حسن مرادی کتهشمشیری و صفیه خانم همسرش، سال۷۹ خانهای را به قصد برپاکردن حسینیه خریداری میکنند. مرادی میگوید: از کودکی در هیئتها بزرگ شدم. در خانه پدرم از ۵۰سال پیش مراسم عزاداری برپا بوده است.
مادر دکتر رضا دهستانی، متخصص قلب و عروق در جوانی و در ۳۵سالگی به دلیل بیماری قلبی فوت میکند و او از همان زمان تصمیم میگیرد متخصص قلب و عروق شود. میگوید: در کارم دنبال پول نبودم.
از اعضای نهنفره هیئتمدیره مؤسسه و همه اهالی پای کار محله گرفته تا آن مرد زاهدانی که یک بار چای موکب را خورد و حالا سالهاست برای خدمت میآید، همگی نمکگیر نام شهدای بولوار شاهنامه هستند.
سالهاست داخل مغازه کوچک برقکاری سید عباس طالبیان هم کار انجام میشود و هم دست آدمهای محتاج گرفته میشود.
روحانگیز بیابانی بر اساس نذرش تصمیم به ساخت مجتمع خیریه ای برای مردم نیازمند میگیرد و در سال ۱۳۶۰ زمینی را در انتهای خیابان اقباللاهوری برای تأسیس این خیریه خریداری کرده و شروع به احداث بنای آن میکند.
محسن سروی با تشکیل گروه جهادی «راه سعادت» ۱۳ سال است در نقاط مختلف کشور به نیازمندان خیر میرساند. از موکبهای محرمی در شهرهای مرزی و عراق گرفته تا امدادرسانی در سیل و زلزله و برآوردهکردن آرزوهای کوچک کودکان.
اینجا مرکز نیکوکاری، کارآفرینی و توانمندسازی «آبشار مهر رضوی» است؛ خانه امید چهارصدخانوار مددجو. اعضای این خیریه واسطه خیر هستند و از ارتباطاتشان استفاده میکنند تا خیران سراسر شهر را پای کار گرهگشایی از زندگی هممحلیهای نیازمند بکشانند.






