اینجا بازاری در قلب محله سراب مشهد است و نامش یادگاری از آب قنات سناباد. آنجا که آب این قنات در محدوده خیابان سعدی فعلی نمایان میشد و با گذر از بازارچه سراب و آب انبارهایش، به سوی حرم میرفت.
فقط ۷ کیلومتر آنسوی زندگی پرسروصدای شهر ما، هزاران سال است که آب سرد کوههای بینالود، آرام و خرامان کوههای خلج را درنوردیده، کوهها را صیقل داده و ردپای آن، شده است هفت حوضچه سنگی پیدرپی.
علی عبداحد، بسکتبالیست پیشکسوت محله فلسطین، خاطرهای از درخواست مادرش از عبدالعظیم ولیان مبنی بر گرفتن یک قبرِجا در حرم مطهر امام رضا(ع) دارد که در کمال تعجب پایان خوشی دارد.
محمدتقی پیمان مجموعهداری است که بیشاز ۱۶۰ ماکت خودرو اسباب بازی در مغازه فرش فروشیاش دارد؛ خودروهایی که از ۳۰ سال پیش خریدن آنها را شروع کرده است و همه کلاسیک هستند.
این شانزدهمین سال بود که در روز اربعین، خانوادههای شهدا و جانبازان محلههای راهنمایی، فلسطین و آبکوهسعدآباد و عموم مردم، برای تلاوت زیارت اربعین و غبارروبی مزار شهدا بهسمت بهشترضا (ع) رهسپار میشد.
کلهپزها که تعدادشان به ۲۰ نفر میرسید، از ظهر شروع میکردند به پاککردن کلهپاچهها و ۲۰ دیگ بارمیگذاشتند. کلهها تا ۴ صبح فردا میپخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در میایستادند، تقسیم میشد.
برادران امیری ۱۸ ماه است که در کارگاه خود در محله زرکش به درودگری ۹ جفت درِ حرم امامین جوادین (ع) مشغولند. این روزها که به پایان ساخت درها نزدیک میشوند، در دلشان غوغایی برپاست.
مغازهداران دروازهقوچان، عموقربان صدایش میکنند. جثه کوچکی دارد و چشمانش هم بسیار ضعیف است. همه دوستش دارند و اگر کمی دیر سرِ کار برسد، نگرانش میشوند.
نیم قرن پیش، گردشگران خارجی خانه تاریخی مولویها را در خراسان و مشهد میشناختهاند. چون صاحبش عضو یونسکو بوده و هر مسافری که قصد سفر به خراسان را داشته، میتوانسته مهمان خانه پلاک ۸۸ بشود.