درخشش پهلوانان توس در رقابت کاپ بینالمللی آفریقا
در محله فردوسی که نامش با شکوه ابوالقاسمفردوسی گره خورده است، افتخارآفرینی جوانان در آوردگاههای ورزشی، یک سنت دیرینه است؛ سنتی که نسلبهنسل، گشته و هربار با نامی تازه و با چهرهای جدید و مدالهایی درخشان، جانی دوباره گرفته است.
خطه توس که از گذشتههای دور تا امروز، پهلوانان نامآور بسیاری را به خود دیده است، اینبار با مدالآوری جوانانش، الیاس پرهیزگار و سبحان حکیمی، برگ زرینی دیگر به دفتر افتخاراتش افزوده شد.
الیاس و سبحان، دو جودوکار بااستعداد تیم ملی کشورمان، هفته اول بهمن ۱۴۰۴، به ترتیب با کسب مدالهای طلا در رده جوانان و نقره در رده نوجوانان کاپ بینالمللی آفریقا در کشور تونس، نام ایران، مشهد و محله فردوسی را بار دیگر بر سر زبانها انداختند؛ افتخاری که نهتنها برای خانوادههای این دو پهلوان و قهرمان ورزشی، که برای همه اهالی توس، شیرین، غرورآفرین و مایه مباهات شد.

جاپای بهروز پاطلایی
الیاس پرهیزگار، ملیپوش جوان جودوکار، برای اهالی محله فردوسی، تنها یک ورزشکار نیست. او نماد تلاش، پشتکار و غیرت یک جوان ایرانی است. نامش برای مردم محله، یادآور روزهایی است که کودکی لاغراندام با جسارت زیاد، پابهپای مردان بزرگتر از خودش در گود کشتی باچوخه میچرخید و از همان روزها تمرین پهلوانی و مشق جوانمردی میکرد.
الیاس در خانوادهای پهلوانپرور بزرگ شده است؛ خانوادهای که سالهاست پشت در پشت، خاک گود کشتی باچوخه را با افتخار به دوش میکشند. بهروز پرهیزگار، پدر الیاس معروف به «بهروز پاطلایی»، از نامآوران کشتی باچوخه است و روزگاری عضو تیم ملی جودو بوده و از مدالآوران این رشته ورزشی در سطح بینالمللی است.
حضور پدر و برادر بزرگترش، علی که هردو عضو تیم ملی جودو بودند به عنوان مربی درکنار الیاس، نقش پررنگی در موفقیتهای ورزشی امروز او دارد. همین مهم، مسیر زندگی الیاس را از دوران کودکی برای جذب بهسمت ورزش آبا و اجدادی، روشنتر و هدفش را جدیتر کرده بود.
الیاس از همان روزهایی که تازه راهرفتن را آموخته بود، درکنار پدر، برادر، عمو و دیگر مردان فامیل در گود کشتی فردوسی در محله حاضر میشد. گود برای الیاس نوجوان هم فقط زمین خاکی نبود؛ مدرسهای بود که در آن، درس احترام، رفاقت، مردانگی و جنگیدن برای رسیدن به هدف را میآموخت. نزدیکی ورزش جودو و مربیگری پدر و البته امکان حضور در میادین بینالمللی، زمینه جذب او بهسمت این ورزش رزمی را فراهم کرد.

بیخیال گود فردوسی نمیشوم
الیاس با اینکه ۲۱سال بیشتر ندارد، بیش از یک دهه است که روی تشک جودو و در گود کشتی باچوخه میجنگد. دوران نوجوانی، جوانی و اکنون بزرگسالیاش را در رشته ورزشی جودو درکنار تیم ملی گذرانده و هربار با مدالی تازه، دل مردم محلهاش را شاد کرده است. بااینحال، الیاس از تعریفکردن درباره خودش پرهیز دارد.
او با همان تواضع و فروتنی خاصی که دارد، میگوید: راهی را رفتهام، که خیلی از مردان این خطه رفتهاند. تمرین برای رسیدن به پهلوانی را از گود محله زندگیام، فردوسی، شروع کردهام و این یکی از بزرگترین افتخارات ورزشی من است. هنوز هم با وجود پوشیدن پیراهن تیم ملی، بیخیال این رقابتها نمیشوم و کیف میکنم که با بچههای محله سرشاخ شوم.
