دختر برنامهنویس، ۵ نرمافزار طراحی کرده است
نگار روحبخش برنامهنویس ۱۶ سالهای است که تا امروز ۵ نرمافزار طراحی کرده است. آموزش زبان انگلیسی، آموزش آشپزی و دانشآموزیار ازجمله این برنامههاست.
خودش فکر میکند که خیلی دیر به استعدادهایش پی برده، اما موفقیتهایش بیانگر چیز دیگری است. نگار دانشآموز پایه دهم هنرستان در رشته کامپیوتر است. اما نخستین برنامهاش را که آموزش زبان انگلیسی بوده، زمانی که در پایه هفتم تحصیل میکرده، نوشته است. او همچنین در این سن و سال، برای دو مؤسسه کار میکند و بهواسطه تلاشهای بیشمارش بهاصطلاح از حالا دستش در جیب خودش هم هست.
یک نکته جالب درباره نگار این است که علاقهای به درس و مدرسه ندارد و تحصیل را باعث پیشرفت نمیداند! اما نگار و خانوادهاش از موضوعی ناراحت هستند. آنها میگویند که مسئولان حمایتهای لازم و کافی نکردهاند و این موضوع سبب شده که انگیزه نگار بهواسطه همین محدودیتها کم شود.
معلمم متوجه استعدادم شد
نگار دختر دوم خانوادهای چهار نفره است. دختری آرام که متانت وجودش از همان اولین برخورد، حس میشود. اولین سؤالم از او این است که چطور متوجه استعداد برنامهنویسیاش شده است.
میگوید: «وقتی ۱۲ ساله بودم و در پایه هفتم درس میخواندم، معلم کار و فناوری ما در فصلی از کتاب که راجعبه رایانه بود، متوجه شد که من در این حوزه توانمندتر هستم، چون فعالیتم در این بخش زیاد بود؛ از طرفی مدرسه ما سایت رایانه داشت که من در آن بسیار فعال بودم. معلم پرورشی به همراه معلم کار و فناوریام، متوجه استعدادم شدند و خیلی پیگیری کردند که در کلاسهای فوقبرنامه ثبت نام و شرکت کنم.»
رودرو با معلم با نرمافزار دانشآموزیار
او ادامه میدهد: «دو ماه بعد از شروع کلاسهایم، زمان برگزاری جشنواره خوارزمی در رشته برنامهنویسی بود و باید برای آن آماده میشدم، به همین علت مباحث مربوط را باید سریع یاد میگرفتم. حدود هشت جلسه در یک ماه با کمک معلمم تمرین کردم و توانستم در آن مسابقات رتبهیک کشور را به دست بیاورم. سال بعد از آن هم، موفق به کسب رتبه دوم استانی شدم و دوسال پس از آن رتبه سوم استانی را کسب کردم.»
او درباره اولین نرمافزار خود میگوید: «نرمافزار زبان انگلیسی را که برنامهای بسیار جامع داشت در پایه هفتم طراحی کردم. بخشهایی داشت که با مطالب کتابمان مرتبط بود. این نرمافزار، آموزش زبان انگلیسی، لیسینینگ و آزمون با پاسخهایش به همراه بازی است که میزان یادگیری دانشآموز را افزایش میدهد. در بخشی از آن هم واژههای جدیدی که داخل کتابهای درسی نیست، قرار داده شده که دامنه لغات دانشآموز را ارتقا میدهد. از این نرمافزار استقبال خوبی شد.»
نگار ادامه میدهد: «بعد از ایده آموزش زبان، ایده مناسبی پیدا نکردم و فقط با ایدهگرفتن از یکی از فصلهای کتاب درسیمان که درباره آشپزی بود، برنامهای برای آموزش آشپزی نوشتم و با اینکه کدنویسی آن سختتر بود، اما بهدلیل اینکه موضوع خوبی نداشت، مقام دوم استانی را گرفت.
در مرحله بعد هم دو نرمافزار دانشآموزیار و معلمیار طراحی کردم و البته تلاش اصلیام را روی دانشآموزیار گذاشتم. براساس این نرمافزار، دانشآموز میتوانست با معلمش ارتباط بگیرد و اگر معلم خواست تکلیفی بدهد، همانجا بنویسد که به دست همه دانشآموزانش برسد.
نرمافزار طوری طراحی شده بود که بارُمشمار و خیلی چیزهای دیگر هم در آن وجود داشت، اما آن هم رتبه سوم استانی را کسب کرد. البته بخش معلمیار را هم اجرا کردم، اما چون نیمهتمام ماند، به جشنواره خوارزمی نرسید.»
