محله سرافرازان - صفحه 6

محله

سرافرازان

محله سرافرازان از سال ۷۹ بدلیل سکونت شمار زیادی از خانواده‌های ایثارگر و شاغلان در سپاه به نام شهرک آزادگان و جانبازان معروف شد. وجود مجتمع‌های مسکونی چند طبقه در این محله، تراکم جمعیت آن را افزایش داده است. در این محله، شش مسجد فعال مانند مسجد سیدالشهدا (ع)، مسجد موسی بن جعفر (ع)، مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) و ... وجود دارد.

محله سرافرازان
یکی از این بانوان مشهدی فاطمه پیلتن است که نشان داده حس مادرانگی و شغل پرخطر آتش‌نشانی را می‌توان با هم جمع بست و به دل سختی‌ها زد. این بانوی ساکن محله سرافرازان دو فرزند دارد و از 10سال پیش به عنوان یک فعال اجتماعی در کنار شهروندان منطقه9 حضور دارد. او از سال91 در آزمون‌های عملی و تئوری آتش‌نشانی شرکت می‌کند و سابقه یک دهه فعالیت به عنوان آتش‌نشان را دارد. شعرگفتن، نویسندگی، ورزش فوتسال و البته هیجان و ماجراجویی از دیگر علایق فاطمه است، بانویی که با آتش زندگی می‌کند.
بسیجی باید اهل عمل باشد. من نمی‌دانم چقدر از شجاعت پدرم در وجودم هست، چون در وضعیت جنگ قرار نگرفته‌ایم. البته این آرامش را هم مدیون پدرانمان هستیم، اما می‌دانم که بسیجی باید مرد عمل باشد. من خودم سعی می‌کنم در خانه فرد مفیدی باشم. خریدهای خانه را برای مادرم انجام می‌دهم و گاهی که پدرم برای بنایی به ولایتشان می‌رود، من هم همراهش می‌شوم و کمکش می‌کنم. این را رضا زراعتی می‌گوید.
مرداد سال گذشته از دختری نوشتیم که در نوزده‌سالگی قطع نخاع شد اما با عزم و اراده پولادین در بیست‌وهشت‌سالگی به عنوان یکی از هفت‌رکورددار تپانچه کشور در جامعه ورزش معلولان درخشید. در آن گزارش که با عنوان «تیر خلاص به دل ناامیدی‌ها» چاپ شد، گفتیم که نسرین شاهی یکی از سه امید مشهدی‌ها برای اعزام به مسابقات جهانی تیراندازی معلولان است. حالا بعد از یک سال او مدال طلای جهان را به گردنش آویخته و ایستاده بر قله آرزوها، از کره‌جنوبی به مشهد بازگشته است.
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عده‌ای برنج پاک می‌کنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ می‌ریزند و هرچند دقیقه یک‌بار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار می‌کنند و صلوات می‌فرستند.فاطمه احمدنیا سال‌هاست که دیگ غذای هیئت را در خانه‌اش بار می‌گذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن می‌پزند، او بارها پای دیگ‌هایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده‌ است.
شاید مهم‌ترین ویژگی خیابان سرافرازان۹ این باشد که از دانش‌آموز تا دانشجو و از کاسب تا کارمند در آن رفت‌وآمد دارند. ویژگی دیگر آن وجود کال آبی است که از سمت جنوب، خیابان را قطع می‌کند و به سمت شمال می‌رود. البته روی کال در محل تقاطع آن با خیابان سرپوشیده است. یک مرکز تجاری در ابتدای خیابان و مرکز تجاری دیگری در میانه آن شکل گرفته است تا این خیابان را به یکی از مراکز مهم محله چهارچشمه تبدیل کند.
