سنگتراش

محمود هراتی می‌گوید: چندسال پیش سفارش تراشیدن سنگ یک جوان خوش‌تیپ را برایم آوردند و من شروع کردم به تراش چهره‌اش روی سنگ. چند روز بعد مادرش سنگ قبر سنگین پسرش را در بغل گرفت و شروع کرد به گریه‌کردن.
استادغلامعلی شاکری و پسرانش خانوادگی سنگ‌تراشی می‌کنند. سنگ‌های مخروطی کوچکی که بعد از تراش به‌شکل فیروزه‌های کوچک درمی‌آیند و بعد روی رکاب انگشتر‌ها سوار می‌شوند.
عبدالحسین حسین‌زاده و امیر واحدیان، یکی فیروزه‌تراش است و دیگری عقیق‌تراش. آن‌ها می‌گویند: سنگ و نقره که گران شود، کار ما هم کساد است. مردم هم نگاه سنتی‌شان را کم‌کم از دست می‌دهند.
رسول انتظاری‌مشهدی ۱۱ سال است که مشغول سنگ‌تراشی است. انتظاری یادگیری تراشیدن سنگ را با شاگردی کردن نزد اقوام مادری‌اش آغاز می‌کند و می‌گوید: اقوام مادری‌ام نسل در‌نسل سنگ‌تراش بودند.
علی حاتمی می‌گوید که هیچ‌وقت فکر نمی‌کرده درس طلبگی، روزی او را به دنیای سنگ‌ها برساند، اما همان بار اول، در یک جلسه آموزشی، وقتی نخستین سنگ را به دست گرفته، چیزی در دلش تکان خورده؛ حالا این علاقه، تبدیل به بخشی از زندگی اش شده است.
حالا نزدیک به دو سال است که خانواده غلامیان در دل مصلای تاریخی مشهد، کارگاه خودشان را دارند؛ کارگاهی کوچک، اما پر از زندگی، که محمد، مریم و پسرشان، حامد، هر روز در آن مشغول تراشیدن سنگ‌ها هستند.
نخستین بازخوانی یک گزارش دست‌اول پس از ۱۳۰ سال که به قلم عبدالله قاجار، عکاس‌باشی مخصوص ناصرالدین‌شاه، نوشته شده است.