کد خبر: ۱۳۳۷
۱۵ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۰:۰۰

روایتی از باغ‌های تاریخی مشهد که این روزها جز نامی بر سردر کوچه‌ها یادی از آن‌ها نیست

تا اوایل قرن حاضر، حدود 12باغ مشهور در شهر وجود داشته و حتی به روایتی محله چهارباغ مشهد، نام خود را از 4باغ که پیرامون آن قرار داشته، گرفته است. سرسبزی در مشهد قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع زیرزمینی فراوان بوده است. بر اساس منابع تاریخی، تا اوایل سال‌های دهه 1300شمسی مشهد فقط دارای یک خیابان از غرب به شرق شهر بود که به فرمان شاه‌عباس بزرگ به‌صورت چهارباغی با 4ردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود.

 آن زمان که مشهد شهری به این وسعت نبود و به چند محله و برج‌وبارو ختم می‌شد، بـاغ‌هــا و درخــتان سربه‌فلک‌کشیده‌اش مشهور بود. در کنار نام هر محله‌ای باغی هم به زبان می‌آمد؛ باغ‌هایی که در سایه درختانش می‌شد نشست و کنار جوی‌ها و نهرهای روانش ساعت‌ها وقت صرف کرد.

تا اوایل قرن حاضر، حدود 12باغ مشهور در شهر وجود داشته و حتی به روایتی محله چهارباغ مشهد نام خود را از 4باغ که پیرامون آن قرار داشته، گرفته است. سرسبزی در مشهد قدیم به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع زیرزمینی فراوان بوده است. بر اساس منابع تاریخی، تا اوایل سال‌های دهه 1300شمسی مشهد فقط دارای یک خیابان از غرب به شرق شهر بود که به فرمان شاه‌عباس بزرگ به‌صورت چهارباغی با 4ردیف از درختان و نهر آبی در وسط احداث شده بود.

ضلع غربی آن، بالاخیابان یا خیابان علیا نامیده می‌شد که از کوچه باغ عنبر فعلی مقابل بانک سپه شروع می‌شد و تا بست بالاخیابان و صحن عتیق صفوی یا صحن انقلاب ادامه داشت و آبادانی شهر مشهد تا قبل از توسعه و خیابان‌کشی‌های جدید در امتداد همین محور بود. قدیمی‌ترین و معروف‏‌ترین باغ مشهد همان مقر والی خراسان، حمیدبن‌قحطبه ‌طائی بوده که اکنون محل آستان مقدس حضرت رضا(ع) است.

به هر روی، آنچه از متون تاریخی و کتاب‌های تاریخی درباره مشهد می‌توان درک کرد، این است که مشهد قدیم برخلاف بسیاری از شهرهای پرجمعیت و متمرکز تاریخی، یک شهر فشرده به لحاظ جمعیتی نبوده، بلکه یک باغ‌شهر بوده است. به این معنی که فضای آن بیشتر به باغ‌ها و کوشک‌ها اختصاص داشته و حدفاصل محلات را باغ‌ها و فضای سبز پر می‌کرده است.

برخی مورخان از باغ‌های مشهد قدیم مانند باغ حسن خان، محله پاچنار و غیره در یادداشت‌ها و کتاب‌های خود یاد کرده‌اند، اما متأسفانه از این باغ‌ها دیگر هیچ اثر و نشانی برجا نمانده است. می‌توان حدس زد که این باغ‌ها در ابعاد بزرگ ایجاد شده بودند و شهر را صفایی دوچندان می‌بخشیدند.

این در حالی است که این خصوصیت مشهد چهره‌ای اشرافی به شهر می‌بخشیده و بنا به قول تاریخ‌دانان در مسیر بغداد و ماوراءالنهر، مشهد استراحتگاه رجال و بزرگان روزگاران گذشته بوده است.
 

باغ حمیدبن‌قحطبه

«باغ‌شهر» شاید مناسب‌ترین عنوانی باشد که می‌توان درباره مشهد قدیم به کار برد. شهری که به‌واسطه دفن امام رضا(ع) در باغی در اراضی سناباد آن زمان پدید آمده است که پیش از آن مدفن هارون‌الرشید، یکی از خلفای عباسی، بود. 