روح‌الله 29ساله دانشجوی رشته پزشکی است و برخلاف بسیاری از هم‌صنفان خود که به دنبال پیشرفت اقتصادی و اجتماعی هستند، نجات جان انسان‌ها و یاری‌رساندن به دیگران را اولویت زندگی خود قرار داده است. او 11 سال است که به این جمعیت پیوسته و در حال حاضر از مربیان هلال احمر است. می‌گوید: از دوران نوجوانی دوست داشتم به دیگران کمک کنم اما اینکه چطور در این مسیر قرار بگیرم برایم نامعلوم بود. با توجه به همین روحیه رشته پزشکی را برای تحصیل انتخاب کردم تا بتوانم به جسم انسان‌ها کمک کنم اما برای من التیام‌بخشیدن به روح انسان‌های دردمند مهم‌تر از جسم آن‌ها بود به همین دلیل داوطلبانه به جمعیت هلال احمر پیوستم.
به بهانه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی به سراغ سه مجموعه موزه بزرگی که در منطقه9 شهرداری قرار دارند رفتیم و تصاویری از این موزه ها تهیه کردیم. این مکان ها پیشنهادهای هیجان انگیزی برای بازدید در یک روز خنک بهاری هستند. پارک موزه علوم زمین در بولوار فکوری (حد فاصل سرافرازان و دلاوران) مخاطب را تا اعماق تاریخ می برد.
محسن زارعی دو برادر بزرگ‌تر دارد که هردو روحانی هستند. او در نوجوانی گرافیک را انتخاب کرده و هیچ علاقه‌ای به درس‌های عربی نداشته است. در دوره هنرستان، یکی از بهترین‌ها بوده است. نفر سوم مسابقات آرم و پوستر استان سمنان شده است و نفر دوم عکاسی. وقتی دیپلمش را با معدل بالای 17 می‌گیرد، یکی از استادانش به او پیشنهاد می‌دهد با هزینه شخصی بورسیه‌اش کند به کشور آلمان. او ابتدا استقبال می‌کند، اما بعد از اینکه با پدرش مشورت می‌کند، مسیر زندگی‌اش کامل عوض می‌شود.
سرافرازان در گذشته فقط یک خیابان اصلی بود اما به‌تدریج گسترش یافت و حالا به یک محله تبدیل شده است.کوچه رهایی1 یکی از مراکز محله است که مجموعه‌ای از کاربری‌های مؤثر مانند کاربری‌های مذهبی، فرهنگی، فضای سبز، آموزشی، تفریحی، تجاری و درمانی را با هم یکجا دارد. به همین دلیل این کوچه یکی از پررفت و آمدترین کوچه‌های این محدوده است.
تیم پدیده‌های ژیمناستیک در این دوره از برنامه عصر جدید زنگ طلایی را از مجید اسماعیلی، داور سخت‌گیر برنامه، گرفت و به دور بعد راه یافت. به گفته مجید علیشاهی، مربی تیم، مرحله بعدی ضبط برنامه، نیمه اول اردیبهشت است و اکران هم حدود عید فطر. او شک ندارد که اگر جزو تیم‌های اول این برنامه بودند بقیه داورها هم زنگ طلایی را برایشان به صدا در می‌آوردند. می‌گوید: به قول خانم صامتی ما ایرانی‌ها در فعالیت‌های گروهی خیلی ضعیفیم و کار گروهی با بچه‌های کم سن و سال خیلی سخت‌تر است. هماهنگ کردن 20بچه از دو شهر متفاوت که در مدت زمان کم بخواهند با هم همراه شوند، هم برای بچه‌ها و خانواده‌هایشان سخت بود، هم برای من به عنوان مربی.
مجتمع علمی و تفریحی پارک موزه علوم زمین در سال 97 با مساحت حدود 10هزار متر مربع در قالب سه پارک آزاد و یک ساختمان مرکزی با زیربنای بیش از 2هزار متر مربع در کنار ساختمان اداره کل زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی منطقه شمال شرق کشور طراحی و ساخته شد. کافیست در محوطه پارک موزه قدم بگذارید تا زمان را فراموش کنید و سفری به دل تاریخ داشته باشید.فضای بیرون موزه به سه بخش پارک فیزیک زمین، پارک زمین‌شناسی و پارک اکتشاف و تونل معدنی تقسیم شده است.
