عبدالرضا افشارزاده معلم، کارگردان، بازیگر و نویسنده است. نشستوبرخاست با بچهها که بهواسطه شغل معلمی برایش فراهم میآمده، دلیل و انگیزه اصلیاش برای ادامه راه فیلمسازی بوده است.
اشکان ضیایی تعریف میکند: رفتم طبقه سوم و جایی برای نشستن پیدا کردم و آنقدر حالم بد بود که خوابم برد. ناگهان کنار دستیام با آرنج به پهلویم زد که «اسمت را اعلام کردند؛ نامزد دریافت جایزه شدی.»
فرشید تمری، کارگردان تئاتر و نمایشنامهنویس مطرح مشهدی، اثری را در حمایت از مردم غزه به روی صحنه میبرد.
رسولزاده در تئاتر «خواستگاری»، نقش مردی آذریزبان به نام آقارجب را بازی میکند؛ «ماجراهای این آقارجب، ادامهدار شد و من در این نقش، طوری جاافتادم که اهالی تئاتر مشهد، عنوان آقارجب را به من دادند.»
محمدرضا غفوریان، بچه کوچه حمام برق بازیگری است که اگر پدرش او را به دبیرستان نمیفرستاد، امروز او را نه در قامت بازیگر تئاتر بلکه در قامت یک خیاط حرفهای میشناختیم.
مربی مهدکودک مهسا غفوریان در پروندهاش نوشته «مهسا خیلی استعداد بازیگری دارد» همان طور هم شد، او برترین بازیگر زن، در سی و ششمین دوره از جشنواره تئاتر فجر شد.
حوالی سال ۱۲۹۰ خورشیدی موسیخان اعتبارالسلطنه برآن میشود که علاوهبر برگزاری جشن، تئاتر و نمایش تختحوضی، در تالار عمارتش فیلمهایی را هم به نمایش بگذارد.
محمد ملتجی میگوید: جنگ شده بود و حکم مأموریت به جبهه به من داده شد. در آنجا به این فکر افتادم که برای رزمندگان تئاتر کار کنم. کار خوبی ارائه شد و رزمندگان نیز استقبال کردند.
محمد نیازی از کارگردانان تئاتر مشهد است. خیلیها او را به عنوان صاحب سبک تئاتر موزیکال در شهرمان میشناسند.
تمام نقشآفرینانش گروه «کهکشان نوجوانی» زنان کربلایی هستند. زنانی از ۱۴۰۰ سال قبل که از زبان خودشان داستان راستان کربلا را روایت میکنند.
استاد محمد شاهرودی، هنرپیشه نقشهای اسطورهای در نمایشهای تائیرگذار دوره خودش بود. او تنها بازمانده نسل اول تئاتر مشهد بود و بعد از ۹۲ سال زندگی هنرمندانه در اواخر اولین ماه زمستان سال ۹۶ خاک صحنه را ترک کرد.
حسن قادری سال ۶۶ به صورت جدی به بازیگری در تئاتر کودک مشغول میشود و همان سال در تئاتری با موضوع جنگ روی صحنه میرود اما درست وسط اجرای نمایش صدای آژیر قرمز به گوش رسید.
کریم جشنی در نمایش رادیویی «یکتکه از ماه» داستان مقطعی از زندگی جهادگر شهیدمهندس محمد طرحچی را روایت میکند. شهید نخبۀ محلۀ «شهیدهاشمینژاد» که کمتر از او شنیدهایم.
مهدی یاقوتینیت از کودکی عاشق بازیگری بوده و فیلمهای زیادی تماشا میکرده است. این بازیگر تئاتر تاکنون نقش های متنوعی را بازی کرده و پیش تر آپاراتچی سینما سیمرغ بوده است.
هدف سید جواد رحیمزاده از راهاندازی گروه هنری ققنوس در سال۸۰ تولید نمایشهای خاص کودک و نوجوان بود.
سجاد انتظاری مهدی و گروه تئاتری که سالها با آن همکاری داشت در ۳ نوبت نمایشهای فاخری را به آنسوی مرزها بردهاند و نام شهر و کشورمان را در سالنهای شناخته شده تئاتر انگلستان، فرانسه، ایتالیا و... مطرح کردهاند.
مهدی یاقوتینیت که از کودکی عاشق بازیگری بوده و فیلمهای زیادی تماشا میکرده، حالا خودش از هنرمندان جوان شهرمان است او دوست دارد نقش هیتلر را بازی کند.
یکی از نقشهایی که با آن زندگی کردم شخصیت راهب در تئاتر کاروان خورشید بود.بهخصوص صحنهای که راهب با سر امام حسین (ع) در صندوق صحبت میکند.
تئاتر «سندباد در ایران» کوشیده با نظر به اسطورههای کهن ایران، اسطورههای معاصر را بهشکل جذاب به کودکان و نوجوانان معرفی کند.
«محمود ثابتنیا» در پرونده هنری خود سابقه بازیگری، نمایشنامهنویسی، عکاسی و فیلمنامهنویسی را دارد و مقام اول بازیگریِ جشنواره سوره جوان را هم کسب کرده است.