اینجا شبهروستایی است که بین راه مانده است. میان آب ادانی مشهد و اولین روستای خلج گیر افتاده است. هنوز خاطره حضور در مشهد در ذهنت کمرنگ نشده است که به این روستا میرسی. فضایی دلنشین برای عبور و سخت برای زندگی!
حاج «رمضانعلی اللهرسان» طرق را قدیمیترها خوب میشناسندش و بچهها نامش را از پدرانشان شنیدهاند.هرجا قدمی برای طرق برداشته میشود یا کاری راه میافتد، پای حاجی در میان است.
احمد غروبی، یکی از شهروندان محله جاهدشهر با استفاده از روشهای خلاقانه و ابتکاری خود با استفاده مجدد از آب شرب مصرف شده خانواده درختان زیادی را پرورش داده است.
در نقشه قدیمی مربوط به دهه سی مشهد، اسم کوچه دانشگاه ۱۷ را «باغ منبع» نامگذاری کرده بودند. این محدوده دردهه ۲۰، به خاطرمنبع آب بزرگی که در آن وجود داشته، مردم این اسم را رویش گذاشتهاند.
در دیوارِ همه خانههای احمد آب اد سوراخ یا سویی تعبیه شده بود که از میان آن جوی آب ی عبور میکرد. این جوی آب از باغ سرمسازی میآمد.
فتحعلی شاه بهرسم سپاس از دوراندیشی اسماعلیخان، هموزنش به او طلا اهدا میکند. این سردار، طلاها را صرف ساختن سنگاب حرم رضوی میکند.
هدررفت آب هنگام استحمام، دغدغه ذهنی مصطفی خلیلزاده، نوجوان محله رضاشهر شده بود.