ما عقب نشینی کرده بودیم. آشپزخانه و مهماتمان همه در کوشک بود. منافقین سعی می‌کردند غذا را مسموم کنند. از هیچ کاری برای ضربه زدن به نیروهای ایران اسلامی دریغ نمی‌کردند. دستور پیش‌روی آمد و از پشت سر هم تحت فشار بودیم. برای برداشتن مهمات از پیچی منتهی به کوشک که به آن پیچ مرگ می‌گفتند برمی‌گشتیم. جاده از زمین بلندتر بود. یک روز غروب که دیگ غذا را آوردند حدود 18 نفر دور دیگ جمع شدند، خمپاره را درست زدند وسط دیگ. صحرای کربلا راه افتاد. 18 نفر زخمی و شهید شدند.
از بچگی به ورزش علاقه داشتم، آن هم ورزش نه در حد معمولی بلکه همیشه به قهرمانی فکر می‌کردم. از پنج‌سالگی مسابقات مردان آهنین را دنبال می‌کردم و هر روزم با فوتبال می‌گذشت. در مدرسه هم همیشه در تیم فوتبال بودم. به دوره راهنمایی که رسیدم رفتم دنبال ورزش رزمی. سخت تلاش می‌کردم. در مدت حدود دو‌سال و نیم توانستم دان2 تکواندو را بگیرم، کاری که دیگران در چهارسال انجام می‌دهند. چهارسالی رزمی کار کردم و در آن مدت عضو تیم استان شدم و در سطح ناحیه توانستم مقام بیاورم. هیچ وقت به دوم و سومی فکر نمی‌کردم، همیشه هدفم طلا بود.
او یاد گرفته است که از وسایل دورریختنی چیزهای با ارزشی درست کند. جاسوئیچی را با پوست گردو و صدف‌های کوچک تزیین می‌کند.گل و گیاه و انار خشک شده را به همراه تکه‌های کاغذ رنگی در کنار هم قرار می‌دهد. باور دارد که می‌شود از کمترین امکانات بیشترین استفاده را کرد. کارآفرین ما زمین می‌خورد ولی شکست نمی‌خورد! چند ماه در رنج می‌ماند اما دوباره از لاکش خارج می‌شود و به بازار می‌رود. این بار همان رنج را دستمایه کارش می‌کند تا دوباره از این سوراخ گزیده نشود.
زهرا دختر بزرگ شهید جمع‌آور تعریف می‌کند: اربعین دو سال قبل وسایلم را بستم تا به کربلا بروم. زائران چهل و هشتم زیاد بودند و بچه‌های کارگروه در مشهد طرحی دادند. گفتند خانه‌هایمان را در اختیار زائران امام رضا(ع) بگذاریم. حتی از خودروهایشان هم مراقبت کنیم تا با خیال راحت به حرم بروند و زیارت کنند. غذا و پخت وپز هم با خودمان. من خیلی ناراحت شدم و گفتم الان که من دارم می‌روم شما این طرح را گذاشته‌اید. گفتند تو که از صفای کربلا بهره می‌بری. اما مشکلی پیش آمد و نشد که به کربلا بروم. ساک وسایلم تا چهل و هشتم همان‌طور بسته بود و امیدوار بودم که شرایط مهیا شود، اما نشد. قسمت بود بمانم و در طرح «میزبانی زائر» بچه‌های کارگروه مشارکت کنم.