برای او، کسب مدال رقابتهای آسیایی در دو سال اخیر و قهرمانی کاپ بینالمللی آفریقا تنها آغاز راه است و رؤیای بزرگش، ایستادن روی سکوی المپیک و بالابردن پرچم ایران؛ رؤیایی که با تلاش و پشتکارش، دستیافتنیتر از همیشه به نظر میرسد.
صد خودم را در میدان میگذارم
سبحان حکیمی، نوجوان شانزدهساله، یکی از اهالی محله فردوسی، اصالتا از روستای گوارشک است. او یکی دیگر از ستارههای نوظهور جودوی ایران زمین است که سه هفته قبل، درکنار الیاس در کاپ بینالمللی آفریقا درخشید.
نوجوانی که ورود به دنیای ورزش قهرمانی را با عشق به کشتی باچوخه آغاز کرد و امروز نامش میان قهرمانان نوجوان رشته جودو کشور خوش میدرخشد. سبحان نیز مانند بسیاری از پسران محله فردوسی، در گود کشتی باچوخه قد کشیده و بزرگ شده است؛ جاییکه جمعهها مردان محله درمیان شور و هیجان تماشاگران به کشتی میپرداختند و پسران کوچک، هیجانزده از تماشای آن صحنهها و تشویقها در زمینهای خاکی بیرون گود با هم دست به یقه میشدند و مشق کشتی میکردند. همان روزها بود که جرقه عشق به مبارزه در دل سبحان زده شد؛ عشقی که بعدها او را به سمت رشته رزمی جودو کشاند.
در میدان مبارزه، یک اشتباه کوچک میتواند همهچیز را تغییر و همه آرزوها را به باد دهد، اما نباید جا زد و ناامید شد
سبحان فقط سهسال است که جودو را بهصورت حرفهای آغاز کرده است، اما در همین مدت کوتاه، مسیر پیشرفتش چنان سریع و چشمگیر بوده که مربیانش، او را یکی از استعدادهای آیندهدار این رشته میدانند. سبحان که چندین مدال طلا ازجمله طلای رقابتهای نوجوانان آسیایی۲۰۲۵ اردن را در کوله افتخارات ورزشیاش دارد، در مسابقات کاپ آفریقا که در کشور تونس برگزار شد، مدال نقره رده نوجوانان را به دست آورد.
او با چهرهای خندان و چشمانی پر از امید به آینده میگوید: در میدان مبارزه، یک اشتباه کوچک میتواند همهچیز را تغییر و همه آرزوها را به باد دهد، اما نباید جا زد و ناامید شد. همیشه در میدان مبارزه یکی میبرد و یکی میبازد. مهم این است با آمادگی کامل به میدان بروی و صد خودت را برای پیروزی و شادی دل مردمی که چشم به بازی تو دارند، به کار بگیری تا دست پر از زمین مبارزه بیرون بیایی.

بچهای که مایه افتخار روستا شد
پدر سبحان، آقا اسدالله از پهلوانان نامآور گود کشتی باچوخه است. عمویش، داوود حکیمی، هم از پهلوانان نامآور جودو در سطح بینالمللی، نخستین مربی و مشوقش بوده است.
سبحان از روزهایی میگوید که برای تمرین، با وجود کمبود امکانات، با اتوبوس به شهرک امامهادی (ع) میرفت؛ روزهایی که سختی مسیر، انگیزهاش را بیشتر میکرد، نه کمتر. تا اینکه بالاخره تلاشهای او نتیجه داد و با کسب مقامهای استانی و کشوری، نامش درمیان نوجوانان جودو مطرح شد. سپس در انتخابی تیم ملی، بهعنوان یکی از دو کاندیدای اصلی وزن ۸۱ کیلوگرم معرفی شد.
با تمرینات فشرده و انگیزهای که مربیانش در او ایجاد کردند، بالاخره توانست به آرزویش که عضویت درتیم ملی جودو بود، برسد. حضور در چهار مسابقه برونمرزی و کسب مدالهای طلا و نقره، کارنامهای درخشان برای این نوجوان گوارشکی ساخته است؛ کارنامهای که برای او و محله فردوسی و مردم روستای گوارشک، سند افتخار است.

