عباس ساعیمهدیآباد، شاعر سرشناسی که کودکی و نوجوانیاش در مهدیآباد سپری شده است و اکنون نیز در بحرآباد، محلهای در یکقدمی مهدیآباد روزگار میگذراند، سالها در آموزشوپرورش و در محافل ادبی مشهد، شاگردانی را به دنیای ادبیات مشهد معرفی کرده و شاعر ان برجستهای برای این شهر پرورش داده است.
علی باقرزاده، بقا، یا یکی از پنج یار خراسانی مشهور، 11تیر1308 در مشهد زاده شد و 19آذر1395 در زادگاهش درگذشت. بیش از هر چیز به دلیل قطعه هایی که سروده بود، مورد توجه بود و آثار بسیاری از او برجا مانده است. «لطیفه ها: درباره حاضرجوابی های شاعر ان»، «چهل حدیث: ترجمه منظوم چهل حدیث رضوی»، «زلال بقا: دیوان شعر او» و «سیر آفاق: سفرنامه اش به کشورهای گوناگون»، تعدادی از آثار او هستند.
محمدتقی بهار مقالاتی در روزنامه «توس» می نوشت با امضای «م. بهار» که آن ها هم تأثیری زیاد بر افکار عمومی مردم خراسان داشت. «م. بهار» برای مردم مجهول بود تا روزی که ملک الشعرا دوباره رخ نمود و شد «محمدتقی ملک الشعرا بهار». آوازه آزادی خواهی و شعرهایش تا تهران و رشت و تبریز هم رسیده بود.
نصرت طالبی 61سال دارد و سالهاست که در زمینه فنی مشغول به کار است. وارد مغازه کوچک و جمعوجورش که دور میدان امام خمینی (ره)است، میشویم. لباس کار به تن دارد و سخت مشغول کار است. روی دیوار سمت راست قفسهای ساخته و کتابهایش را چیده و در سمت چپ مغازه، تقدیرنامهها و مدارک ثبت اختراعاتش خودنمایی میکند. او دستش پر است و در این سالها در کنار کار اصلیاش، نوشتن کتاب و شعر را هم شروع کرده است.
نوجوان ساکن محله زرکش اگرچه در رشته علوم تجربی درس میخواند، علاقه به شعر رهایش نمیکند. طوری که با سرودن مجموعه شعر مویرگ، رتبه اول کشوری جشنواره جوان خوارزمی را به دست آورده است.
اولین شعرش را در پانزده سالگی و برای پدرش سرود. پدری که در اوج نوجوانی حبیب الله را تنها گذاشت و رفت:پدرم رخت از این جهان بربست/کمرم از غم و محن بشکست/می کنم لیک شکر یزدان را/گر پدر نیست باز مادر هست
در کنار مادرش که اولین مشوق او برای سرودن شعر درباره آل الله بود این مرحوم علامه امینی بود که چایچیان را تحسین و تشویق می کرد. وسیله آشنایی اش با علامه هم شعر بود.
خیلی قبلتر از ماه رمضانِ پنج سال پیش که محمد غلامزاده به رسول مولایی پیشنهاد داد بچهمحلهای قدیمی و همرزمهای دوران جنگ را دور هم جمع کند و کیمیای سعادت را تورق کنند، همین بچهمحلها پاتوق معرفتیشان را برگزار کرده بودند.اوایل دهه60 بود و این پاتوق به پیشنهاد شهید غلامحسین گذری شکل گرفت؛ روحانی و فعال فرهنگی محله بحرآباد که کتابخوانی و سخنوری را به جوانان میآموخت.