بسیاری از همسایههای خیابان دلاوران۱۳ یکدیگر را میشناسند و احوالپرس هم هستند. نزدیکبودن آنها به مسجد سیدالشهدا (ع) باعث شده که خیلی وقتها آنجا دور هم جمع شوند و برنامههای مختلف بریزند.
محله
سرافرازان
محله سرافرازان از سال ۷۹ بدلیل سکونت شمار زیادی از خانوادههای ایثارگر و شاغلان در سپاه به نام شهرک آزادگان و جانبازان معروف شد. وجود مجتمعهای مسکونی چند طبقه در این محله، تراکم جمعیت آن را افزایش داده است. در این محله، شش مسجد فعال مانند مسجد سیدالشهدا (ع)، مسجد موسی بن جعفر (ع)، مسجد حمزه سیدالشهدا (ع) و ... وجود دارد.
محسن موسویزاده مانند دوران بچگیاش به دنبال این است که چندتکه کاغذ را بدون برش به شکلهای مختلفی درآورد. برایش فرقی ندارد که این تکهکاغذ، پروانه، ماشین کوچک بازی یا هر چیز دیگری باشد.
کوچه دلاوران ۷ در محله سرافرازان به نام شهیدحقشناس مزین شده است. این معبر تا سال ۱۳۷۰ جزو محدوده شهری نبود و پس از آن بهتدریج وارد بافت شهر شده است.
این کوچه بهخاطر همجواری با بوستان وفا، حالوهوای خوبی دارد.
در دل سرافرازان، بوستان وفا به نقطهای داغ و هیجانانگیز برای کنارهمبودن خانوادهها تبدیل شده است. اینجا، جایی است که شور و هیجان فوتبال با خندههای دوستان و همسایهها درهممیآمیزد و حال و هوای محله را گرمتر میکند.
پدر متین میگوید: برای همهمان ثابت شد که یک خانواده ارتشی هم میتواند رتبه تکرقمی داشته باشد، بدون آنکه خرجهای میلیاردی برای انواع مؤسسات بدهد. بعضیها میگفتند ما بیشتر از خودت خوشحال شدیم.
سیدهفریبا رشتی، بانوی خیّر محله سرافرازان مشهد است که اجدادش نیز از جمله پدربزرگ، پدر و عمویش واقف بودند. او در راستای شغل همسرش که ساخت و ساز است، موسسه کارآفرینیاش را وقف کرده و با جذب کارگر به تولید بتن میپردازد.
حمیدرضا عباسی، ایثارگر محله سرافرازان میگوید: حاجآقا تقوی برای نیازمندان حاشیه شهر کمک جمع میکرد. من گفتم تازه عروسی گرفتهام و بدهکارم اما بعد پشیمان شدم و گفتم حاجیتقوی بیا! این چند جفت کفش را ببر.
اکرم خانم میگوید: بچگی ما در کوهها گذشت. پنجساله بودم که بازی میکردیم. من دم یک مار را بهجای بند کفشم گرفتم و پس از حرکتش چنان فرار کردم که پایم به سنگ گیر کرد. طوری زمین خوردم که سرم شکست.
همسایهها در خیابان پایداری۴ همهجوره هوای یکدیگر را دارند. اگر کسی بدون نان بماند، چندین همسایه برایش نان میفرستند؛ از بچههای یکدیگر نگهداری میکنند و برای هم آش پشتپا میپزند.
مریم رحمانیان در چهلوششسالگی براثر افت ناگهانی فشار خون به کما رفت و چشمها، کلیهها، کبد و پوستش به ۶بیمار زندگی دوباره بخشید. او در زمان حیاتش عنوان میکرده دوست دارد بتواند جزو اهداکنندگان عضو باشد.
رضا صاحبی از آقای گلی لیگ ایران همراه با تیم پیام خراسان میگوید، از آقای گلی در تیم ذوبآهن و البته از روزی که حقش را در تیم ملی پایمال کردند و لحظه پرواز برای جام ملتهای آسیا در سال۲۰۰۰ اسمش را خط زدند.
سیدمحمد حاجیان و گروهش که از خادمان رضوی هستند، چهاردهسال پیش، تصمیم گرفتند مسیر قم تا مشهد را در دهه کرامت رکاب بزنند، در هر شرایطی، این مسیر معنوی را رکاب زدهاند.
یکی از همسایههای سرافرازان ۵۲ میگوید: خدا خیرش بدهد؛ از وقتی خانم نعیمی آمد، پیگیری کرد که آسفالت کوچه نوسازی شود و بانوان کوچه را برای استفاده از ورزش همگانی به سالن ورزشی سرافرازان معرفی کرد.
این روزها که به کوهپارک میرویم، یک زمین ورزشی روباز با چمن سبز مصنوعی که تازه راهاندازی شده است، حسابی خودنمایی میکند. احداث زمین چمن کامل شده است و فنس آن را هم کشیدهاند، اما هنوز ورزشکاران اجازه استفاده از آن را ندارند.
محمد باری تعریف میکند: آن چهار خانم در اسارت در اردوگاه ما بودند. شبهای بسیاری که ما را میخواستند بزنند، جلو محل نگهداری آن چهارخانم، این کار را انجام میدادند که آنها بترسند و جیغ بزنند و روحشان در آن اتاق کوچک داغان شود.
میمنت رجبزاده از سال۸۷ تاکنون در «خانه فرزندان همای رحمت» پذیرای دختران است. بخش اعظم هزینههای این موسسه ازسوی خیرانی تأمین میشود که تعداد زیادی از آنها محلی هستند.
این جانباز محله سرافرازان تعریف میکند آنهایی که ماشین داشتند، کیسههای بیستکیلویی برنج و پیتهای هفدهکیلویی روغن را داخل خودروشان گذاشتند تا به انبار ببرند.
از سال۱۳۹۶ که کلنگ احداث این مسجد در خیابان دلاوران۱۳ بر زمین خورد، همیشه اهالی پای کار بودهاند و با جان و دل، لباس کارگری بر تن کردهاند. به خاطر همین دلی بودن کار، آجربهآجر این مسجد با کمک اهالی بالا رفته است.
آقاحامد برای تفریح از کوهپارک و پارکهای محلی گرفته تا بیرونشهر، برنامه میریزد و آن را به همسایهها اعلام میکند تا هرکدام دوست دارند، همراه شوند و با یکدیگر به طبیعتگردی بروند.
محسن موسویزاده، سال۶۱ با ساخت زمینش، درحالی در آن ساکن شد که آب، برق، گاز و تلفن نداشت. آن موقع دانشجو بود و برای رفع مشکلات و بهبود وضعیت محلهاش بارها پیگیری کرد.