نگار اصلا مدرسه را دوست ندارد و در مدرسه فقط به درسهای تخصصی رایانه علاقه نشان میدهد
مدرسه را دوست ندارم!
نگار اصلا مدرسه را دوست ندارد و در مدرسه فقط به درسهای تخصصی رایانه و مباحث مربوط به آن علاقه نشان میدهد. میخندد و میگوید: «اگر به مدرسه نروم، فکرم درگیر آن نمیشود و میتوانم روی کدگذاری متمرکز شوم. معدلم حدود ۱۸ است، اما واقعا مدرسه را دوست ندارم. آخر چرا من که برنامهنویس هستم، باید از تاریخ و جغرافیا چیزی بدانم.»
از نگار میپرسم که چه شغلی را در آینده انتخاب میکنی؟ پاسخ جالبی میدهد: «راستش این هنوز برای خودم هم سؤال است. دلیل آن هم این است که خودم، هم برنامهنویسی را خیلی دوست دارم و هم علاقه دارم که کارآفرین موفق و قهاری شوم و بتوانم با راهاندازی شرکتی، برای تعدادی افراد شغل ایجاد کنم و همکاران برنامهنویس را گرد هم جمع کنم. شرکتی که مباحثی مربوط به تکنولوژی را دنبال کند. اما از اهداف بزرگترم این است که روزی کارمند شرکت گوگل شوم و در آنجا فعالیت کنم.»
نوشتن برنامه، دوماه وقت میگیرد
نگار در ادامه برایم از مراحل نوشتن یک برنامه میگوید: «ایدهای که به ذهنم میرسد، بررسی میکنم (میخندد) گاهی یهویی ایدهای جالب به ذهنم میرسد اما گاهی خودم را میکُشم و نمیتوانم به ایدهای فکر کنم. گاهی اوقات نیز در اینترنت جستوجو میکنم و ایدههای خارجی را میبینم و براساس آنها جرقهای ایجاد میشود، بعد آن را بخشبندی میکنم.البته شیوه و سبک هرکسی با دیگری برای اجرای ایده متفاوت است، سپس در مرحله بعد ترجیح میدهم آن را دستی روی کاغذ اجرا کنم. صفحه به صفحه آن نرمافزار را میکشم و بعد ازآن شروع به اجراکردن طرح میکنم.»
نگار برای مطالعهاش فضای خانه را به کتابخانه ترجیح میدهد و به گفته خودش روزانه حدود سهساعت برای مطالعه زمان میگذارد. او ادعا میکند که برای نوشتن یک برنامه(بسته به نوع آن) بهطور میانگین حدود دوماه وقت میگذارد.
گاهی اوقات در اجرای اولیه طرح برنامهنویسی با خطاهایی روبهرو میشوم که در این صورت از افراد حاضر در یک گروه برنامهنویس مجازی کمک میگیرم و مشکل را برطرف میکنم. درست است که وقتی با خطاهایی در برنامه روبهرو میشوم بهطور لحظهای از آن متنفر میشوم اما درکل برنامهنویسی را خیلی دوست دارم و از آن لذت میبرم.»
نگار در ادامه به پنج برنامهای که تاکنون نوشته، اشاره میکند و میگوید:« از این تعداد، سه برنامه را برای جشنواره خوارزمی نوشتم و تحویل دادم. یک برنامه برای بیمارستانها طراحی کردم که نیمهتمام است و اطلاعات مربوط به داروخانهها و بیمارستانها در آن وجود دارد و یک برنامه دیگر هم در دست نوشتن دارم که آن هم هنوز تمام نشده است.»
تفاوت آدمهای بااستعداد با دیگران
نگار خیلی اهل مطالعه کتاب نیست اما وقتش را به مطالعه سایتهای گوناگون و مرتبط با برنامهنویسی اختصاص میدهد:«سایت و کانالی دارم که ادمین آن برنامهنویس است و خودش تکنولوژیهای روز و برنامههای جدیدی را که وارد میشود، معرفی میکند و توضیح میدهد و به نظر من بهروزتر از دیگر سایتها و منابع دیگر است.»
وقتی از او میپرسم که آدمهای بااستعداد چه فرقی با دیگران دارند، کمی فکر میکند و میگوید: «به نظرم آنها نسبت به همسن و سالهای خود کمی بیشتر به آینده فکر میکنند، هدفشان را مشخص میکنند و برای رسیدن به آن بیشتر از دیگران تلاش میکنند، چون راهشان مشخص است.