-چرا رشته کشتی باچوخه را که ورزشی اصیل میان خراسانیهاست، ادامه ندادید؟
الیاس: کشتی باچوخه، ورزش خاص مردم خراسان بهویژه خراسان رضوی و شمالی است. این ورزش ریشهای کهن دارد و در محله ما، فردوسی، یکی از تفریحات مردان از قدیم تا همین الان، جمعشدن در گود کشتی محله و برپایی مسابقه و حریفطلبیدن در روز جمعه است. اشکال این ورزش بومی، محلیبودن آن است و بالاترین سطح حضور و رقابت در آن، کشوری است و تمام.
سبحان: فنون ورزش کشتی باچوخه و جودو بسیار به هم شبیه است، اما متأسفانه در سطح بینالمللی شناختهشده نیست. در حالیکه در ورزش جودو که شباهت بسیار با کشتی باچوخه دارد، یک جودوکار میتواند تا مرحله المپیک در میادین رقابت جهانی حاضر شود.
-نخستین حضور جدیتان در مسابقات جودو از چه سنی و در چه ردهای بود؟
الیاس: اولین مسابقه جدیام در رده سنی نونهالان در وزن ۲۴کیلوگرم بود. در آن مسابقات تا مرحله فینال، همه حریفها را پشت سر گذاشتم، اما در مرحله فینال باختم. در آن رقابت با اینکه همه دوست و آشناها ازجمله مربی که پدرم بود، برای رسیدن به مرحله فینال خوشحال بودند، برای خودم، اولین باخت خیلی سنگین بود و اشک میریختم.
سبحان: نخستین مسابقه جدی که در آن شرکت کردم، سیزدهساله بودم. مسابقات بینباشگاهی بود و در سالن شهیداصغر دهقان محله شهیدآوینی برگزار میشد. اولین حضورم در مسابقات بود و استرس داشتم. اما بعداز اولین برد، چنان اعتمادبهنفسی پیدا کردم که یکییکی بر حریفها پیروز شدم و مجوز شرکت در مسابقات کشوری را دریافت کردم.
-از سختیهای ورزش حرفهای و قهرمانی بگویید.
الیاس: کسی که میخواهد ورزشی حرفهای و قهرمانی را دنبال کرده و برای خودش، خانواده و کشورش افتخار کسب کند، از روال زندگی عادی خارج میشود. باشگاه، حضور در مسابقات، اردوهای سنگین و... روال زندگی یک ورزشکار را از شکل عادی خارج میکند. الان من و سبحان بعداز مسابقات کاپ آفریقا برای مدت کوتاهی به زادگاهمان برگشتهایم و دو روز دیگر باید برای حضور در تیم ملی به تهران برویم.
این اردوها حدود ۲۵ روز طول میکشد. ما یا در اردو هستیم یا برای حضور در مسابقات در سفر. حتی وقتی برای استراحت به شهرمان برمیگردیم، از تمرین و باشگاه نباید غافل شویم. با این توصیفات، میبینید برای داشتن یک زندگی عادی و درس و کار و... زمان چندانی نمیماند. زندگی ما خلاصه شده است در تمرین و مسابقه و آمادگی جسمانی.
سبحان: شاید بتوان گفت بزرگترین ضربهای که این حضور حرفهای به زندگی یک ورزشکار میزند، علاوهبر مواردی که آقاالیاس گفت، عقبماندگیهای درسی است که گاه جبرانناپذیر است. برای مثال، من که در سال یازدهم تحصیلی درس میخوانم، تا این فصل از سال، فقط چند روز توانستهام سر کلاس حاضر شوم؛ چون یا در مسابقه بودهام یا در اردوی تیم ملی. اما سعی میکنم با مرور کتابها بهصورت متفرقه، امتحانات را پشت سر بگذارم.
در ورزش جودو که شباهت بسیار با کشتی باچوخه دارد، یک جودوکار میتواند تا مرحله المپیک در میادین رقابت جهانی حاضر شود
-محله فردوسی به لحاظ امکانات، ظرفیتها و استعدادهای ورزشی، در چه جایگاهی قرار دارد؟
الیاس: منطقه شاهنامه پهلوانپرور است و استعدادهای ورزشی بسیاری در هر سنی دارد. در سنین بالاتر، کشتیگیران باچوخه و در رده جوانان و نوجوانان و حتی نونهالان، قهرمانان رشتههای مختلف رزمی و ورزشی بسیارند.
