محله شهید معقول

محله
منطقه ۶

شهید معقول

«شهید معقول» محله‌ای است که در ابتدای بولوار حر قرار دارد و بدلیل سکونت خانواده شهید معقول در این محله به «شهید معقول» نام‎گذاری شد. مشاغل مختلفی همچون کارگاه‌های آهنگری و چاقوسازی از قدیم هنوز در شهیدمعقول نفس می‌کشند. با توجه به قدمت موسیقی مقامی و هنرمندان دوتار نواز؛ دوتارسازان چیره‌دستی در این محله فعالیت دارند. 

محله شهید معقول
ما در پرجمعیت‌ترین کوچه محله شهیدمعقول بزرگ شدیم
زهرا سلیمان‌شاهی تعریف می‌کند: خانه ما در پرجمعیت‌ترین کوچه محله قرار داشت؛ کوچه شهید موسوی‌نژاد۲۴ که آن زمان همه آن را به اسم «میلان۱۲» می‌شناختند. عصر‌ها کار ما بچه‌ها بازی‌کردن کنار در چوبی باغ بود.
بانوی روشن‌دل مشهدی با اراده‌اش به روزهای روشن رسید
راضیه هنرمند در دل سختی‌ها مسیر رشدش را پیدا کرد و با پشتکار و سماجت به روزهای روشن زندگی رسید که همیشه رؤیایش را داشت. حافظ کل قرآن شدنش نتیجه سال‌ها تلاش، ایستادگی و تسلیم‌نشدن در‌برابر محدودیت‌ها بود.
داستان‌های ماجراجویانه نویسنده ده ساله مشهد
محمدامین رفیعی زمانی‌که هشت سال سن داشته، یک داستان برای هم‌سن‌و سالانش نوشته و به‌‌صورت کتاب به چاپ رسانده است. او علاوه‌بر نوشتن داستان، تصویرسازی کتابش را هم انجام داده است.
همرزمان، یادِ شهید ملازاده را گرامی داشتند
منزل شهید حسن ملازاده در محله شهید معقول پس از ۳۰ سال میزبان هم‌رزمانش شد. این مهمانان، اعضای ستاد شهدای ادوات یگان‌های رزم خراسان بزرگ هستند.
تولد در خانواده عرب، سالار را رزمی‌کار کرد
پدر، مادر و خواهر سالار عرب، همگی دستی در ورزش رزمی دارند، انگار او در باشگاه رزمی به دنیا آمده است.
کتاب دوستی اهالی محله شهید معقول
این کتابخانه اینجا ۵‌هزار جلد کتاب دارد و ۱۵۰۰‌عضو فعال که روز‌به‌روز بر تعدادشان افزوده می‌شود؛ اعضایی که بیشتر از محله‌های اطراف مثل شهید‌معقول، شهید فولادی، شهید‌غلامی و... به اینجا می‌آیند. نرجس عابدزاده یکی از دلایل این استقبال خوب را نبود مکان‌های فرهنگی و تفریحی برای بچه‌های این منطقه می‌داند،‌ درنتیجه بچه‌ها با تمام وجود قدر این بستر را می‌دانند.
زندگی اهالی محله شهیدمعقول، معطلِ پروژه‌های ناتمام
از ناصر حالا یک جسم بی‌حرکت درازکشیده باقی‌مانده و یک ذهن خالی و راکد، کودکی که فریبا ۱۴سال است برایش مادری می‌کند. می‌گوید: دیشب که با هزار بدبختی کشان‌کشان تا دم در بردمش و توی تاکسی گذاشتمش، بغضم ترکید. تا بیمارستان با خودم می‌گفتم خدایا یا من را ببر یا این را. این مسیر طولانی از آخر قلعه‌ساختمان تا بیمارستان قائم(عج) و هزینه‌ای که هر ماه باید بابت این مسیر پرداخت کند، چیزی است که امانش را بریده است. ناصر هر ماه نیاز به چکاپ تخصصی دارد و باید زیرنظر پزشک متخصص دارو بخورد. اگر دارو‌ها قطع شود تشنج می‌کند و شرایط سخت‌تر می‌شود.