سراغ شغلی آمدهام که در مقایسه با دیگر مشاغل، قدمت چندانی در کشور ما ندارد اما در همین چند سال گذشته بهسرعت گسترش یافته و طرفدار پیدا کرده است. قهوه، دانه گیاهی گرمسیری که خلاف نامش اصلا قهوهای نیست و بعد از پخت (رُست کردن) به سر و شکل دانه قهوه در میآید. زمانی قهوهنوشیدن تنها از طریق رفتن به یک کافیشاپ لوکس میسر بود. آن هم نه در همه جای شهر. باید شال و کلاه میکردی و به بالای شهر میرفتی تا کافیشاپی پیدا کنی و با استرس لای منوی آن دنبال نوشیدنیای آشنا بگردی.
محله جلالیه پیش از سال99، بخشی از محله رضائیه بوده است. گودال خشتمالها در رضائیه با واقعه گوهرشاد گره خورده است. آنطور که در تاریخ شفاهی مشهد بیان شده بعد از واقعه گوهرشاد یکی از مکانهایی که جنازه شهدای گوهرشاد به صورت گور دسته جمعی در آن دفن شده، گودال خشتمالها بوده است.

خودرو که داشته باشید به احتمال زیاد سر و کارتان به مغازه روکش صندلی و تزیینات خودرو میافتد. در نگاه اول این شغل خاص، زیاد به چشم نمیآید و به ظاهر ضروری هم تلقی نمیشود اما به سبب اهمیت دادن بیشتر خودروسواران به روپا بودن و تر و تمیزی و آراستگی خودرویشان، در گذر زمان بر تعداد صاحبان این شغل افزوده شده است. با اصغر محمودی فروشنده و نصاب روکش صندلی و تزئینات خودرو در محله جلالیه گپ و گفتی داشتهایم تا از جزئیات حرفهاش بشنویم.
زمانی همه عشق و علاقهاش شنیدن صدای تیک تاک ساعتها و چرخدندههای ساعتهای اسم و رسمدار قدیمی بوده است. پیرمرد 79سالهای که یکی از قدیمیترین ساعتسازهای مشهد در خیابان سرخس است و هنوز او و مغازهاش را ساعتبازها و آنهایی که ساعتهای اصل و مارک قدیمیشان خراب میشود، خوب میشناسند. حاج احمد باخرد ورود به حرفه ساعتسازی را قسمت و سرنوشت خود میداند؛ قسمتی که بهواسطه عموی ساعتسازش رقم میخورد تا پیشه او در کنار انبوه مشاغل سنتی خیابان سرخس هویت آن را سر و شکل بدهد.
شیوع کرونا در 2سال گذشته فشار زیادی بر اقشار آسیبپذیر آورده است. در این بین مؤسسهها و نیکوکاران زیادی به کمک این بخش از جامعه آمدند تا همه بتوانند در کنار یکدیگر این روزهای سخت را پشت سر بگذارند. زهرا توکلیان حقیقی، مدیر و مؤسس مؤسسه قرآن و عترت دانشآوران در محله جلالیه ، توانسته با کمک خیران، مؤسسه خیریه امام زمان(عج) را تأسیس کند و به بیماران صعبالعلاج در دوران کرونا کمک برساند.
دور و اطراف حرم مطهر آقا امام رضا(ع) پر است از خانههایی که هنوز چراغشان با همسایگی آقا روشن است. مرد و زنهایی پا به سن گذاشته یا میانسال که زیارت آقا برایشان یکی از اعمال روزانه است. اصلا تا زیارت نروند دلشان آرام نمیگیرد. این جماعت بر حسب اتفاق همسایه آقا نیستند، انتخاب کردهاند تا در جوار مرقد ایشان باشند. بهویژه ساکنان محلههای اطراف پایین خیابان که ارادت ویژهای به حضرت دارند و به زندگی پایین پای ایشان افتخار میکنند. سراغ خانواده موسوینژاد آمدهایم. خانوادهای از ذریه امام موسی بن جعفر(ع) که دل در گروی حضرت رضا (ع) دارند.
وارد مغازه که میشوی چیزی توجهت را جلب نمیکند. یک چهاردیواری کوچک ساده میبینی با اجناسی که توی طبقهها چیده شدهاند، همین. به ظاهر تفاوتی با دیگر مغازهها ندارد اما در پشت صحنه آن فعالیتهای زیادی در جریان است. اینجا شبیه پایگاهی کوچک شده است برای انجام فعالیتهای عامالمنفعه در محله. یک خیریه جامع و بزرگ برای کمک به نیازمندان محله که حالا خیلیها آن را میشناسند. مجید اسلامی، جوان دغدغهمند ساکن خیابان سرخس کاسب خوشنام این مغازه کوچک است که سال٩٥ با هدف اجرای همین ایدهها و فعالیتها آن را به راه انداخته است.
خانواده عرب اهوازی چندسالی است به مشهد مهاجرت کردهاند. در اینجا غریبند و تنها دلخوشیشان همسایگی آقا امام رضا(ع) است. فاطمه خانم عروسک میسازد، عروسکهایی زیبا که برای او عزیزند و هر کدام اسم و شخصیت مخصوصی دارند و لباس زیبای اقوام ایرانی را پوشیدهاند. این عروسکها در فضای مجازی مورد استفبال قرار گرفتند و از نقاط مختلف کشور سر درآوردند.