آرامستان

محمود هراتی می‌گوید: چندسال پیش سفارش تراشیدن سنگ یک جوان خوش‌تیپ را برایم آوردند و من شروع کردم به تراش چهره‌اش روی سنگ. چند روز بعد مادرش سنگ قبر سنگین پسرش را در بغل گرفت و شروع کرد به گریه‌کردن.
«لوئیس اسلستین»، صاحب قدیمی‌ترین قبر موجود در گورستان ارامنه مشهد، یک کشیش مسیحی از فرقه «پرسبیترین»، با تابعیتی آمریکایی بود که در یکی از برهه‌های حساس تاریخ مشهد، به این شهر آمد و حوادث مهمی را به چشم دید.
گورستانی قدیمی قتلگاه که باید آن را معادل قبرستان «وادی‌السلام» در نجف بدانیم، باوجود پیشینه شاید حدود‌هزار‌ساله‌اش، در سال‌۱۳۰۹‌خورشیدی ویران شد و به تاریخ پیوست و تنها بخش‌هایی از آن در قالب حاشیه باغ‌رضوان باقی ماند.
آرامستان محله بهمن بسیار قدیمی است؛ این را به‌سادگی می‌توان از نوشته‌های عربی و تاریخ‌های قمری سنگ‌قبر‌های آن فهمید وقتی قدیمی‌ترین سنگ‌قبری را که خبرنگار شهرآرامحله پیدا می‌کند تاریخ ۱۲۸۹ را بر خود دارد.
گلشور؛ مزرعه‌ای قدیمی که امروزه به بوستانی بزرگ تبدیل شده است. این مکان زمانی قبرستان اصلی مشهد بوده؛ گورستانی احاطه‌شده در میان دودکش‌های بلند کوره‌های آجرپزی. گلشور قدیم همچنین به‌عنوان یک سنگر دفاعی یا هجومی نیز شناخته می‌شد.
ظاهرا اجتماع در گورستان، ختم قرآن و توزیع انواع مواد غذایی به‌عنوان بخش مهمی از رسم قدیمی چراغ‌برات برقرار بوده است؛ اما طبق تصویر چادر‌های برپا شده در گورستان هم تعدادشان کم نیست.
گفت‌و‌گو با اسماعیل راست‌کردار فرزند محمد به شماره شناسنامه یک و متولد سال ۱۳۳۲ که به اندازه مو‌های سرش قبر ساخته و اتفاقا همین امسال بازنشسته شده، تا حد زیادی ترس شما را از مرگ خواهد ریخت.
رسول انتظاری‌مشهدی ۱۱ سال است که مشغول سنگ‌تراشی است. انتظاری یادگیری تراشیدن سنگ را با شاگردی کردن نزد اقوام مادری‌اش آغاز می‌کند و می‌گوید: اقوام مادری‌ام نسل در‌نسل سنگ‌تراش بودند.
در محله قرقی که پیش‌تر عبارت بود از دو روستای قُرقی‌علیا و قُرقی‌سفلا، از گذشته‌ای دور، سه مزار وجود دارد که با اینکه اشخاص مدفون در آنها ناشناخته‌اند، از دید اهالی محترم شمرده می‌شوند.
فتحعلی‌خان قاجار، جد سلسله قاجاریه؛ حمدحسن‌خان‌سالار، فتنه‌گر دوران ناصرالدین‌شاه و امیرکبیر؛ نورالله میرزای قاجار از نوادگان فتحعلی‌شاه؛ پروفسور عبدالله بولوَن، جراح زبده بلژیکی از افرادی هستند که در این آرامستان به خاک سپرده شده‌اند.
۳۰ تیر سالگرد ارتحال «شیخ‌احمد کافی‌ضیافتی» آن روحانی خوش‌فکر است که در آرامگاه خواجه‌ربیع آرمیده. خانواده‌اش بعد از رحلت او در محله شهید هاشمی‌نژاد ساکن و پنج‌فرزندش در همین محله بدون سایه گرم پدر، بزرگ می‌شوند.
نخستین پنجشنبه اردیبهشت، آخرین روز زندگی قاسم محدث‌بایگی بود که حدود دو دهه از عمر خود را به خواندن نماز، قرآن و دعا برای ساکنان آرامگاه خواجه‌ربیع گذراند.
حسن حامد که همیشه به بیماری‌اش می‌خندید، ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۷۱ در حالی چشمانش را به‌روی دنیا بست که فرصت دیدن اجرای عمومی بهترین اثرش «بچه تابستان» را پیدا نکرد و در آرامستان خواجه‌ربیع به خاک سپرده شد.
تاریخ گورستان قدیمی گلشور به حدود سال‌۱۳۰۰خورشیدی برمی‏‌گردد که اصلی‌ترین گورستان مشهد بوده و تا پیش از دایر شدن گورستان بهشت‌رضا (ع) پذیرای اجساد از سرتاسر مشهد بوده است.
در سال ۱۳۹۳ غیر از مزار مرحوم اشکوری، تنها چند قبر دیگر از قدیمی‌ترین گورستان تاریخی مشهد باقی‌مانده، اهالی ارادتمندانه بر سر مزار این عالم می‌روند، فاتحه می‌خوانند و خرما خیرات می‌کنند.
محله کلاته‌برفی از محلات کمتر برخوردار مشهد است که امکانات شهرنشینی چندانی ندارد؛ از نکات جالب درباره این محله و به‌ویژه روستای قدیمی کلاته‌برفی بافت جمعیتی آن است که شهروندان اهل تشیع و تسنن با آرامش کنار هم زندگی می‌کنند.
در محله مردارکشان هنوز هم به رسم قدیم، قبرستان بیخ گوش اهالی است تا هر‌وقت دلشان، هوای عزیز رفته‌شان را کرد، راه دوری نروند؛ قبرستانی که به گواه قدیمی‌ترین سنگ قبر، چهل‌و‌دو‌ساله است.
عبدالرضا تقی‌زاده سنگ تراش است و سنگ قبر می‌سازد. می‌گوید: در میان مردم وجهه خوبی ندارد. به همین دلیل وقتی کسی از کارم می‌پرسد، می‌گویم تابلونویسم.
سال‌ها‌ست که خراسانی‌ها، در روز‌های ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ ماه شعبان بر سر مزار رفتگان خود حاضر می‌شوند و در مراسمی با نام «چراغ‌برات» برای شادی اموات خود فاتحه می‌خوانند و قرآن قرائت می‌کنند.
حسنعلی نخودی در فکر برگشتن به نجف بود، اما یک شب که به زیارت رفته بود، نه‌تنها تصمیم گرفت که تا آخر عمر در مشهد بماند، بلکه وصیت کرد در حرم‌رضوی دفن شود و حتی جای قبر خود را به مریدان نشان داد.