کد خبر: ۱۴۲۴۱
۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۰۰
نوجوان مشهدی ۳ کتاب درباره جشن‌های ایرانی نوشته است

نوجوان مشهدی ۳ کتاب درباره جشن‌های ایرانی نوشته است

ملیکا عبداللهی تصمیم گرفت درباره یک رسم زیبا یک داستان کودکانه بنویسد و آن را تبدیل به کتاب کند. ماحصل آن شده است کتابی با نام «جشن آب‌پاشونک» که امسال به چاپ رسید. او و مادرش، تاکنون ۳ کتاب درباره جشن‌های ایرانی برای کودکان منتشر کرده‌اند.

داشت در فضای مجازی می‌چرخید که فستیوال جشن آب در ارمنستان توجهش را جلب کرد. از این مراسم خوشش آمده بود و با خودش می‌گفت چرا ما در ایران، چنین برنامه‌هایی نداریم. ذهن ملیکا این‌قدر درگیر این موضوع بود که موجب شد جست‌و‌جو‌های اینترنتی را ادامه دهد. او فهمید در ایران باستان، جشن زیبای «آب‌پاشونک» برپا می‌شده، اما امروزه تاحد زیادی به فراموشی سپرده شده است.

این نوجوان محله فرهنگیان تصمیم گرفت درباره این رسم یک داستان کودکانه بنویسد و آن را تبدیل به کتاب کند تا افراد بیشتری با این آیین قدیمی آشنا شوند. ماحصل آن شده است کتابی با نام «جشن آب‌پاشونک» که امسال به چاپ رسید. طراحی‌ها و کار‌های گرافیکی کتاب‌های او را مادرش اسما برومند انجام می‌دهد.

ملیکا عبداللهی شانزده‌ساله تاکنون با کمک مادرش سه‌کتاب به چاپ رسانده است.

 

در جست‌وجوی یک رسم باستانی

ملیکا و مادرش یک تیم دونفره هستند. ملیکا می‌نویسد و مادرش طراحی می‌کند. نوشتن برای ملیکا از زنگ انشا شروع شد. او تعریف می‌کند: همیشه زنگ انشا را دوست داشتم و انشاهایم چندصفحه می‌شد. کلاس ششم دبستان بودم که معلممان گفته بود انشایی با موضوع زمستان و عید نوروز بنویسیم. این‌بار هم مثل دفعات قبل متنم طولانی شد و اسمش را هم گذاشتم «عمو نوروز، سین هفتم کجاست؟». وقتی آن را برای مادرم خواندم، خیلی تشویقم کرد و گفت «حالا که متن به این خوبی نوشتی، بیا کنار مطالب آن، نقاشی کنیم تا جذاب‌تر شود.»

اسما برومند، مادر ملیکا، در رشته گرافیک تحصیل کرده است و با این اطلاعات، شروع به صفحه‌آرایی و طراحی داستان دخترش کرد. مادر این کار را با هدف تشویق او به نویسندگی انجام داد و خیلی خوب به هدفش رسید، به‌طوری‌که بعد از این، دغدغه چاپ کتاب در ذهن ملیکا به وجود آمد.

ملیکا ادامه می‌دهد: کلاس نهم که بودم، در فضای مجازی، عکس‌های فستیوال جشن آب در ارمنستان، توجهم را جلب کرد. بعد که بیشتر جست‌و‌جو کردم، دیدم ما در ایران باستان، جشن آب‌پاشونک را داشته‌ایم که به‌منظور شکرگزاری انجام می‌شده است، اما الان کمتر‌کسی از آن اطلاع دارد. خودم و مادرم هم از آن اطلاع نداشته‌ایم.

او تعریف می‌کند: آن موقع پسرخاله من شش‌هفت‌ساله بود و بین آداب و رسوم مختلف، فقط درباره عید نوروز و جشن یلدا مطالب مختصری می‌دانست که البته آن هم خیلی کم بود. برای همین تصمیم گرفتم داستانی کودکانه درباره جشن آب‌پاشونک بنویسم تا بچه‌ها را با این رسم زیبای قدیم آشنا کنم.

 

۳ کتاب کودکانه درباره جشن‌های ایرانی به قلم ملیکا عبداللهی

 

پرت شدن به گذشته

مادر ملیکا از این ایده خیلی استقبال کرد و با اشتیاق تمام به خلق تصاویر داستان پرداخت. وقتی آن را برای چاپ به انتشارات خاتم بردند، آنجا هم مورداستقبال قرار گرفت. اسما برومند تعریف می‌کند: هنگامی‌که مدیر انتشارات داستان را خواند، خیلی از آن خوشش آمد و گفت که احساس می‌کند به گذشته پرت شده‌است.

