کسب و کار - صفحه 31

مرتضی قاسمی تصمیم گرفته است تابستان در کفش‌فروشی کار کند. می‌گوید: ترجیح می‌دهم بخشی از هزینه‌های تحصیلم را خودم متقبل شوم تا از لحاظ مالی فشار کمتری به خانواده‌ام وارد شود.
اوستا علی‌اصغر ۵۲ سال دارد و سال‌های زیادی است که صبح خود را با بوی چوب و شب‌ها را با تکاندن خاک اره نشسته روی لباس‌اش آغاز می‌کند.
مهدی کاریزان می‌گوید: پول توجیبی‌هایم را جمع می‌کردم تا لااقل هفته‌ای یک گل جدید بخرم. مادرم که علاقه‌ام را دید، با پدرم و صاحب‌مغازه صحبت کرد تا من به این گل‌فروشی بیایم
بازار حافظ از دور شباهتی به بازار‌های مواد غذایی ندارد. ورودی هلالی‌شکل و کاشی‌های فیروزه‌ای در زمینه آجری، بیشتر مرکزی فرهنگی و مذهبی را در ذهن تداعی می‌کند.
آقا محسن کارش را با حرفه نجاری شروع کرده که با فامیلش هم تناسب داشته است. او و برادرش ۳۳‌سال پیش همین‌جا کارشان را با تولید کیف‌های چرمی شروع کردند، اما حالا او دست‌تنها با تعمیر کیف و چمدان، مغازه را باز نگه داشته است.
همه‌چیز از دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت چند جوان متخصص در حوزه‌های کارآفرینی، آی‌تی و کسب‌و‌کار شروع شد.امیرحسین صالحی می‌گوید: در تحقیقاتمان متوجه شدیم شیوه‌های سنتی چالش‌هایی دارند.
اگر کارگاه‌ها و کارخانه‌های حلاجی در مشهد شکل نمی‌گرفتند، خبری از رونق کارگاه‌های قالی‌بافی نبود تا پشم خام را به محصولی قابل‌استفاده تبدیل کنند.