نیکوکاری - صفحه 54

این روزها که سایه سیاه کرونا دنیا را پر کرده است، مهرورزیدن و مهربانی‌ها بیشتر به‌کار می‌آید؛ هرکس به‌اندازه‌ای که می‌تواند و از دستش ساخته است. تورم و بالارفتن اجاره‌خانه‌ها خیلی‌ها را درمانده و سردرگم کرده است. موضوعی که از نگاه نماینده‌های شورای اجتماعی محله نیز پنهان نماند. در همین راستا اعضای شورای اجتماعی محله وحید مصوب کردند صاحب‌خانه‌های منصف شناسایی و معرفی شوند. نعمتی، رئیس این شورای اجتماعی، گام اول را برداشت و شروع کرد به شناسایی صاحب‌خانه‌های خوب.
سجاد محمودی مقدم یکی از اعضای جوان مجتمع فرهنگی و مذهبی خادمین ائمه اطهار(ع) شهرک شهید رجایی است. مجتمعی که سال ٨٩ توسط حاج آقا عزتی یکی از ریش‌سفیدان و معتمدان محله شکل می‌گیرد، روز به روز به تعداد اعضای آن اضافه می‌شود. این مجتمع حالا کلی کارگروه مختلف و اعضای دغدغه‌مند دارد که به شیوه‌های مختلف به مردم حاشیه شهر خدمت می‌رسانند. یکی از اقدامات اخیر آن‌ها ایجاد فضای درمانی در حر ١٩ برای ارائه خدمات دارویی و درمانی رایگان به مردم حاشیه شهر است.
جواد عزیزی می‌گوید: از مرداد ماه سال 98 بازارچه‌ای با عنوان بازارچه کارآفرینی و خوداشتغالی محبت راه‌اندازی کرده‌ام که البته فعالیت آن از بهمن آغاز شد. این بازارچه برای ارائه محصولات و تولیدات افراد نیازمند ایجاد شده است تا از این راه بتوانند امرارمعاش کنند و برخی از مشکلات اقتصادی خود را سرو سامان دهند، حتی هستند کسانی که به ما مراجعه می‌کنند و براساس توانایی خود درخواست می‌دهند که اجناسی را برای آن‌ها تهیه کنیم و برای فروش در اختیارشان قرار دهیم.
خانم مهین خدیوی‌زند می‌گوید: پدرم که آن سال فوت شد من صندوق را برعهده گرفتم و عزمم را جزم کردم که رد خوبی‌های او را دنبال کنم. یکی از دوستان پدرم به نام آقای پرویز احمدی که در نخریسی صندوق مالک‌اشتر را داشت به من گفت: شما که این‌کار را به عهده گرفته‌اید برای اینکه زحمات پدرتان هم حفظ شود، از اعضای صندوق بخواهید که به غیر از ۱۰۰ تومانی که برای صندوق قرض‌الحسنه پرداخت می‌کنند، نفری ۳۰ تک تومانی در ماه برای خیریه پرداخت کنند تا از این طریق بشود دردی از نیازمندان دوا کرد.
قدیمی‌های محله امام هادی (ع) هر وقت از مقابل صندوق قرض‌الحسنه شهید گذری رد می‌شوند به یاد روز‌های اول انقلاب می‌افتند و جمع ۵ نفره‌ای که اگر کار‌های ستادی آن‌ها برای پیگیری امورات محله نبود، امروز همچنان بین ادارات مختلف شهری و روستایی پاسکاری می‌شدند! از آن ۵ نفر یکی‌شان شهید غلامحسین گذری بود که برای مردم بحرآباد، حکم شهید بهشتی را داشت و همان سال‌های اول جنگ به دیدار معشوق شتافت و دیگری حاج محمدتقی خاوری که سال‌ها بعد فوت شد.
مراسم سالگرد همسرم بود، عده‌ای ناشناخته را دیدم که در مراسم حضور دارند. هنگامی که پرسیدم گفتند خانواده افرادی هستند که عضو را دریافت کرده‌اند. آن لحظه منقلب شدم احساس کردم همسرم زنده است و ما را می‌بیند. آدرس آن‌هایی که عضو را دریافت کرده‌اند دارم گاهی بدون اینکه خودم را نشانشان بدهم می‌روم و از احوالشان خبر می‌گیرم. هنگامی که می‌بینم همان چشم‌ها دارد نگاه می‌کند حس می‌کنم همسرم است که در حال نگاه کردن به دنیاست.
