذارد. سرابی در اینباره میگوید: «هیچگاه برای تحویل سبد کالا به مستمندان که در ابتدا بهصورت خانهبهخانه بود، همراه گروه نمیرفتم.
یک شب اعضا اصرار کردند که همراهشان باشم. سرپرست یکی از این خانوادهها، زن جوانی بود که سه بچه کوچک داشت. پسرش وقتی مرا دید، گفت عمو، من را با ماشین بیرون میبری، یک دور بدهی؟ من آن پسربچه را سوار ماشین کردم و تا چند کوچه پایینتر رفتیم. بین راه از پسر پرسیدم که صبحانه و ناهار و شام چه خورده است. او جواب داد از صبح فقط کمی نان و پنیر خورده.
از این موضوع بهشدت ناراحت شدم و موضوع را با حجتالاسلام خدابنده، امامجماعت مسجد خاتمالانبیا (ص) و حجتالاسلام صدیقی، امامجماعت مسجد اماممحمدباقر (ع) و حجتالاسلام شایسته، امامجماعت مسجد حضرت قائم (عج) در میان گذاشتم. سرانجام تصمیم گرفتیم کمکهای مردمی پراکندهمان را در سطح محله، هدفمند کنیم.
از همان موقع، طرح توزیع ارزاق عمومی بهصورت ماهیانه و منظم انجام شد؛ یعنی هر ماه برای خانوادههای تحتپوشش خود، بستههایی را که شامل ارزاق ضروری خانوادههاست، تهیه و توزیع میکنیم. خدا تا الان خیلی به ما کمک کرده و نگذاشته است که شرمنده این خانوادهها شویم. در حال حاضر، ۵۰ خانواده نیازمند بهصورت ماهیانه سبد موادغذایی دریافت میکنند.»
همه کارهای خیریه ازطریق مسجد انجام میشود
بهگفته سرابی، در بستههای ارزاق، موادغذایی اولیه همچون برنج و روغن و قند و چای و... وجود دارد که مقدارش براساس جمعیت خانواده است. نحوه توزیع آن نیز، دیگر به شیوه خانهبهخانه نیست که در گذشته انجام میشد؛ «الان همه کارهای موسسه خیریه خاتمالانبیا (ص) توس، ازطریق مسجد خاتم الانبیا (ص) انجام میشود؛ یعنی در یک زمان مشخص که معمولا بعد از نماز مغربوعشاست، خانوادهها برای دریافت بسته خود به مسجد مراجعه و آن را از خادم زحمتکش مسجد دریافت میکنند.»
بهجز توزیع بستههای ارزاق ماهیانه، این خیریه بهمناسبتهای مختلف، مثل ماه مبارک رمضان و تعطیلات نوروز و مهرماه و... کمکهای خود را به دست نیازمندان میرساند.
چه توفیقی بالاتر از اینکه واسطه خیر شویم؟
موضوعی که بهتازگی به ذهن مسئولان موسسه خیریه خاتم الانبیا (ص) رسید، حالا درقالب اقدامی شایسته، نجاتبخش تعدادی از خانوادههای نیازمند شده است. درواقع خیریه، تصمیم گرفت درکنار حمایت از خانوادههای نیازمند، از توان خود آنان برای درآمدزایی استفاده کند. این مسئله بین سرابی و حسین غفوریان که حالا مدیر کارآفرینی موسسه است، به مشورت گذاشته شد، اما زمانی عملی شد که مادر شهید فغانی نیز، گوشه بزرگی از این کار را گرفت تا این طرح خداپسندانه بهاجرا درآید.
رقیه رئیسزاده، مادر شهید فغانی و عضو دیگری از موسسه خیریه خاتمالانبیا (ص) است که خانهاش را با اجاره بسیار کم دراختیار موسسه قرار داده تا یک کارگاه خیاطی در آن راهاندازی شود و خانمهای سرپرست خانوار، در آن مشغول به کار شوند. او که با نگاه محترمانهای به افراد نیازمند مینگرد، در اینباره میگوید: «خدا به هر روشی باشد، رزقوروزیاش را به دست بندهاش میرساند و چه توفیقی از این بزرگتر که ما واسطه این رزق باشیم و از همین طریق، به خدا نزدیک شویم؟»
هدیهای به پسر شهیدم و همه شهدا
رئیسزاده درباره وظیفهای که از گذشته در موسسه خیریه خاتمالانبیا (ص) بر دوش داشته است، میگوید: «تحقیق درباره خانوادهها را بههمراه یکی دیگر از برادران خیریه انجام میدهم؛ به این ترتیب که بهسراغ خانواده مدنظر میرویم و پس از پرسوجو از خود شخص و دیدن شرایط زندگیاش از نزدیک، تشخیص میدهیم که این خانواده، نیازمند هست یا خیر؟»
او که حالا مدیریت کارگاه خیاطیِ خیریه را نیز برعهده دارد، از اینکه برای بانوان بیبضاعت، ایجاد شغل شده، احساس رضایت دارد؛ «بهجز منزل مسکونیمان، خانهای دارم که متعلق به خودم است. قبلا دست مستاجر بود تااینکه به ذهنم رسید آن را با اجارهای بسیار اندک، دراختیار خیریه بگذارم و ثواب این کار را نثار پسر شهیدم و سایر شهدا کنم.
موضوع را که به آقای سرابی گفتم، ایشان استقبال کردند و اولین قدم برای اشتغالزایی بانوان، برداشته شد. در ابتدا قصد داشتیم با بسته بندی حبوبات یا دوخت زدن کارتنها و جعبههای مقوایی، زمینه کار را فراهم کنیم، اما سرانجام تصمیم به راهاندازی کارگاه خیاطی گرفتیم.»