مورخان به نوغان، محدوده‌ای که نزدیک‌ترین فضای شهرنشینی به حرم مطهر رضوی در سال‌های دور محسوب می‌شود، در کتاب‌های تاریخی خود اشارات بسیاری داشته‌اند و در سفرنامه‌های افراد مورد اعتماد از نوغان به عنوان شهری یاد می‌شود که دارای باغات و مزارع سرسبز فراوانی بوده است که حمیدبن‌قحطبه طائی، والی خراسان، داخل یکی از باغ‌های بزرگ آن کاخی مجلل داشته و در سال 193قمری که هارون‌الرشید، خلیفه عباسی، در خراسان می‌میرد، جسد او در همین باغ دفن می‌شود. 

در سال 193قمری که هارون‌الرشید، خلیفه عباسی، در خراسان می‌میرد، جسد او در همین باغ دفن می‌شود

سپس در سال 203قمری که حضرت امام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) به امر پسر هارون، یعنی مأمون، به شهادت می‌رسد، پیکر مبارک آن حضرت را هم بالای سر قبر هارون به خاک می‌سپارند و از آن پس به تدریج قبر هارون تحت‌شعاع قداست و شهرت و آوازه مرقد مبارک حضرت رضا(ع) قرار می‌گیرد و آن محدوده به مشهد الرضا(ع) معروف می‌شود.


باغات و سبزی‌کاری‌ها در دوره صفوی

مشهد در سال‌های بعد از حمله مغول کم‌کم حالت شهری‌تر به خود می‌گیرد و دوره ایلخانی، زمان آغاز فعالیت‌های اقتصادی و زندگی شهری در مشهد قدیم محسوب می‌شود. نکته بسیار مهمی که سیدی، تاریخ‌دان مشهدی، در کتاب جغرافیای تاریخی مشهد به آن اشاره کرده، این است که در آن دوران بیشتر شهر را باغ‌ها و خانه‌باغ‌ها تشکیل می‌‌دادند که همین امر ساخت‌وسازهای شهری و ایجاد دژ و بارو را سخت می‌کرده است.

 بعد از دوره ایلخانی که جمعیت مشهد به‌واسطه مهاجرت‌های مختلف اندک‌اندک بیشتر شد، شمار خانه‌های مسکونی نیز افزایش یافت. در دوره‌های صفوی و قاجار شمار خانه‌باغ‌ها فزونی گرفت. تاریخ‌پژوهان مشهد دلیل آن را تجمل‌گرایی افراد صاحب‌نام و ثروتمندان آن زمان بیان می‌کنند.

 همه مورخان ازجمله صاحبان کتاب‌های معجم‌البلدان، مطلع‌الشمس و آثارالبلاد در نوشته‌ها و خاطرات خود درباره مشهد قدیم در دوره صفویان به جوی پرآبی اشاره می‌کنند که از میان خیابان صفوی (بالاخیابان و پایین‌خیابان) می‌گذشته است. با آنکه آب این جوی بسیار کثیف و آلوده بوده، اما باعث به وجود آمدن باغات و کوچه‌باغ‌های بسیاری شده است. در این دوره خانه‌های مسکونی افراد ثروتمند درون باغ‌ها ساخته می‌شد که علاوه بر استفاده از فضای باغ، محصولات آن نیز منبع درآمدی افزون بر دارایی صاحب باغ بود.


اوج سرسبزی مشهد در دوره قاجار

سیدی، تاریخ‌پژوهش مشهدی، از مشهد دوره قاجار به‌عنوان سرسبزترین دوره مشهد یاد می‌کند و می‌گوید: ارگ یا محل حکمران شهر که در زمان نیابت سلطنت عباس‌میرزا ساخته شده بود، در بخش جنوبی شهر قرار داشت و میدان ارگ به‌عنوان میدان مشق قشون به حساب می‌آمد. در این دوره تنها خیابان شهر، خیابان صفوی بود.