گود کشتی فردوسی، ظرفیتی خوب برای محله است. اما محله فردوسی باتوجهبه داشتن استعدادهای فراوان در رشتههای کشتی، جودو و... به باشگاه ورزشی درخور با تجهیزاتی کامل نیاز دارد، ازجمله تشک تاتامی استاندارد که بارها با مسئولان مطرح و ازسوی آنان وعدههای شیرینی داده شد، اما در عمل کاری انجام نگرفت و وعدهها در حد حرف ماند.
سبحان: آقاالیاس به استعدادها و ظرفیتهای محله فردوسی اشاره کرد. من میخواهم از کمبودهای ورزشی زادگاهم گوارشک بگویم، از گود کشتی روستا که برای خیلی از مردم روستا و ما جوانترها پرخاطره است، اما ششسالی میشود که تقریبا تعطیل است. نبود باشگاه مختص جودو یک خلأ است و ورزشکاران این رشته ازجمله خود من مجبور به رفتن به باشگاههایی بیرون از بافت روستا یا حتی محله فردوسی هستیم.

-اگر یک روز در این ورزش به مرحلهای برسید که نامتان در دنیای جودو پرآوازه شود، آیا در محله فردوسی میمانید؟
الیاس: بدون تردید اگر حتی قهرمان جهان شوم و در جودو و ورزش به هرچه آرزویم است، برسم باز هم اولویت اول و آخرم برای زندگی و کار، زادگاهم خواهد بود. این خطه پهلوانپرور، همیشه برای من عزیز است و خواهد بود.
سبحان: من هم زادگاهم و مردمش را دوست دارم؛ مردمانی اصیل، بامرام و خونگرم که نعمت هستند. تا الان هرچه دارم از خانواده و مردمی است که با محبت و تشویقها به حضور پررنگتر در میادین ورزشی دلگرمم میکنند.
-تا الان در چند مسابقه برونمرزی شرکت کرده و چه تعداد مدال داشتهاید؟
الیاس: من از سیزدهسالگی در ردههای نونهالان، نوجوانان و جوانان عضو تیم ملی بودهام و الان هم در تیم بزرگسالان عضو تیم هستم. حساب سفرهای برونمرزی و مدالها از دستم خارج است. راستش این مدالها و قهرمانیها زیاد به چشم من نمیآید؛ آرزوی قلبی من، حضور در المپیک و قهرمانی در آن سطح از مسابقات است.
سبحان: حضور در چهارکشور بحرین، کرهشمالی، تونس و مراکش و کسب درمجموع چهاردهمدال طلا، نقره و برنز حاصل سه سال حضورم در مسابقات رده نوجوانان است.
-از آخرین سفرتان، خاطرهای تعریف کنید.
الیاس: من و سبحان هر دو در وزن منفی ۸۱ کیلوگرم در رده بزرگسالان و نوجوانان در مسابقات کاپ آفریقای۲۰۲۵ شرکت میکردیم. من ششهفتکیلویی اضافه وزن داشتم. طبق جدول بازیها دو روز وقت داشتم برای کاهش وزن. کمخوری و ورزش سنگین در باشگاه هتل اقامت کمی سخت بود. استرس زیادی داشتم.، اما بالاخره توانستم شب قبل مسابقه، وزنم را به ۸۰کیلو برسانم.
سبحان: خاطره من هم به همان کنترل وزنم برمیگردد. موقع رفتن، تیم بزرگسالان دو قسمت شده بودند؛ گروه اول تیم بزرگسالان جلوتر از ما عازم شدند. الیاس با گروه نوجوانان افتاده بود و ما با هم بودیم. الیاس که هممحلهای بود، تجربهاش برای حضور در مسابقات بیشتر بود. او حسابی حواسش به من بود که خوردوخوراکم در مسیر سفر کنترل شود؛ چون اولین مسابقه فردای صبح رسیدنمان برگزار میشد و فرصتی برای کمکردن وزن نبود.
-شیرینترین خاطره مشترکتان از رقابتهای کاپ آفریقا چیست؟
الیاس: این خاطره، نهفقط برای ما دونفر، که برای کل تیم اعزامی و مربیان و همراهان، شیرین بود؛ خاطره دست پر برگشتن بازیکنان اعزامی در این رقابتها، که آن هم بعد چهارسال رکود و تعلیق تیم ملی جودوی کشورمان و دوری از این مسابقات به دست آمد.
* این گزارش پنجشنبه ۷ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۳۰ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.