اگر زمانی پولدار شوم، حتما به خانوادههای بیبضاعتی که بچه معلول دارند، کمک مالی میکنم
هرکدام، گوشهای از کار را گرفتیم
پس از قطعی شدن طرحِ برپایی کارگاه خیاطی، اقدامات اجرایی آن شروع شده و هرکدام از سه نفر (آقایان سرابی و غفوریان و خانم رئیسزاده)، گوشهای از کار را میگیرند و در مدت زمان کوتاهی، ۱۲ چرخ خیاطی صنعتی خریداری میشود.
رئیسزاده در اینباره میگوید: «وقتی کارگاه خیاطی آماده شد، تعدادی از بانوان تحتپوشش موسسه را دعوت کردیم تا در این کارگاه مشغول به کار شوند و آنها استقبال زیادی کردند؛ البته بهجز بانوان تحتپوشش، چند نفر از خانمهای ساکن محله را نیز که تمایل به کار داشتند، در کارگاه پذیرفتیم تا این کارگاه به نامونشان زنان بیسرپرست مطرح نشود و خانمهای تحتپوشش، شناخته نشوند.
الان حدود یک ماه است که این کارگاه خیاطی، کارش را شروع کرده و مدیریت داخلی و نظارت بر کار بانوان، برعهده من است. آقای غفوریان، مدیر اجرایی و آقای سرابی هم مسئول مجموعه هستند و کارهای بیرون مثل سفارش گرفتن و تامین وسایل موردنیاز کارگاه را هر دو نفر انجام میدهند.»
اولویت با کار در خانه است
مسئلهای که نباید آن را از نظر دور داشت، این است که بیشتر خانمهای کارگاه، هنر خیاطی را بلد نبوده و پس از آموزش دیدن، این کار را شروع کردهاند. رئیسزاده میگوید: «خواهر آقای غفوریان که خیاط زبدهای هستند، برای هنرجویان کارگاه، دوره آموزشی گذاشتند و آنها در حال حاضر، بعد از گذشت یک ماه، سفارشهای لباس فرم بیمارستان رضوی را میدوزند.
درواقع کار راستهدوزی برعهده آنهاست. دوخت شلوار گرم، یکی دیگر از سفارشهایی است که خانمها در کارگاه انجام میدهند؛ البته، چون چند نفر از آن ها، مریض یا فرزند کوچک در خانه دارند، سفارشها را در منزلشان انجام داده و به ما تحویل میدهند.»
وی درباره ساعت کاری بانوان هم میگوید: «شیفت صبح کاری از ساعت ۸ تا ۱۲ و عصرها هم از ساعت ۱۶ تا ۲۰ است؛ البته الزامی نیست که شخص در هر دو شیفت، حضور داشته باشد، بلکه میتواند فقط در یک شیفت بیاید؛ چون اولویت، خانواده و رسیدگی به امور خانه است.»
برپایه گفتههای رئیسزاده، حدود ۲۶ نفر در کارگاه خیاطی آنها مشغول به کارند که نیمی از آنها، زنان بیسرپرست و بدسرپرست هستند. شعار کاری این کارگاه نیز که برروی پردهای نوشته و در کارگاه نصب شده است، فرمایش رهبری با محتوای شعار امسال یعنی «اقتصادمقاومتی، اقداموعمل» است.
حقوق شوهرم کفاف نمیدهد
یکی از بانوانی که در این کارگاه مشغول به کار شده، ۳۵ سال دارد و درباره شرایط زندگیاش اینطور میگوید: «دو فرزند دارم که یکی از آنها معلول است و شوهرم که کارگر سادهای است، گاهی کار دارد و گاهی هم نه؛ بههمین دلیل حقوق و درآمدش، کفاف زندگیمان را نمیدهد.»
او با ابراز خوشحالی از اینکه در کارگاه خیاطی مشغول به کار شده است، میگوید: «در شیفت صبح و بعدازظهر کار میکنم و معمولا شش عدد لباس بیمارستانی میدوزم. چون خانهام نزدیک است، وسط روز که وقت آزاد دارم، به خانه و زندگیام میرسم.»
دیگری، خانم چهلودوسالهای است که بهگفته خودش، بهعلت نداشتن وضعیت مالی مناسب، به پایگاه بسیج مسجد خاتمالانبیا (ص) مراجعه میکند تا وامی برای خوداشتغالی بگیرد تااینکه؛ «شوهرم شغل آزاد دارد و در حال حاضر، کاسبیاش کساد است. پسرم هم کمشنواست و، چون سمعکش خراب شده، مدیر مدرسه گفته دیگر او را با این وضعیت به مدرسه نبریم.
وضعیت اقتصادیمان خیلی خراب است و الان که مشغول کار شدهام، امیدوارم بتوانم مشکلاتمان را کم کنم. من وقتی به این کارگاه آمدم، اصلا خیاطی بلد نبودم. اولین لباس و شلوار ورزشی را که دوختم، به شوهرم و بچههایم نشان دادم. آنها ذوقزده شده بودند و باور نمیکردند که من آن لباسها را دوخته باشم.»
این مادر از آرزوهایش میگوید: «اگر زمانی پولدار شوم، حتما به خانوادههای بیبضاعتی که بچه معلول دارند، کمک مالی میکنم؛ چون شرایط آنها را خوب درک میکنم.»
این گزارش چهارشنبه، ۵ آبان ۹۵ در شماره ۲۱۷ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است



