محمدحسین نازی وقتی چهاردهساله بوده، عقیقتراشی میکرده، مدتی بهدلیل مشکلاتی که عقیق چینی برای عقیق مشهدی بهوجود آورده، دست از کار کشیده، اما دوباره با عقیق، آشتی کرده است.
اکنون 42سال از آنزمان میگذرد و «عباس لسانی» متولد 1347 به یکی از اوستاکاران حرفه انگشترساز ی تبدیل شده است، هر چند تعداد انگشترهایی که در این سالها ساخته را به خاطر ندارد، اما لبخند و رضایت مشتری همیشه قوت قلبی برای ادامه کارش بوده است. با این شهروند محله عنصری ساعتی در بازار رضا، محل کسب و کارش، همصحبت شدهایم.
گزارش پیش رو نیم نگاهی دارد به داستان زندگی کارآفرینان مشهدی که برخی از صفر شروع کردند برخی سعی کردند با هرآنچه پیش رویشان قرار دارد طرحی نودراندازند و برخی نیز از شکستهایشان درس گرفتند و قدم در راهی نو گذاشتند که از قضا برای آنها همان سرمنزل مقصود بود. برخی نیز همان نقطه ضعفشان را تبدیل به نقطه قوتی برای تولید و کارآفرینی کردند. در حقیقت کارآفرین با راهاندازی کارهای بزرگ و کوچک، به اطرافیانش فرصت شاغل بودن و درآمدزایی میدهد. با ما همراه شوید تا کارآفرینان موفق مشهدی را بهتر بشناسید.
خیابان شهید مفتح10(میثم جنوبی) بازار انگشتر فروش ها و سنگ های قیمتی است. خیابان میثم سال ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هم وجود داشته و به «شهناز» معروف بوده است. گفته می شود نخستین خیابان محله طلاب که آسفالت شده، همین بوده است. برای این موضوع هم دلیل دارند؛ در گذشته این خیابان مسیر اصلی تردد مسئولان وقت به شهرک جزامی ها بود. شاید به همین دلیل، امکانات شهری خیلی زود به این خیابان آمد. اکنون علاوه بر وجود مغازه های انگشترساز ی در این معبر، پاساژ برای خرید زیاد است.
قصه اراده و همت معلولان و موفقیتهایشان در عرصه ورزش، هنر، علم و... را که مرور میکنیم، همیشه یک جمله کلیشهای تکرار میشود: «با وجود معلولیت و موانع فراوان توانستهاند موفق شوند.» این بدان معنی نیست که نباید موانع زندگی معمولی معلولان در جامعه اصلاح شود. ترجمهاش بیشک این هم نیست که همهچیز به خود معلولان برمیگردد و اگر کسی بخواهد موفق میشود، پس نیازی نیست مسیر حرکت معلولان در شهر روانسازی شود یا راه برای اعزام معلولان به مسابقات جهانی هموار شود. هدف از بیان این قصهها قرارگرفتن در نقطه مقابل افراد سالمی که کنج عزلت نشستهاند و دائم از «چهکنم» و «نمیتوانم» حرف میزنند هم نیست. تنها هدف این است که بگوییم چه سرمایههای ارزشمندی در کنارمان داریم؛ آدمهایی که اهل تسلیمشدن نیستند.
شیرازی 17دیواربهدیوار آرامگاه و باغ بزرگ نادری است و به گفته خیلیها به کوچه پشت باغ معروف است. پیشنهاد میکنیم هرکس دلبسته فرهنگ و هویت محله است، کوچه پشت باغ را ببیند. بنای مهدیه مرحوم عابدزاده، که نقل است با سرمایه شخصی خودش از شغل حلبیسازی (ساخت آینههای حلبی جیبی) ساخته شده است، در همین کوچه قرار دارد. خانه سالاریها که ثبت ملی شده است، از دیگر جذابیتهای این معبر است و در میانههای کوچه چشم را میخکوب قدمت و هنر خود میکند. یک کتابفروشی قدیمی نیز هست که جزو هویت کوچه به شمار میرود. همه اینها به علاوه ویژگی نزدیکبودن به حرم، ایجاب میکند که کوچه پشت باغ یکی از کوچههای زائرپذیر باشد و هتلها و مهمانپذیرها را دربربگیرد.
کارگاه باشگاه غدیر با همت معلولان راه اندازی شده است این کارگاه 2 بخش دارد. بخش خیاطی و بخش انگشترساز ی و جواهرتراشی. کارگاه انگشترساز ی یک اتاق 12متری است که 4میز مخصوص انگشترساز ی را دور آن چیدهاند. همه نیروها مهاجر و قطع نخاعی هستند و با بودجه کمی که دارند در کارگاه کار و خرج خودشان و خانوادهشان را تأمین میکنند.
صفدر هاشمی یکی از هنرمندان این کارگاه است. او سال 1352در شلگر افغانستان در نزدیکی مزار به دنیا آمده است. او تا سال 91 در تهران آشپزی میکرد اما به دلیل حادثهای که در آشپزخانه برایش اتفاق افتاد قطع نخاع شد و پس از آن راهی مشهد شد و امروز سر از کارگاه انگشترساز ی درآورده است.