 معابر دیگر شهر را کوچه‌های پرپیچ‌وخم و دالان‌های طویل مسقف به نام گذر و بازارهای طولانی و سرپوشیده تشکیل می‌داد. در محدوده داخل شهر فضاهای غیرمسکونی و باغات و مزارع سبزی‌کاری زیاد وجود داشت.

در دیگر نواحی درون باروی شهر باغات انگوری و میوه و زمین‌های سبزی‌کاری وسیعی به نام «حیطه» دیده می‌شد

 درحقیقت به غیر از مرکز شهر و اطراف حرم مطهر حضرت رضا(ع) و بخش عمده‌ای از شرق و شمال‌شرقی را که منازل مسکونی و سایر تأسیسات شهری فراگرفته بود، در دیگر نواحی درون باروی شهر باغات انگوری و میوه و زمین‌های سبزی‌کاری وسیعی به نام «حیطه» دیده می‌شد و وسعت این زمین‌های خالی از سکنه با تخمین قریب به یقین 50درصد تمام شهر بود. تراکم جمعیت در حوالی حرم مطهر، عیدگاه و نوغان بود و سایر محلات شهر جمعیت زیادی نداشت.

این تاریخ‌پژوهش مشهدی به خانه‌باغ‌های این دوره اشاره می‌کند و می‌گوید: از 50درصد باقی‌مانده زمین شهری، بیش از 40درصد خانه‌باغ بودند. این خانه‌ها امروزه به خانه‌های تاریخی و هویتی منطقه ثامن تبدیل شده‌اند؛ همانند خانه داروغه، خانه پریشانی، خانه کوزه‌کنانی و غیره. در کنار این خانه‌باغ‌ها، باغ‌های عمومی هم بوده‌اند.


قلع‌وقمع باغ‌ها در دوره پهلوی اول

در زمان پهلوی اول، مشهد قرار گرفته در برج و باروی شاه‌طهماسبی، به‌تدریج به خارج از آن و در جهت غرب و جنوب‌غربی گسترش یافت و بدین‌گونه باروی شهر به‌عنوان یکی از عناصر مهم بافت سنتی، علت وجودی خود را از دست داد و با شکل‌گیری مراکز اداری و دولتی، تغییرات محسوسی در این بافت سنتی شکل گرفت.

 خانه‌باغ‌های زیادی به این دلیل کوچک و کوچک‌تر و درنهایت به خانه‌های چهارصد‌پانصدمتری با چند درخت میوه تبدیل شدند. همچنین کسانی که به‌تازگی به مشهد مهاجرت کرده بودند و تعداد آن‌ها کم هم نبود، ناگزیر از ساخت‌وساز در خارج از محلات قدیم شدند و بسیاری از مزارع و باغ‌های درون باروی شهر که در اواخر دوره قاجار حدود نیمی از مساحت شهر را به خود اختصاص داده بود، به مناطق مسکونی تبدیل شد.


باغ حسن‌خان مدرسه شد

باغ حسن‌خان یکی از باغ‌های معروف دوره قاجار در محله پایین‌خیابان بوده است. با تکیه بر اذهان قدیمی‌های محله می‌توان گفت که این باغ بسیار آباد و سرسبز به یکی از افراد ثروتمند آن دوران به نام حسن‌خان متعلق بوده که با درباریان قاجار مراوداتی داشته است.

 این باغ به گفته قدیمی‌های محل در اواخر دوره قاجار از سوی وی وقف مدرسه می‌شود و مدرسه پهلوی درون باغ ساخته می‌شود. به گفته ناظران‌پور، از قدیمی‌های پایین‌خیابان و محصل این مدرسه، مدرسه پهلوی بیشتر از آنکه شبیه مدرسه باشد، به باغی خوش‌آب‌وهوا شباهت داشته و زنگ‌های تفریح دانش‌آموزان در میان درخت‌های میوه بازی می‌کردند.


چهارباغ مشهد چهارفصل داشت

یکی از محلات تاریخی مشهد و منطقه ثامن، چهارباغ است. ویژگی پررنگ این محله که نزد مردم قدیم مشهد شهره بوده، وجود خانه‌هایی بزرگ با باغ‌های وسیع محلی متعلق به اعیان‌نشینان و متمولان مشهدی است. علت نام‌گذاری این محله به «چهارباغ» را می‌توان در وجود منازل بسیاربزرگ با باغ‌های وسیع جست‌وجو کرد. این منازل دارای درختان فراوان با حوض و حوض‌خانه، درشکه‌خانه و اسطبل بوده‌اند.

