دفاع مقدس - صفحه 34

ساکنان محله معتقدند اگر این مسجد نبود شاید سال‌ها هم‌محله‌ای بودند، اما وفاق و همدلی و ارتباط محکمی بینشان به‌وجود نمی‌‎آمد.
محمدرضا تقی‌پور می‌گوید: متأسفانه عملیات ما لو رفت و از ۲۲۷‌نفر فقط ۲۷‌نفر زنده ماندیم که از این تعداد حتی یک‌نفر هم سالم نبود.
مسجد قائم (عج) در زمان انقلاب و همچنین ۸ سال دفاع مقدس فعالیت‌های کلیدی را در مشهد عهده‌دار بود.
حاج‌محمدعلی غلامی نوده بعد از اعزام به جنوب کشور مأمور رساندن غذا با کامیون‌های آلفا به مناطقی مثل سوسنگرد و دزفول می‌شود.
محمد ملتجی می‌گوید: جنگ شده بود و حکم مأموریت به جبهه به من داده شد. در آنجا به این فکر افتادم که برای رزمندگان تئاتر کار کنم. کار خوبی ارائه شد و رزمندگان نیز استقبال کردند.
علی‌اصغر تجعفری کارش زنده نگاه داشتن یاد شهدا است. او از سال ۱۳۶۶ هر روز مطالب مرتبط با شهدا در روزنامه‌ها را جمع‌آوری می‌کند.
لیلا خیالی پرستار قدیمی ساکن محله امیریه است که در دوران جنگ، پرستار بیمارستان شهدای قوچان بوده است. او کارش را در پرستاری با تیمار و درمان اسیران جنگی آغاز کرد؛ منتها نه اسیران ایرانی که اسرای عراقی.
محسن مشمول‌ثابت، جانباز دفاع مقدس و مداح اهل‌بیت (ع) ساکن محله فاطمیه هنوز به یاد هم رزمان شهیدش روضه می‌خواند.
حسینعلی صانع در نقش عکاس جنگ در نزدیک‌ترین فاصله تا جبهه‌های جنگی حضور پیدا می‌کرد و تا مرز شهادت پیش رفته است.
غلامرضا درودی می‌گوید: من و سردار شوشتری گال گرفته بودیم و در یک کانتینر تحت‌درمان بودیم. من ایشان را به چهره نمی‌شناختم و نمی‌دانستم ایشان همان فرمانده کل خط جبهه خراسان، هستند.
حسن قادری سال ۶۶ به صورت جدی به بازیگری در تئاتر کودک مشغول می‌شود و همان سال در تئاتری با موضوع جنگ روی صحنه می‌رود اما درست وسط اجرای نمایش صدای آژیر قرمز به گوش رسید.
زمانی‌که سید محمد به جبهه می‌رفت، تا وقتی مجروح نمی‌شد، به خانه بر‌نمی‌گشت و گاهی مثلا هشت‌ماه طول می‌کشید تا به خانه برگردد.
سید علیرضا میری که خود رزمنده دفاع مقدس است، خاطرات شفاهی جاوید (جواد) نظام‌پور که هم‌رزم سردار شهید محمود کاوه است را به رشته تحریر درآورده است.
مسجد فقیه سبزواری با تقدیم ۸۴ شهید در دفاع از ایران، جزو مساجد شاخص در این حوزه است.
علی‌اصغر عرفانیان، از مهندسان پرواز هوانیروز محله نوفل‌لوشاتو که در روز‌های جنگ تحمیلی، به مردم جنگ‌زده، بسیار خدمت کرده و رشادت‌ها آفریده است. او پدر شهید‌جواد عرفانیان، از شهدای نیروی‌هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران است.
هادی نعمتی، آخرین فرمانده گردان الحدید، مقری را در مطهری شمالی با عنوان سنگر شهدای گردان الحدید راه‌اندازی کرد.
سرهنگ حسین فنایی، جزو چهار جانباز کشور است که خون آلوده فرانسوی دریافت کرد و دچار سیروز کبدی و هپاتیت c مزمن شد.
خدیجه غلامپور، مادر شهید «حسن بیناباجی» می‌گوید: سال‌ها بعد از شهادتش یکی از دبیر‌های دختر کوچکم که با حسن در یک مدرسه درس خوانده بود، وقتی می‌فهمد دخترم، خواهر شهید  بیناباجی است، می‌گوید همان زمان دانش‌آموزان انقلابی شناسایی شده بودند و اسامی برخی که فعال‌تر بودند در فهرست ترور قرار گرفته بودند.
عباس فارغ در جبهه، راننده ماشین سنگین و پشتیبانی بود. او اکنون با وجود جانبازی از ناحیه دست، مقام قهرمانی مسابقات رالی کشوری را دارد.
مرشد مجید جهان معتقد است که مرشدی و توسل به مولا معجزات زیادی در زندگی برای او به‌همراه داشته است و می‌گوید: «به‌دلیل عارضه شیمیایی گاهی نفسم می‌گیرد، اما نام مولا را که می‌برم نفسم تازه می‌شود.»