برای آموزش به تهران رفت و از وقتی برگشت، در مغازه برادرش که بعدها به او واگذار شد، مشغول دوختودوز شد.سیدعباس به شعر علاقه زیادی داشت. ارادتش بهحدی بود که لابهلای برشکاری و پای چرخ خیاطی، هرگاه خسته میشد، به دیوان حضرت حافظ و سعدی پناه میبرد. گاه آنچنان در ابیات عاشقانه و عارفانه ذوب میشد که وقتی به خودش میآمد، ترانهای سروده بود! اشعاری که هنوز چاپ نشدهاند.
احمد خوشنیت متولد سال١٣٦١ در دو سالگی به دلیل تزریق اشتباه آمپول، دچار فلج مغزی یا همان سیپی میشود. حالا اندامهای او اختلال حرکتی غیرپیشرونده دارند اما او در تمام این سالها سعی کرده بر محدودیتهایش غلبه کند.ورزشکار، بازیگر تئاتر، شاعر ، خواننده، ترانهسرا و... همه اینها را در قسمت معرفی صفحهاش نوشته تا اینها معرف تواناییهایش باشد، نه مشخصات ظاهریاش. معتقد است با دست، بیدست، با پا، بیپا و... انسان در هر حالتی انسان است و باید بتواند نیازهای اولیهاش را برطرف کند، باید بتواند هر کجا که میخواهد برود.
مرحوم مؤید هر سال در دهه فاطمیه مجلس بزرگ و باشکوهی را با مشارکت برخی از همسایه ها برپا می کرد. مراسم عمومی بود.
دوازدهساله بود که بیناییاش بهحدی کم شد که برای ادامه تحصیل به مدرسه نابینایان رفت.
از اتفاقی که برایش افتاده بود ناراحت بود ولی خودش را نباخت و تمام تلاشش را کرد تا با شرایط جدید وفق پیدا کند. محبوبه رضایی متولد 1358 دانشآموخته رشته کارشناسی مطالعات خانواده، بانوی روشندل محله امام خمینی(ره) است. او علاوه بر اینکه شعر میسراید، در تلاش است تا استعدادش را در رشته گویندگی رشد دهد.
درست چند روز قبل از اینکه کرونا نفسهایش را تمام کند. مطالبی که حالا در قالب یک کتاب با عنوان«منظومه مشهدیهای قدیمی» جمع شده است. در واقع مجموعه تصاویری از گذشتههای مشهد و مردمش، فرهنگ و آداب و رسوم و اخلاق اهالی ارض اقدس را میتوان در این کتاب که خودش آن را«یکشهرانگیزبلند» توصیف کرده، دید. آمدن 10مهر که سالروز تولد او به سال 1327خورشیدی است، سببی شد تا چند سطرهایی از او، کتابش و شعرهایی که مشهد قدیم در آنها به یادگار مانده، بگوییم.
25سال است که شاعر ان و نویسندگان ایرانی و افغانستانی در انجمن «دُر دری» دست برادری داده اند و اینجا پاتوق مهربانی و تراوش شعر میان دو فرهنگی شده است که خیلی به هم نزدیک اند. هنوز مکان انجمن استیجاری است و هر سال دغدغه سرپناه دارند، اما تخصص ادبی، بسیاری از ایرانیان و افغانستانی های اهل ادب و شعر را در کنار هم قرار داده است. اینجا سرای امن شعر است.
کتابفروشی فلسطین که حوالی نیمقرن قبل در چهارراه دکترا پا گرفته، جایی است که خیلی از دانشجویان و درسخوانهای دیروز و حتی امروز از آنجا خاطرهها دارند. یکی از اولین کتابفروشیهایی که امانتدادن کتاب را در مغازهاش باب کرد. گواه این ادعا پردهنوشتهای است که سالها سر در کتابفروشیاش مردم را به کتاب و کتابخوانی دعوت میکرد: آهای مردم نازنین، کتاب کرایه میدهیم. روالی که با گذشت سالها هنوز ادامه دارد. از محمد اقبال میگوییم.