حدود ۳۰ سال است که در حوزه قرآن و مداحی فعالیت می‌کنم؛ تفسیر، تدبر در قرآن، تلاوت، تجوید، قرائت، روخوانی و حفظ (سوره‎‌های کاربردی نظیر: یس، الرحمن، تبارک، واقعه، جمعه و...) فعالیت‌هایی هستند که در طول این سال‌ها به آن‌ها پرداخته‌ام. آن اوایل در یک مجموعه‌ای با نام مکتب حضرت سکینه (س) در بولوار ابوطالب مشغول شدم. انواع فعالیت‌های فرهنگی، آموزش قرآن و... را در آن برگزار می‌کردیم. مدتی که گذشت، مکتب جمع شد و من ادامه کلاس‌ها و دوره‌ها را در منزل شخصی خود برگزار کردم.
وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند برایشان کار پیدا می‌کنم. ضمانت آن‌ها را هم خودم به عهده می‌گیرم. اکنون بچه‌هایی که تحصیلات عالیه دارند مشغول به کار شده‌اند. افتخارم این است که تاکنون برای هیچ یک از آن‌ها به کلانتری نرفته‌ام. به طور تقریبی طبق نظر روان‌شناسان افرادی که در فقر زندگی می‌کنند باهوش هستند. فقر مالی آن‌ها به‌دلیل فوت پدرانشان است. زمانی که فردی پدرش را از دست می‌دهد کسی را ندارد که به او رسیدگی کند. با این حال دست فرزندانم را گرفته‌ام و برایشان پدری می‌کنم. خوشحالم که اکنون آن‌ها را موفق می‌بینم.
کریم علیجان‌نژاد از فعالیت‌های اجتماعی اصناف به صداقت گفتار، قانع‌شدن به سود کم و ارتباط نداشتن با ذخایر دنیا اشاره می‌کند و می‌گوید: در صنف برنج‌فروشان مشهد مرحوم سیدمظفر مشیریان، معروف به «شرکت اول»، با ۸۰ سال سابقه تجارت و مرحوم حاج سیدابوالقاسم سادات‌فاطمی با ۶۰ سال سابقه تجارت حضور داشتند. مرحوم آقای مشیریان با سرمایه‌اش می‌توانست بهترین بنز درجه یک آلمان را سوار شود، اما در زندگی خود فقط ۲ نوع خودرو اپل و پراید داشت و مرحوم حاج سیدابوالقاسم فاطمی نیز با دوچرخه رفت‌وآمد می‌کرد.
دوستان و همراهان جهادی‌اش «دکتر محسن» خطابش می‌کنند. کارنامه پرباری دارد. از همیاری و خدمت‌رسانی در مناطق محروم شهر گرفته تا کمک به زلزله‌زدگان سرپل ذهاب و سیل‌زدگان آق‌قلا، گمیشان، لرستان و اهواز و حتی دورتر و خطیرتر همچون امدادرسانی در جوار مدافعان حرم حضرت زینب(س) در سوریه. حالا هم دوش به دوش کادر درمان تمام توان خودش و بسیج پزشکی راکه نزدیک به یک سال است مسئولیتش را برعهده گرفته، به کار گرفته است تا با این ویروس منحوس که بلای جان همه شده است، مبارزه کند.
شیوع کرونا در 2سال گذشته فشار زیادی بر اقشار آسیب‌پذیر آورده است. در این بین مؤسسه‌ها و نیکوکاران زیادی به کمک این بخش از جامعه آمدند تا همه بتوانند در کنار یکدیگر این روزهای سخت را پشت سر بگذارند. زهرا توکلیان حقیقی، مدیر و مؤسس مؤسسه قرآن و عترت دانش‌آوران در محله جلالیه، توانسته با کمک خیران، مؤسسه خیریه امام زمان(عج) را تأسیس کند و به بیماران صعب‌العلاج در دوران کرونا کمک برساند.
ماریاسادات حسینی می‌گوید: کودکان کار بچه‌های پاک و ساده‌ای هستند و به تحصیل علاقه دارند. با توجه به شرایطشان مجبور به کارکردن هستند. در کنار درس به آن‌ها قرآن و داستان‌های قرآنی می‌آموزیم. حتی نمایشنامه‌ای در این زمینه هم برایشان اجرا کرده‌ایم.