یلدا واحدی، مدیر مدرسه پیوند می‌گوید: مدرسه ابتدایی استثنایی پیوند از سال ۶۴ راه‌اندازی شده و تا ۳ سال پیش مدرسه دخترانه و پسرانه مشترک بود، اما الان بچه‌ها جدا شده‌اند. در این مدرسه ۸۷ دانش‌آموز داریم که در هر کلاس بین ۶ تا ۱۱ دانش‌آموز حضور دارند. کتاب‌ها هم متناسب با نیاز بچه‌ها مناسب‌سازی شده است، متناسب با بهره هوشی بچه‌ها که بین ۵۰ تا ۷۰ است. پیش می‌آید که بچه‌ها در هر پایه بین یک تا ۳ سال توقف داشته باشند، تا اینکه بتوانند مفاهیم را درک کنند، اما ما هیچ وقت به این موضوع خرده نمی‌گیریم و از کار با بچه‌ها ناامید نمی‌شویم.
حسین کرامتی‌پور 26ساله و کارشناس آی‌تی حدود 10ماه است که مسئولیت پایگاه را به عهده گرفته است. او می‌گوید: شهیدان ناطقی دو برادر از شهدای دفاع مقدس و اهل محله سرافرازان بودند که خانواده‌شان هنوز در یکی از خیابان‌های همین محل زندگی می‌کنند. پایگاه بیشتر از 20سال است که فعال است و کمتر از یک‌سال است که من مسئولیت آن را به عهده گرفته‌ام. در اینجا ما نیروهای عادی و فعال داریم.
فاطمه مرادی می‌گوید: چیزی را می‌پزم که خودم هم می‌خورم و سعی می‌کنم از مواد فریزری استفاده نکنم. برای همین هم است که همیشه سفارش‌هایم را یک روز زودتر می‌گیرم که بتوانم مواد اولیه تازه تهیه کنم. طراحی غذا‌ها از خلاقیت‌های خودم است، ولی در ترکیب غذا‌ها زیاد نمی‌شود دست برد، چراکه مردم به طعم غذا‌ها عادت کرده‌اند و نمی‌شود تغییر خاصی ایجاد کرد. مردم غذا‌های شیک با مواد عالی را دوست دارند. البته خانم‌های کارمند بیشتر از خانم‌های خانه‌دار غذا سفارش می‌دهند.
هنرمند، این آثار نقاشی را به روی کاشی آورده است، جوری که انگار روی بوم طرح می زند؛ تلفیقی از هنر سنتی کاشی هفت رنگ آمیخته با هنر نقاشی و خوش نویسی. موضوع وقتی برای ما جالب توجه می شود که می فهمیم این هنر مورد توجه مسئولان موزه آستان قدس رضوی قرار گرفته است تا ابوالقاسم صادقی، تابلو «ضامن آهو»ی استاد فرشچیان را برای این موزه با سبک و سیاق خودش طرح بزند. او که در کارگاه شخصی اش در تلاش بوده است شکل تازه ای از کاشی هفت رنگ ارائه کند، اکنون می خواهد با شروع یک کار نفس گیر اما مانا، هنرش را در تاریخ خراسان و آستان قدس رضوی ماندگار کند.
ما با اعتقادمان جلو رفتیم و هنوز بر سر اعتقاداتمان هستیم. در گردان 741لشکر قدس بودیم و هرجا لازم بود، گردان ما را می‌فرستادند. 26فروردین1367 هنگام غروب بود که با 4نفر از بچه‌ها برای آوردن جیره غذایی رفته بودیم. لحظه انفجار کنارم بودند. دیدم که خمپاره از روبه‌رو می‌آید. خدا کمک کرد و در همان لحظه به فکرم رسید که به پشت خاکریز معلق بزنم. خمپاره120 یک‌متری پشت پایم به زمین خورد و ترکش آن به پاهایم گرفت. همان‌جا متوجه شدم که پاهایم قطع شد. البته من در آن لحظه به فکر خودم نبودم. نگران آن 4نفر بودم که هیچ صدایی از آن‌ها شنیده نمی‌شد. وقتی سینه‌خیز بالای سرشان رسیدم، دیدم همه شهید شده‌اند.