طبق آنچه در تاریخ آمده است، چهارباغ را خواجه نظام‌الملک طوسی ساخته است. گویا وزیر نامدار ایرانی به‌جز کشورداری، زیباسازی هم می‌کرده است. او برای اولین‌بار طرح باغ ایرانی را پایه‌ریزی و شروع به ساخت چهارباغ کرد. همه چهارباغ‌های او چندصدهکتار می‌شد. 

باغ اول بهاری بود، یعنی هر آنچه در آن کاشته شده بود، در بهار به میوه می‌نشست. باغ دوم تابستان و باغ سوم و چهارم هم پاییزی و زمستانی بود که می‌شد بر اساس نام و فصل هرکدام، میوه همان فصل را در آن پیدا کرد. خواجه که معمار هم بود، در تمام این چهارباغ‌ها دستور ساخت عمارتی داده بود که بر اساس نوع باغ، زاویه خانه‌ها در رو و پشت به آفتاب بودن فرق می‌کرد.

محلی‌های قدیم چهارباغ بخشی از محدوده چهارباغ کنونی را که به حرم مطهر منتهی می‌شود، منسوب به باغ‌سالار می‌دانند و قسمتی را که به مدرسه آقای خویی می‌رسد، باغ آصف‌الدوله می‌خوانند.

از باغ‌های معروف محله چهارباغ، باغ تولیه یا باغ آستان قدس رضوی بوده که با احداث خیابان شاهرضا (آزادی) به 2بخش تقسیم شده است

از باغ‌های معروف محله چهارباغ، باغ تولیه یا باغ آستان قدس رضوی بوده که با احداث خیابان شاهرضا (آزادی) به 2بخش تقسیم شده است. در بخش غربی این مکان، ساختمان اداری و دفتر مخصوص نیابت تولیت ساخته شد که بعدتر به دارالتولیه معروف شد و بخش شرقی باغ نیز به انبار کارپردازی و شرکت فلاحتی وابسته به آستان قدس رضوی و چندین اتاق دیگر تبدیل شد.
دیگر باغ معروف محله، منزل مسکونی چندین هزارمتری نصیراُف یا نصیرزاده بوده است که به باغ آستانه متصل بود. کنسولگری انگلستان چندسال در این محل مستقر بود تا اینکه این باغ در سال1350 توسط نماینده آیت‌الله خویی خریداری شد و به‌صورت مدرسه علمیه و مسجد درآمد.


عیدگاه؛ محلی برای تفریح مشهدی‌ها

قدیمی‌های عیدگاه مدعی هستند که این محله قدیمی مشهد به دلیل وجود باغ‌های سرسبزی که داشته، همیشه محلی برای تفریح مشهدی‌ها محسوب می‌شده است. به گفته ناظران‌پور، از قدیمی‌های پایین‌خیابان، عیدگاه به دلیل داشتن باغ‌های سرسبز همیشه برای مردم، محل تفریح و گردش بوده است.

میر، یکی دیگر از قدیمی‌های محله، نیز بر این گفته ناظران‌پور صحه می‌گذارد و می‌گوید: در ایام نوروز و سیزدهم فروردین به علت وجود باغ‌ها و مزارع سرسبز، این منطقه تفرجگاه اهالی مشهد و زوار حضرت رضا(ع) بود و بسیاری از مردم برای گذراندن اوقات فراغت و گردش و تفریح این مکان را انتخاب می‌کردند.
آن‌طور که در کتاب نفوس ارض اقدس در سال ١٢٩٥قمری نوشته شده، محله عیدگاه در آن زمان دارای ١٤باغ بوده است.


