سید محمدتقی ضیاء الحق از آن آدمهایی است که دل و روده همه چیز را بیرون میریزند و دوباره سرهم میکنند و در این سرهم کردن یک چیزهایی اضافه میآورند و یک چیزهایی هم کشف میکنند!
دپارتمان تعمیر موتور مثل اتاق عمل است. موتور مانند قلب عمل میکند و اگر قلب سالم نباشد، ماشین از کار میافتد. کار دستگاه «سیام» هم مانند آزمایش خون است و نشان میدهد فرد چه بیماریای دارد.
مغازه ساعتسازی مجید بهروزینژاد در خیابان امامرضا(ع) قرار دارد. از آن مغازههایی است که خیلی از عابران بدون اینکه توجهشان به آن جلب شود، از مقابلش عبور میکنند. تابلو سردر ورودی و ویترین مغازه، قدیمی است و نشان میدهد که مطابق مد روز پیش نرفته است. بهروزینژاد و پدرش جزو قدیمیهای صنف خودشان هستند.
در شانزدهسالگی به مغازه داییاش رفت و درکنار او برقکشی ساختمان را آموخت. سیدمحمود حاجیان متولد1350 بهصورت تجربی این حرفه را آموخته و اکنون بعداز گذشت 35سال، استاد کار شده است؛ بهطوریکه علاوهبر تعمیرات برق ساختمانهای محله، برقکشی آپارتمانهای نوساز را نیز قبول میکند. روی گشاده و انصاف این کسبه محله پروین اعتصامی سبب شد با او گفتوگو کنیم
سجادحسنزاده استاد مکانیک میگوید: از هفت شاگرد چهار نفرشان فقط در تعطیلات تابستان به تعمیرگاه میآیند. یکی از شاگردان هم از چند روز قبل کارش را شروع کرده است. شاگردی هم دارم که امسال سومین تابستان است که اینجا مشغول به کار است. او در کارش پیشرفت خوبی داشته است و تعمیر و باز و بسته کردن موتور خودرو را انجام میدهد و به یک استاد نیمهماهر تبدیل شده است.در گذشته شغل مکانیکی به دلیل سروکارداشتن دائمی با روغن و بوی بنزین چندان مورد استقبال دانشآموزان نبوده است. اما چندسالی است که این دیدگاه تغییر کرده است.
داوود خسروجردی میگوید: آنهایی که میمانند آینده خوبی دارند. الان خودرو زیاد است و تعمیرکار خوب، مشتری خودش را دارد. به نظرم مکانیکهای الان به خاطر اجارهها و هزینههای زیاد نمیتوانند چندان حقوقی به شاگردان دهند اما اگر کارآموزی باشد که از ابتدا دنبال پول نباشد و سختیهای اولیه را تحمل کند، بعد خودش میتواند مغازه دایر کند و درآمد خوبی داشته باشد.
منظمی 53سال دارد و 35سال است که در زمینه تعمیر وسایل الکترونیکی فعالیت میکند. او از کودکی در همین محله بزرگ شده و با علاقهای که به وسایل الکترونیکی داشته بهسمت این شغل کشیده میشود. در عالم کودکی کنجکاو بوده که صدای فرد چطوری از داخل این جعبه جادویی میآمد؟ به همین دلیل بارها رادیوها را باز کرده و داخل آنها را نگاه کرده، اما حاصل کنجکاویاش خرابشدن وسایل و مؤاخذه از سوی خانواده بوده است. او میگوید: همین عشق و علاقهام سبب شد تا از اول راهنمایی به دنبال شاگردی مغازه الکترونیکی بروم.