نیکوکاری - صفحه 14

در طرح آهوانه، دختران محله اروند عروسک‌های نمدی می‌دوزند و به نیابت از امام‌رضا (ع) به میزبانان عراقی در مسیر نجف به کربلا هدیه می‌دهند.
مسجد مجید ساعات بسیاری از شبانه‌روز باز است و نه‌تنها برای اقامه فریضه نماز، تجدید وضو و استفاده از سرویس بهداشتی که برای رفع خستگی هم عابران را به‌سوی خود دعوت می‌کند.
حاج‌ حجت سلیمانی می‌گوید: خانه را وقف دستگاه امام‌حسین (ع) کردیم. خواستیم خانه، حسینیه‌ای باشد با محوریت قرآن. خودمان رفتیم مستأجری. من و خانمم، به‌خاطر این تصمیم، مورد شماتت خیلی‌ها قرار گرفتیم.
غلامرضا ده‌دولانی ۱۲ سال پیش همسرش را به‌خاطر بیماری از دست می‌دهد. او قبل‌از فوت همسرش نذر داشته روز‌های عاشورا و تاسوعا شربت درست کند و سوار بر دوچرخه به عزاداران بدهد.
حسین حکمی منزل شخصی خود را به خیریه اختصاص می‌دهد تا اینکه هیئت‌امنای مسجد‌المهدی(عج) اتاقی از مسجد را در اختیارش قرار می‌دهند؛ او نیز همان سال خیریه‌اش را با نام رحمت رضاشهر به ثبت می‌رساند.
حمید خواجه‌ایم‌مقدم تعریف می‌کند: پدرم برای باقیات‌الصالحات عمه‌ام آب‌سردکنی خرید و نزدیک شیرآب نصب کرد و به این ترتیب رانندگان و عابران می‌توانستند آب سرد میل کنند.
اهالی کوچه شهید‌بخشی‌۱۱، اغلب ساکنانی قدیمی هستند که به هر طریقی سعی در تقویت روابطشان دارند. آنها دست‌به‌دست هم داده‌اند تا در فعالیت‌های گروهی محله شرکت و و این رابطه خوب را حفظ کنند.
کوچه رسالت‌۷۲ به‌دلیل داشتن همسایه‌های همدلی که سرمایه‌های اصلی محله بلال به شمار می‌روند. انگشت اشاره هر‌کدام از اهالی، نشانه‌ای است برای راهنمایی مغازه همسایه‌های خوش‌نام و قدیمی‌شان.
صدیقه نیکو‌پرست می‌گوید: بعد از جدایی به دلیل اینکه مجبور بودم در تهران گلیم خود را از آب بیرون بکشم به کمک یکی از دوستانم که خیاط ماهری بود خیاطی را یاد گرفتم و بعد از آن با هم در یکی از کوچه‌های یوسف‌آباد تهران خیاط‌خانه‌ای زدیم‌.
حاج‌آقا عرب‌زاده و همسرش، با نذر «فاطمیه» پایگاه فرهنگی‌ای به نفع بانوان و کودکان محله راه انداخته‌اند. حاج‌آقا می‌گوید چراغ‌ها را تا زنده‌ایم، باید روشن کنیم؛ وقتی رفتیم، دیگر کسی نیست چراغی برایمان روشن کند.
برنامه‌های فرهنگی متنوعی که خدیجه علیزاده و همراهانش باعث و بانی آن شده‌اند، فضای محله کوی‌سلمان را آن‌چنان گرم کرده است که قلب تک‌تک همسایه‌ها برای هم می‌تپد و روزی نیست که از حال هم باخبر نباشند.
غلامعلی رأفتی از خیرین مدرسه‌ساز قدیمی است. او سال‌ها در پیشه بازرگانی مشغول بود اما با قبول ریاست مجمع خیّرین مدرسه‌ساز امور تجارت را به فرزندانش واگذار کرد.
محمد اعلمی‌نیا، بزرگِ هیئت جان‌نثاران از کودکی هم فانوس نفت می‌کرد و هم آبگوشت مجلس را می‌پخت. می‌گوید: آن زمان که معلم بودم باسوادترین آدم هیئت بودم و حساب‌کتاب‌های نذورات را انجام می‌دادم.
بعد از پایه گذاری مسجد حجتی توسط بانیان اولیه در دهه ۲۰، فرزندانشان هم پای کار آمدند و در سال‌های بعد با خرید زمین‌های اطراف، مسجد را بزرگ‌تر کردند و همه هزینه هایش را خودشان تقبل کردند.
محمود جنگی می‌گوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمی‌دانستند چه کنند و برای این‌که به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
اهالی کوچه رباط طرق ۷ سال‌هاست کنار هم زندگی می‌کنند و از حال و روز هم باخبرند. اهالی اینجا علاوه‌بر اینکه برای رفع مشکلات یکدیگر تلاش می‌کنند؛ چه کار فرهنگی باشد، چه کمک به نیازمندان.
چراغ خانه‌ حاج‌محمد داعی شب‌های دهه اول محرم، با نام امام‌حسین(ع) روشن است. طبقه همکف این خانه، سال‌هاست به مراسم مذهبی اختصاص دارد و به گفته حاج‌محمد، وقف اهل بیت (ع) است.
باب آشنایی‌ این همسایه‌ها در مسجد چهارده‌معصوم (ع) فراهم شده است. یکی آشپزی مراسم و دیگری آوردن وسایل را برعهده دارد. یکی هم پا‌به‌پای دیگران در برنامه‌ها حضور دارد و به این ترتیب حلقه همدلی پابرجاست.
بانی مسجد حسین‌بن‌علی (ع) می‌گوید: ساخت مسجد از آغاز انقلاب رقم خورد، اما سال ۵۸ تابلوی تاسیس آن به‌طور رسمی نصب شد. آن روزها ما تازه به طبرسی‌شمالی ۳۰ آمده بودیم و در این محدوده مسجدی نبود.
در یکی از مجتمع‌های واقع در کوچه نماز ۴/ ۲۸ اگر کسی مریض شود، سوپ داغی راهی خانه‌اش می‌شود. در این مجتمع، رسم همسایگی فراموش نشده و شکل تازه‌ای به خود گرفته است.