شاید باورش سخت باشد، اما افرادی در شهر مشهد و در همسایگی حضرت رضا(ع) زندگی می‌کنند که سال‌هاست گنبد و بارگاه منور امام مهربانی‌ها را فقط در قاب تلویزیون دیده‌اند. هیچ‌وقت فکرش را هم نمی‌کردند که در شهر امام رضا(ع) زندگی کنند، اما توفیق زیارت نصیبشان نشود. آن‌ها در گوشه‌ای از همین شهر آرزوی دخیل‌شدن به پنجره فولاد را دارند.14سالی می‌شود که آستان قدس رضوی در قالب طرحی به نام «معین‌الضعفا»، سالمندان و معلولانی را که به‌دلیل وضعیت خاصشان توفیق زیارت پیدا نمی‌کنند، به پابوسی حضرت ثامن‌الحجج(ع) می‌آورد.
چند بانو نشسته و پارچه مشترکی را دست گرفته اند. یک دستشان پارچه است و یک دست سوزن. چشمانشان رد کوک ها را دنبال کرده و روشن نیست کدام عالم را سیر می کنند. از کارگاه ساخت پوش سنگ مدفن امام رضا(ع) حرف می زنم. جایی که آدم ها پایشان روی زمین است و روحشان در آفاقِ رضوی سیر می کند. به سراغ هرکدامشان که بروی سیر و سلوکِ خودشان را با حضرت دارند، قصه، مرام، کلام و مسیر خودشان. اکنون آن ها در این نقطه طلایی زندگی کنار هم هستند و ترس دارند این تجربه شیرین زود به پایان برسد.
از چند روز قبل از محرم به یادش هستم و از خودم می‌پرسم: «امسال چه خبر است؟ آیا ننه با پایی که دیگر به اختیارش نیست و بنیه جسمی کمش می‌تواند امسال از پس این مشقت بر بیاید؟» کار راحتی نیست که 16 دیگ شله را بار بگذارد. گرچه کار دیگ‌های امام حسین(ع) را نوه‌هایش انجام می‌دهند، ولی باز هم پیرزن که حالا تقریبا از پا افتاده کنارشان هست و شخصا بر اوضاع نظارت می‌کند تا همه چیز باب دل خودش باشد.
به همت حسن حیدرعلی، خیّر مدرسه ساز در زمینی به مساحت 3600 متر در شهرک طرق عملیات ساخت یک مدرسه با زیربنای 1800 متر و با 12 کلاس آغاز شد. هزینه ساخت این مدرسه بین 8 تا 10 میلیارد تومان پیش بینی شده که این خیّر آن را به طور کامل تقبل کرده است.
سید علی عنبری از اهالی محله الهیه که اکنون نزدیک به 9دهه از زندگی خود را پشت سر گذاشته است، 9سال پیش قطعه زمینی به وسعت 600مترمربع را برای ساخت مسجد وقف کرد. زمینی که اگر کاربری مسکونی داشت این روزها برای سوداگران ملک و آپارتمان در الهیه حکم طلا را داشت و بیش از 10میلیارد تومان ارزش‌گذاری می‌شد.حاج علی همان 9سال پیش، به غیر از وقف زمین، برای ساخت مسجد رقمی حدود 2میلیارد تومان هم برای ساخت آن هزینه کرد.
یک‌بار که رهبر انقلاب برای زیارت به حرم مطهر مشرف شده بودند در هنگام تعویض کشیک، خدام با حضرت آقا دست می‌دهند و پدربزرگم موقع دست دادن با آیت‌ا... خامنه‌ای با شیوه قدیمی خودشان به ایشان دست می‌دهند. حضرت آقا که این شوخی قدیمی را در خاطر داشتند با مزاح و خنده به پدربزرگ می‌گویند: شما هنوز دست از این شوخ طبعی برنداشته‌اید؟
کم کم با کمک دیگر خیران، نازنین ام‌البنین دارالحسینی به عنوان فردی که تأمین‌کننده جهیزیه نیازمندان است شناخته می‌شود. چند سال بعد در سفری به تهران با رئیس یکی از بانک‌ها دیدار می‌کند. وقتی رئیس بانک متوجه می‌شود او به صورتی گمنام و داوطلبانه در حال فعالیت برای ازدواج جوانان است از او می‌خواهد کانون ازدواج آسان آن بانک در مشهد را مدیریت کند.
ما گروهی مردمی هستیم که هفته‌ای یک‌بار در این مکان دور هم جمع می‌شویم و با کمک یکدیگر یک وعده غذایی آماده می‌کنیم و به حومه شهر مانند کال اسماعیل‌آباد، جاده قدیم، قلعه ساختمان، انتهای سیدی و... برای کارتن‌خواب‌ها، همان‌هایی که سقف روی سرشان نیست می‌بریم و غذا را بین آن‌ها توزیع می‌کنیم. در واقع این غذا بهانه‌ای است تا با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم و بتوانیم آن‌ها را به اردوگاه ترک اعتیاد ببریم.