این جمله برای من و ملیکا خیلی لذت‌بخش بود و احساس کردیم به هدفمان رسیده و توانسته‌ایم خواننده را با گذشته پیوند بزنیم. ملیکا کلاس هشتم که بود، تصمیم گرفت کتابی درباره جشن یلدا بنویسد.

وقتی بچه‌ها متوجه می‌شوند این کتاب‌ها را یک نوجوان نوشته خیلی برایشان جالب است و خودشان را بیشتر باور می‌کنند

او می‌گوید: با بچه‌های کوچک‌تر یا هم‌سن‌وسال خودم که صحبت می‌کردم، می‌دیدم درباره این رسم هم اطلاعات چندانی ندارند؛ به‌همین‌دلیل آن را به عنوان موضوع یکی از داستان‌هایم انتخاب کردم.

ملیکا باز یاد پسرخاله‌اش می‌کند و می‌گوید: وقتی او داستان‌هایم را می‌خواند و مطالب آن توجهش را جلب می‌کرد، خوشحال می‌شدم و احساس می‌کردم توانسته‌ام توجه بچه‌ها را به آداب و رسوم و فرهنگ قدیم جلب کنم.

این داستان و دو داستان دیگر ملیکا تابستان امسال چاپ شد و مادربزرگش اولین کتاب را از او خرید.

 

تقویت خودباوری در کودکان

مادر ملیکا حدود شش‌سال است که در مقطع ابتدایی تدریس می‌کند. او کتاب‌ها و داستان‌های دخترش را در کلاس برای دانش‌آموزان خودش می‌خواند. این معلم تعریف می‌کند: وقتی بچه‌ها متوجه می‌شوند این کتاب‌ها را یک نوجوان نوشته خیلی برایشان جالب است و خودشان را بیشتر باور می‌کنند.

او می‌گوید: دو سال است که از دانش‌آموزانم می‌خواهم داستان بنویسند و با موضوع آنها نقاشی بکشند. بعد هم داستان‌های برتر را در کتابخانه مدرسه می‌گذاریم تا بقیه بچه‌ها ببینند. به گفته او این رویکرد باعث شده است خیلی از بچه‌ها نسبت‌به نویسندگی علاقه‌مند و استعدادشان هویدا شود.

او تعریف می‌کند: در این مدت، موارد متعددی بوده است که به‌عنوان مثال مادری آمده و به من گفته اصلا فکر نمی‌کرده فرزندش در زمینه نویسندگی و نقاشی استعداد داشته باشد، اما حالا وارد این عرصه شده است.

 

۳ کتاب کودکانه درباره جشن‌های ایرانی به قلم ملیکا عبداللهی

 

پلی به سمت موجودات جهش‌یافته

ملیکا اکنون دوست دارد قلمش را به‌سمت داستان‌های تخیلی ببرد. او می‌گوید: از وقتی وارد سن نوجوانی شدم، ترجیح می‌دهم برای نوجوانان داستان‌های تخیلی بنویسم. دو داستان هم در دست نوشتن دارم که یکی از آنها برگرفته از بازی‌های کامپیوتری و درباره پسری است که روی ریل قطار حرکت می‌کند و داستان دیگرم درباره حیوانات جهش‌یافته است.

این ایده در زنگ فیزیک به ذهنش رسیده است. او درحالی‌که می‌خندد، تعریف می‌کند: سر درس فیزیک، استاد یک پل کشیده بود؛ همان‌جا ذهن من به‌سمت خیال‌پردازی رفت و با خودم گفتم اگر آن طرف پل حیوانات جهش‌یافته باشند و پل بشکند و حیوانات به این سمت بیایند، چه داستان‌های جالبی می‌تواند رقم بخورد.

ملیکا تصمیم دارد کتاب‌های بعدی‌اش را دوزبانه بنویسد؛ همچنین ایده فیلم‌نامه‌نویسی را در سر دارد. دغدغه دیگری که این روز‌ها ذهنش را مشغول کرده جشن ولنتاین است. او دوست دارد معادل ایرانی این جشن را به همگان معرفی کند و دراین‌راستا دنبال کسب اطلاعات درباره جشن‌هایی همچون سپندارمذگان است.

 

* این گزارش چهارشنبه ۶ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۵۴ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44