پاچنار؛ محله چنارهای سربه‌فلک کشیده

محله پاچنار همان‌طور که از نامش پیداست، از آن دست محله‌هایی است که نامش را از درخت‌ها و باغ‌های چنارش گرفته است. این محله که هنوز حمام آن به نام پاچنار باقی است، به مناسبت داشتن چنارهای بلند و بزرگ به این اسم معروف شده بود. گفتنی است در مشهد چنارهای عالی و کم‌نظیری وجود داشته که بعضی از آن‌ها مثل چنارهای بالاخیابان به علت عمر چندصدساله‌شان مشهورشده بودند. 

محله پاچنار در شمال شهر و در حدفاصل تپل‌محله و بالاخیابان (پشت باغ نادری فعلی) قرار داشته و پس از احداث خیابان آزادی انسجام کالبدی آن با تپل‌محله گسسته شد. این محله‌باغ به گفته سیدی، تاریخ‌پژوه مشهدی، در فصل تابستان محل تفریح مردم بوده است.


باغ رضوان؛ قتلگاهی که مُرد!

قتلگاه یا همان باغ رضوان سابق، یکی از قبرستان‌های معروف مشهد بوده که در جنوب شرقی تپل‌محله قرار داشته و هم‌زمان با تخریب فلکه حضرت در سال 1354شمسی، تخریب شده است. این باغ سابقه‌ای هزارودویست‌ساله داشته و به بنا به روایتی، زمینش را حضرت‌رضا‌(ع) از محل اجرت کتابت قرآن‌ کریم خریده و وقف بر قبور مؤمنین و مؤمنات کرده‌است.

 به این ترتیب باغ رضوان ابتدا به غسلگاه و بعد از حمله ازبکان و کشتار مردم مشهد به قتلگاه معروف شد. با این همه، این قبرستان پس از احداث میدان پیرامون حرم (در سال‌های 1308 تا 1312) و خیابان طبرسی، تسطیح و بعدها در بخشی از آن صحنی به نام رضوان احداث شد که در مشهد به باغ رضوان شهرت یافت.

در فلکه شمالی، بین کوچه تکیه حاج‌آقاجان و خیابان طبرسی، باغ رضوان قرار داشت و در سال1310 بنا به روایتی توسط آیت‌الله حاج میرزا حسین سبزواری ساخته شده است

 نظرزاده، کارشناس تاریخ شفاهی آستان قدس، در این‌باره می‌گوید: در فلکه شمالی، بین کوچه تکیه حاج‌آقاجان و خیابان طبرسی، باغ رضوان قرار داشته و در سال1310 بنا به روایتی توسط آیت‌الله حاج میرزا حسین سبزواری ساخته شده است. در محل این باغ، قبرستان مهم قتلگاه وجود داشته است که پس از ساخت باغ به گردشگاه تبدیل شده بود. بخشی از این باغ همچنان درون اماکن متبرکه حرم امام رضا(ع) در بست طبرسی قرار دارد. این باغ و باغ نادری جزو باغ‌های عمومی مشهد قدیم بوده‌اند.


باغ فلاحت بازار مرکزی شد 

قدیمی‌ها به‌خوبی باغ فلاحت و باغ دولاب را می‌شناسند. باغ‌هایی در محله بالاخیابان و پایین‌خیابان که تابستان‌هایشان هوایی بهشتی داشته است. باغ فلاحت که اکنون به بازار مرکزی تبدیل شده است و در نزدیکی محله چهار باغ قرار داشته، محل بسیار مناسبی برای تفریح خانوادگی محسوب می‌شده است.

 نظرزاده، کارشناس تاریخ شفاهی آستان قدس، درباره این باغ می‌گوید: باغ فلاحت در بخش جنوبی بالاخیابان بود و از این جهت که در اوایل قرن حاضر دست شرکت فلاحت بوده، به این نام مشهور شده است. در حال حاضر در محل این باغ بازار مرکزی ساخته شده است.
همچنین باغ دولاب در پایین‌خیابان بود که با دولابی در ابتدایش هنوز هم در اذهان قدیمی‌ها باقی مانده و درخت‌های توت بسیاری داشته که بهار و تابستان به دلیل بالا رفتن کودکان و نوجوانان برای تکاندن توت بسیار شلوغ می‌شده است.