بهطور مثال زمانی که داشتیم انتخاب رشته میکردیم بسیاری از دوستانم هنوز نمیدانستند چه رشتهای را انتخاب کنند یا هدفی برای انتخاب شغل آیندهشان نداشتند، اما من برایم کاملا مشخص بود که دوست دارم در چه رشتهای تحصیل کنم و براساس آن برنامهریزیهایم را نیز انجام داده بودم.»
در دو شرکت مشغول به کارم
نگار هماکنون در دو شرکت مشغول به کار است. او درباره نحوه آشناییاش با شرکتهای رایانهای که در آنکار میکند، میگوید:« من در صفحه اینستاگرامم با افراد کارآفرین و برنامهنویس زیادی رابطه دارم.
تیرماه سال گذشته بود که مدیر آن شرکت رایانهای در دایرکت درخواست قرار ملاقات را مطرح کردند، بعد از آن من سه مرتبه به دفتر شرکت مراجعه کردم و درنهایت در این شرکت استخدام شدم. هماکنون در کنار همین کارم، در یک شرکت فعال در حوزه تورهای گردشگری نیز بهعنوان کارشناس تحقیق و توسعه، مشغول بهکار هستم.»
همگروهی دختر پیدا نمیکردم
این دانشآموز خلاق در پایان صحبتهایش انتقادی را نیز مطرح میکند و میگوید:« تاحالا در مسابقات مختلفی شرکت کردهام اما بهدلیل اینکه در حوزه برنامهنویسی، با استقبال کم دختران روبهرو هستیم، خیلی از جاها نمیتوانستم حضور داشته باشم چون همگروهی دختر پیدا نمیکردم. یا مثلا مسابقات برنامهنویسی در دانشگاه فردوسی مشهد ویژه دختران برگزار شد که متأسفانه دختر همسن و سال خودم پیدا نکردم و نتوانستم در مسابقه شرکت کنم.
او ادامه میدهد: از آنجا که کارآفرینی جزو برنامههای پیشرویم است، در همه Startup Weekendهایی که در مشهد برگزار میشود، شرکت میکنم Startup Weekend یک رویداد آموزشیتجربی است که در سه روز متوالی (در انتهای هفته) برگزار میشود. در این برنامه برنامهنویسان گرد هم میآیند تا در ۵۴ساعت ایدههایشان را مطرح کنند، گروه تشکیل بدهند و هر گروه ایدهای را اجرا کند.»
نگار از بیتفاوتی مسئولان درباره برنامههایش بسیار ناراحت است و میگوید:«متأسفانه به دلیل اینکه از هیچکدام از ایدهها و برنامههایم حمایت نشد، اگر روزی به مدارج عالیتر دست پیدا کنم، از ایران میروم. نهتنها هیچکدام از مسئولان یا ارگانی از من پشتیبانی نکردند بلکه به یاد دارم وقتی رتبه یک کشوری در جشنواره خوارزمی را کسب کردم، مدرسه فقط با یک عدد پوشه و خودکار از من تجلیل کرد!»
یک دعوت ویژه از دانشگاه فردوسی
از او میخواهم خاطره جالبی را برایم تعریف کند. او با غرور و لبخندی دلنشین، توضیح میدهد: «درStartup Weekend دانشگاه فردوسی شرکت کردم که همه افراد حاضر در آن دانشجو بودند و تنها دانشآموز آنجا من بودم.
از میان استادانی که حضور داشتند، دکتر ابریشمی، مدیرگروه رشته نرمافزار، به من پیشنهاد داد که «میتوانی در کلاسهای رشته نرمافزار دانشگاه شرکت کنی»؛ من هم استقبال کردم و شرکت کردم. اما خب بهدلیل همزمانی امتحاناتم با امتحانات دانشگاه نتوانستم در آزمون آنجا شرکت کنم ولی حضور در میان دانشجویان برایم خاطره فراموشنشدنیای را رقم زد.»
در مقام تقدیر
«خانوادهام نقش بسزایی در موفقیتم دارند و با تشویقها، حمایتها و ثبتنامم در کلاسهای موردنیاز سبب میشوند که بیشتر و زودتر پیشرفت کنم و جا دارد از همینجا از خانم غلامی، معلم علم و فناوری، آقای دکتر طلوع و آقای روحپرور که مدیران دو شرکتی هستند که در آنکار میکنم، بابت حمایتهایشان تشکر ویژه
* این گزارش شنبه ۹ تیر ۹۷ در شماره ۲۹۶ شهرآرا محله منطقه یک به چاپ رسیده است.

