در محله مردارکشان هنوز هم به رسم قدیم، قبرستان بیخ گوش اهالی است تا هروقت دلشان، هوای عزیز رفتهشان را کرد، راه دوری نروند؛ قبرستانی که به گواه قدیمیترین سنگ قبر، چهلودوساله است.
عبدالرضا تقیزاده سنگ تراش است و سنگ قبر میسازد. میگوید: در میان مردم وجهه خوبی ندارد. به همین دلیل وقتی کسی از کارم میپرسد، میگویم تابلونویسم.
سالهاست که خراسانیها، در روزهای ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ ماه شعبان بر سر مزار رفتگان خود حاضر میشوند و در مراسمی با نام «چراغبرات» برای شادی اموات خود فاتحه میخوانند و قرآن قرائت میکنند.
حسنعلی نخودی در فکر برگشتن به نجف بود، اما یک شب که به زیارت رفته بود، نهتنها تصمیم گرفت که تا آخر عمر در مشهد بماند، بلکه وصیت کرد در حرمرضوی دفن شود و حتی جای قبر خود را به مریدان نشان داد.
۵مهر، نودمین سال پا گرفتن نخستین غسالخانه بلدیه در مشهد است؛ غسالخانهای که، چون از لحاظ امکانات بهداشتی به انواع امروزی خود شبیه بود، بعد از افتتاح به این نام شهرت یافت: «غسالخانه جدید بلدیه».
تکیه کرمانیها در آن روزگار که میشد پیکری را در جایی بهجز آرامستان ها دفن کرد، همسایه دیواربهدیوار قبرستان «قبر میر» بوده است. عاشقان سیدالشهدا(ع) دوست داشتند در حیاط تکیه به خاک سپرده شود.
«روغنجوشی» چراغبرات، آنقدر برای ما مشهدیها خاطره ساخته است که نمیتوانیم تصور کنیم تقریبا بقیه ایرانیها در این روز و شبها، هیچ آیینی برای درگذشتگانشان برگزار نمیکنند.