از باغ عنبر تنها یک کوچه باقی مانده است 

باغ عنبر در ابتدای بالاخیابان بود و در زمان قاجار به‌نوعی در ابتدای شهر قرار داشت. قدیمی‌ها به یاد دارند که امتداد بالاخیابان به سمت غرب تا دروازه قوچان فعلی، گذرگاه بی‌قواره‌ای بوده که در آن نشانی از پیشرفت دیده نمی‌شده است. در این نقاط که هنوز خیابان‌های عریض و منظمی شکل نگرفته بوده، جوی‌های متعدد آب، روان بوده است. 

همچنین به‌واسطه وجود باغ‌های فراوان و واقع شدن ورودی شهر از سمت شمال، کاروان‌سراهای بزرگی که محل نگهداری اسب و شتر بوده و کارگاه‌های دباغی، صباغی (رنگرزی)، انبارهای غله و بوجاری (غربال غلات و حبوبات) نیز در این نواحی متمرکز بوده‌اند. از باغ عنبر الان فقط نامی بر یک کوچه، آن هم در اذهان قدیمی‌های مشهد، باقی مانده است.

 

کوچه‌باغ‌هایی که طعمه زر و زور شد!

محمدباقر عطاریانی/ روزنامه نگار
یادش به‌خیر! گویی همین دیروز بود که با گذر از کوچه‌باغ‌های شهرمان بوی عطر گل‌ها به مشام می‌رسید و سرسبزی درختان سربه‌فلک کشیده و انواع میوه‌های آن‌ها چشم‌نوازی می‌کرد.سال‌ها پیش شهر مشهد این‌گونه نبود. مشهد پر از باغ‌های مصفا و معابری بود که با عبور از آن‌ها روح و روانت به سمت آسمان پر می‌کشید.

سال‌ها پیش مشهد شهر باغ‌ها بود، اما طمع در میان عده‌ای معدود این شهر را به شهر آهن و آجر و سیمان تبدیل کرد. باغ‌های انگور مشهد زبانزد همه بود و در هسته مرکزی شهرمان تا دلتان می‌خواست باغ بود و باغ. مردم هم باصفا و بامرام بودند و برای مهربانی به هم کم نمی‌گذاشتند.

در اطراف حرم مطهر رضوی و منطقه ثامن امروزی از این همه ساخت‌وساز و بناهای بلندمرتبه خبری نبود و بارگاه منور امام رئوف از هر جهتی قابل رویت بود. صدای دلنشین و روح‌نواز نقاره به نقاط مختلف شهر می‌رسید و گوش‌ها را نوازش می‌داد. اما حیف و صد افسوس که امروز به‌جای آن همه زیبایی و نشاط و امید باید نظاره‌گر ساختمان‌ها و بناهایی باشیم که روح و روان آدمی را آزار می‌دهد. 

از کوچه‌باغ‌های آن روزگار فقط نامی بر تابلوها باقی مانده و خیلی‌ها نمی‌دانند که داستان این کوچه‌ها چه بوده است. کوچه‌باغ عنبر، محله پاچنار، محله چهارباغ و غیره به تاریخ پیوستند، درحالی‌که نسل امروز هنوز نمی‌داند در محله چهارباغ آن روزهای مشهد 4ردیف درخت کاشته بودند و با عبور از بین آن‌ها احساس آرامش می‌کردی. 

در محله چهارباغ که بین محله سراب و حرم قرار داشت و اکنون به اسم خسروی‌نو است، وجود هتل‌ها، بانک‌ها و بسیاری از بناهای دیگر متأسفانه آدم‌ها را زمخت و سخت کرده است و گویی از مهر و محبت هیچ خبری نیست و همه به‌دنبال کار اقتصادی هستند و نبض محله به جای درخت و سرسبزی به دلار و ارز و طلا گره خورده است! این وضعیت در سایر مناطق و محله‌های قدیمی شهرمان هم حاکم است و باغ‌های سرسبز و باصفا فدای زر و زور شده‌اند. و این روزها چه می‌شود کرد جز آه کشیدن و افسوس خوردن!

ارسال نظر
آوا و نمــــــای شهر
03:44